شنبه 13 آذر 1400
خانه / خانه های تاریخی / خانه ی آرازی

خانه ی آرازی

30 مرداد 1394

1 )) این خانه در خیابان بوعلی باختری ، کوچه ی جان باختگان مشّاطان ، نخستین کوچه ی سمت راست به شماره ی 84 ، قرار گرفته است .

2 )) از ساختار معماری خانه برمیآید که هم پیوند با اوایل دوره ی پهلوی باشد .

3 )) در بزرگ چوبی زیبا با کوبه هایی ویژه ی بانوان و آقایان که بر بالای آن ، آجرکاری زیبایی نیز دیده میشود به همراه نگاشته ای از بسم الله الرّحمان الرّحیم انّا فتحنا لک فتحا مبینا ، نخستین سازه ی دیدنی این خانه است . در دو سوی در ورودی نیز ، آجرکاری های زیبایی ، دیده میشود که بر روی دیوار اصلی ، کشیده شده اند . دور در نیز به صورت هلالی با آجرها ، نماسازی شده است .

4 )) دیوار بیرونی خانه که در را نیز پوشش داده است ، کاه گلی است و یک پنجره ی فلزّی بسیار کوچک هم بر روی آن ، دیده میشود .

5 )) پس از ورود از در چوبی ، وارد یک سرسرای کوچک میشوم که سمت راست آن به حیاط خانه و سمت چپش به بام ، راه دارد . سقف این سرسرا با چند کاشی رنگی ، آراسته شده است .

6 )) پس از ورود به حیاط که چندان بزرگ هم نیست با دو ساختمان در دو سمت باختری و خاوری و دو درخت بلند کاج در میانه ی حیاط ، رو به رو میشویم . بخش های شمالی و جنوبی حیاط ، دارای دیواری است که ایوانچه دارد و زیباست .

7 )) ساختمان سمت باختری در سه طبقه که طبقه ی پایینی ، زیرزمین است ، با چهار ستون سپید رنگ زیبا ، خودنمایی میکند . طبقات یکم و دوم ، هر یک ، دارای سه در ورودی چوبی و زیبا هستند . زیرزمین ، 5 در ورودی دارد .

8 )) زیرزمین ، بازسازی و با آجرچینی ، آراسته شده است و دارای اتاق های تو در توست . میتوان گفت که ضمن بهره وری به عنوان انبار کالا ، بهره وری آب انبار نیز داشته است .

9 )) حیاط با دو پلّکان شمالی و جنوبی به طبقه ی کم ، راه پیدا میکند . طبقه ی یکم ، دارای دو اتاق میباشد که در اتاق سمت شمالی ، یک هیمه سوز زیبا ، دیده میشود . این طبقه با راه پلّه ای به طبقه ی دوم ، پیوند می یابد . سردرهای ورودی این طبقه با آجر ، آراسته شده اند .

10 )) طبقه ی دوم نیز به تقارن طبقه ی یکم ، دارای دو اتاق و یک تراس است . سقف این دو طبقه ، منبّت کاری شده و پنجره های کوچک درهای ورودی و بیرونی نیز رنگ آمیزی شده اند . بر خلاف طبقه ی یکم ، سردرهای این طبقه ، آراستگی ویژه ای ندارند . جلوی تراس های هر دوطبقه با نرده های فلزّی که آراسته نیز هستند ، پوشیده شده است .

11 )) امروزه از این خانه ی زیبا به عنوان خانه ی سفال قزوین با مدیریّت آقای جمالی ، بهره برداری میشود ؛ همه ی اتاق های خانه ، انباشته شده با کارهای زیبای سفالی وی و شاگردانش .

12 )) ساختمان بخش خاوری در دو طبقه ، ساخته شده که طبقه ی یکم ، دارای سه در ورودی است که در میانی ، نسبت به دو در شمالی و جنوبی ، کوچک تر است . هر یک از این درها به یک اتاق و در میانی به یک سرسرا ، باز میشوند . این ساختمان ، دارای 6 ستون زیباست . هم چنین یک تراس دارد که با پلّکان به حیاط ، راه می یابد . طبقه ی پایین نیز زیرزمین است .

13 )) به پشت بام هم میرویم ؛ در پشت بام به جز در چوبی کوچک آن ، چیزی برای دیدن نیست .

در ورودی خانه

ساختمان باختری

نمونه ای از کارهای سفالی آقای جمالی

نمونه ای از کارهای سفالی آقای جمالی

درباره ی علیرضا هاشمی

اشکان هاشمی هستم ملقّب به مرد همیشه در سفر ؛ زاده ی 6 اردیبهشت 1362 ؛ دل داده ی ایران و تاریخ و طبیعت بی مانندش . سفر رو به صورت رسمی و ثبت شده از 14 اردیبهشت 1385 با سفری دلچسب به استان آذرآبادگان باختری ، آغاز کردم

مطلب پیشنهادی

شوشتر ( برج کلاه فرنگی و دژ سلاسل )

در کناره ای زیبا از کارون خروشان ، برج کلاه فرنگی شوشتر را میتوان دید …

5 دیدگاه

  1. سلام . ممنونم از شما و خسته نباشید میگم . برنامه سفرهای گروهی ندارین ؟

  2. اینم یه قطعه شعر درباره فصل بی نظیر پاییز
    امیدوارم این قطعه شعر ، برگ های خشک وجودمون رو یه تکون درست و حسابی بده … آرزو میکنم دراین فصل پاییز دوباره بچه های ایرانگشت رو دور هم با یه عالمه لبخند و شادی ببینم…

    “چگونه چشم بسته ای به روی آبی قشنگ آسمان
    چگونه منتظر نشسته ای به زردی زلال این زمین
    تو چشم بسته ای تو خواب گشته ای
    تو سحر گشته ای ؟؟؟
    تو از فسون ابرها به دور گشته ای !!!
    چگونه میتوان ندید این ترنم خزان به گوشه گوشه های این زمین

    نفس دوباره تازه کن
    به یمن این خزان
    به یمن این قشنگ ، مهربان ماه ها
    به یمن این خزان، عروس مهربان
    به یمن این قیام برگ ها
    به فصل برگ های کنده از درخت
    جدا کن از خودت تمام برگ های خشک خاطرات تلخ
    به شاخه ی وجود خود اجازه ی نفس بده
    اجازه ده
    که این وجود نازکت تکان دهد تمام برگ های خشک خود
    به این خزان
    به یمن این عروس فصل ها
    نفس بده به هستی ات
    به جنگل خزان زده نگاه کن
    ب فصل برگ ریز و پیری اش چگونه چون عروس، تازه گشته است
    و روح این “امید زندگی” چگونه در دل درخت به جاودانگی اسیر مانده است
    مگر کمی از این درخت
    ک در بهار عمر خود به فصل اخرت رسیده ای ؟؟؟؟

  3. بهشت جان از این که به صورت غیر رسمی حامی سفر های گروهی ایرانگشت هستی
    ازشما بی نهایت سپاس گزارم ….
    با پاسخی که به حنا جان دادین معلومه که یکم خودتون رو جمع و جور کردین
    و دیگه بهتره منم نصحیت هامو در قالب قطعه و شعر تمام کنم
    خدا روشکر که بوی سفر های گروهی هر چند از دور استشمام میشه
    بی نهایت خدا را سپاس.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.