یکشنبه 23 مرداد 1401
خانه / آبشارها / استان سپاهان

استان سپاهان

1 )) آبشار آب ملخ

برای رسیدن و دیدن آبشار آب ملخ ، راه درازی را تا شهر سمیرم میروم ؛ شب را در سمیرم و در داخل ماشینم میخوابم . بامداد روز آینده به سمت روستای آب ملخ به راه میافتم ؛ اما کسی را در روستا نمی یابم ؛ گو این که اهالی به صورت فصلی در روستا ، زندگی میکنند . کمی به انتظار در داخل ماشین مینشینم و پس از نیم ساعت ، دوباره به جست و جو برای یافتن کسی میپردازم تا این که با چند بانوی روستایی ، رو به رو میشوم . از آن ها برای راه دسترسی به آبشار ، کمک میجویم ؛ اما آن ها میگویند که آبشار ، خیلی دور است و در این فصل ، اصلا نمیتوان به آن جا رفت . از من ، پایفشاری و از آن ها ، خودداری .

سرانجام تصمیم میگیرم که راه برگشت را به سوی روستایی دیگر در اطراف ، پی بگیرم . به روستای چهارراه میرسم و از کسی که در یکی از خیابان ها به انتظار ایستاده ، کمک میخواهم . او پس از کمی اندیشه میگوید که حدود دو ساعت دیگر و پس از انجام کارش میتواند مرا به آبشار ببرد . پس چاره ای ندارم جز انتظار . نام این آقا ، مهدی موسوی است . او ، مرا به خانه اش ، فرامیخواند و برایم ناشتایی میآورد و از من ، پذیرایی میکند . از من ، اجازه میخواهد که به دنبال انجام کارش برود و پس از پایان کار ، نزد من آمده تا مرا تا آبشار ، راهنمایی نماید .

با رفتن آقای موسوی ، تصمیم به کمی استراحت در خانه میگیرم . زمان میگذرد ؛ من از خواب برمیخیزم ؛ دیر شده است . پس از ساعتی ، آقای دیگری که خود را برادر آقای موسوی میشناساند ، میآید و از من میخواهد که با او ، راهی آبشار شویم . با کمال میل میپذیرم ؛ زیرا زمانم ، کم است و باید امشب در شهر سپاهان باشم . با آقای موسوی برای خوردن ناهار به یک پیتزایی میرویم و پس از خوردن ناهار و همراه شدن پسرخاله ی آقای موسوی که جوانی خوش برخورد است ، دوباره به سمت روستای آب ملخ میرویم .

در آب ملخ ، خودرو را در کنار امام زاده گذاشته و پس از برداشتن ابزار لازم و کفش و لباس مناسب ، راهی پیاده روی در طبیعت زیبای پاییزی میشویم . جلوه های پاییز به زیبایی تمام ، رخ مینمایانند . در کنار ما که در حال پیاده گردی هستیم ، رودخانه نیز میتازد و میخروشد . راه دسترسی به آبشار ، نسبتا هموار و مناسب است و حدود یک ساعت زمان میبرد تا به آبشار میرسیم . آبشاری زیبا ، پرآب و اگر احتیاط نکنیم ، خطرناک …

من و آقامهدی در آغاز راه

جلوه های زیبای پاییزی

این رود زیبا در همه ی راه در کنارمان بود .

آبشار زیبای آب ملخ

فیلم آبشار

پس از نیم روز و پس از پایان بازدید از آبشار آب ملخ به سوی شهر سپاهان میروم ؛ حدود سه ساعت راه دارم و باید امشب به سپاهان برسم و میرسم . شب را پس از خوردن یک ساندویچ ، در یکی از خیابان های اصلی شهر درون خودرو میخوابم تا فردا به سراغ برخی از دیدنی های شهر سپاهان بروم .

2 )) خانه ی تاریخی هوانس

محله ی زیبای جلفا از دیدنی ترین جاهای شهر سپاهان است . یکی از دیدنی های این محله ، خانه ای تاریخی است در انتهای یک کوچه ی بن بست به نام خانه ی هوانس . ساعت هفت و نیم بامداد ، آن جا هستم تا بتوانم ناشتایی را در آن جا بخورم .

از دری زیبا ، وارد هشتی خانه ی هوانس میشوم . سمت راست به سوی اتاق ها و حیاط و سمت چپ به طبقه ی بالا ، راه دارند . برای خوردن ناشتایی به سمت حیاط میروم ؛ املت ایرانی ، سفارش میدهم . تا ناشتایی ام ، آماده شود به گشتی در حیاط و اتاق ها میپردازم . واقعا زیباست . شیشه های رنگین ، آرایه های بسیار زیبای معماری بر روی دیوارها ، آینه کاری ها ، هیمه سوز ، کاشی کاری ها و قاب عکس هایی قدیمی از صاحبان خانه ، جلوه ی دلربایی به خانه ی هوانس بخشیده اند .

امروزه ، کاربری این خانه ، رستوران است .

سپس به سوی خانه ی تاریخی مجتهدی یا ملاباشی میروم .

3 )) خانه ی ملاباشی

از زیبایی این خانه هر چه بگویم ، کم گفته ام ؛ زنگ در را که به صدا درمیآورم ، پیرمرد باکلاسی ، ظاهر شده و به من ، اجازه میدهد که وارد خانه شوم . از هشتی ، وارد یک حیاط زیبا با یک حوض در میانه شده و سپس به سمت چپ ، وارد محوطه ی اتاق ها میشوم ؛ بهای بازدید از این خانه ، چهارسدهزار ریال است ؛ کارت میکشم و وارد خانه میشوم . اتاق ها ، ارسی ها و پنجره ها ، آن اندازه چشمنواز و جادوگر هستند که از خود ، بی خود میشوم و مست این همه زیبایی و رنگ . دور تا دور حیاط به جز یک بخشش را اتاق ها ، پوشانده اند که با یک راهروی زیبا به حیاط راه دارند . در بخش دیگری از حیاط ، اتاق شاه نشین است . برای ورود به این اتاق ، به ارج این همه رنگ و زیبایی ، باید کفش ها را از پا کند و وارد اتاق شد . باورنکردنی است . این همه رنگ و درخشش آفتاب از کجا آمده است ؟ آیینه کاری های سقف و دیوارهای اتاق شاه نشین ، محشر و دل فریب هستند . به راستی بهای بازدیدش میارزد .

از این در از سمت کوچه ، وارد خانه میشوم . 

و سپس پای در این حیاط زیبا میگذارم . 

در همه ی سمت های این حیاط ، اتاق ها و هشتی ، قرار گرفته اند و از راه پله ، میتوان به طبقه ی دوم ، دست یافت . 

4 )) خیابان زیبای چهارباع

سه ساعت و نیم از روز آدینه ام را به پیاده گردی در خیابان بلند و زیبای چهارباغ میگذرانم ؛ خیابانی صفوی و هم پیوند با دوره ی شاه عباس که بخش زیادی از آن ، پیاده راه شده و یک مرکز تجمع و تفریح برای مردم . بخشی از این خیابان هم از سی و سه پل میگذرد . این بولوار زیبا ، دارای جدول بندی در میانه ی خود است که با درختان سربرافراشته و دلربا ، زیبا شده است .

5 )) آرامگاه احمد میرعلائی

او را از کشته شدگان قتل های زنجیره ای دهه ی هفتاد میدانند . آرامگاهش در گلشن نام آوران مجموعه ی گورستان شهر سپاهان ، واقع شده است .

6 )) شهر زیرزمینی کرد علیا

این محوطه ی تاریخی که به دوره ی اشکانیان بازمیگردد در گستره ای بیست هزار متر مربعی در داخل روستای کرد علیا ، قرار گرفته است ؛ بهای بلیطش ، هفتاد هزار ریال است و شوربختانه تبلیغات چندانی در شبکه های مجازی از آن نشده است . گویا این جا در دوره ی اشکانیان ، مرکزی نظامی برای گردآوری مهمات و نیرو بوده است . ژرفای مجموعه ، منفی 5 تا 8 متر طبقاتی است . هشتاد حلقه چاه آب و هشتاد راه ورودی در این مجموعه هخستند . هم چنین دارای اتاقک ها و تالارهاتی بسیاری است . دما در مجموعه ، 4 درجه است . شما را برای بازدید از این جا ، یک راهنما ، همراهی میکند .

ورودی مجموعه برای گردشگران

درباره ی علیرضا هاشمی

اشکان هاشمی هستم ملقّب به مرد همیشه در سفر ؛ زاده ی 6 اردیبهشت 1362 ؛ دل داده ی ایران و تاریخ و طبیعت بی مانندش . سفر رو به صورت رسمی و ثبت شده از 14 اردیبهشت 1385 با سفری دلچسب به استان آذرآبادگان باختری ، آغاز کردم

مطلب پیشنهادی

روستای شیزند

شیزند ، روستایی است در شهرستان تاکستان استان قزوین با مردمانی ترک زبان و جمعیتی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.