سه‌شنبه 15 اسفند 1402
خانه / جزیره ها / جزیره ی زیبای بنی فارور ( کله قندی ؛ فارور کوچک )

جزیره ی زیبای بنی فارور ( کله قندی ؛ فارور کوچک )

جزیره ی زیبای بنی فارور ( کله قندی ؛ فارور کوچک )

سال 1399 که به سفر استانی هرمزگان رفته بودم ، یکی از برنامه هام ، دیدن جزیره ی کوچیکی بود در ژرفای شاخاب پارس به نام جزیره ی زیبای بنی فارور . وقتی به اون جزیره رسیده بودم که به دنبال تلاطمات دریایی ، حالم ، خیلی خوب نبود و مجبور به کمی استراحت در کرانه ی جزیره شدم .

پس از بهبود حالم و کمی گشتن در اطراف جزیره ، تصمیم گرفتم تا در سال آینده با دوستانم به این جزیره بیام و یک شب رو در این جا ، کمپ بکنیم و حسابی حال بیاییم ؛ آخه موندن در یه جزیره ی دور از مرزهای خاکی کشور با آرامشی شگفت و باورنکردنی میتونه یکی از آرزوهای هر گردشگری باشه .

جزیره ی زیبای بنی فارور ( کله قندی ؛ فارور کوچک )

فروردین 1401 ، فرارسید و من ، باید به آرزوم میرسیدم ؛ با تنی چند از دوستان ( حسن ترابی ؛ حسن عنایت ؛ محمد کوچک تبار ؛ حامد فیاض پور و مهتاب انارکی ) ، هماهنگ میکنم و ما ، مردها با ون میریم تهران و از تهران با قطار میریم به سمت بندرعباس ؛

با ناخدا حاجی هم که سال 1399 منو به فارور برده بود ، دوباره هماهنگ میشم تا در بندربستانو ، منتظر ما باشه که ما رو ببره به جزیره ی زیبای بنی فارور . مهتاب هم از کرمانشاه به هر روشی هست ، خودشو میرسونه به بندربستانو .

جزیره ی بنی فارور

همگی در کرانه ی بندربستانو و آماده ی سوار شدن بر قایق

از سفر با قطار ، بسیار لذت میبرم ؛ اگرچه به قطارهای نظام اسلامی ، هرگز اعتمادی نیست ؛ ولی چاره چیست ؛ راه ، دراز است و با خودرو نمیتوان به سادگی رفت و هواپیما هم گران و فاقد امنیت تر از قطار است . از بندرعباس هم با یک خودروی سواری پژو 405 تا بندر بستانو میرویم و در آن جا ، مهتاب و ناخدا حاجی را میبینیم که منتظر ما هستند .

با تجهیزات کامل اعم از چادر ، موادّ خوراکی ، چراغ و لباس ، سوار قایق میشویم و دل را به شاخاب بزرگ و باابهت پارس میسپاریم . امواج سهمگینی که ما را بالا و پایین میبرند و تا خود جزیره ، هم سفرمان میشوند . عموعنایت و مهتاب ، دلاورانه بر شاخ قایق مینشینند و ما با کمی ترس در میانه و ته قایق . ناخدا حاجی هم همانند سال 99 ، با سرعت به سوی جزیره میراند .

یک ساعت و نیم در میانه ی آب های آبی رنگ شاخاب ، میتازیم تا سرانجام از دوردست ، کله قندی جزیره ی زیبای بنی فارور را میبینیم . برای رسیدن به جزیره ی زیبای بنی فارور ، باید از نزدیکی فارور بزرگ که یک جزیره ی نظامی و بازدید از آن ، ممنوع است هم بگذریم . قایق تا نزدیکی ماسه های زیبا و پاک بنی فارور میرود . وسایل را تخلیه کرده و پس از پیدا کردن اتراقگاهی مناسب به گشت زنی در جزیره میپردازیم .

همان جزیره ای که آرزویم ، یک شب کمپ در آن بود . دو نفر میشویم و میرویم تا جزیره را یک دور کامل بزنیم ؛ در این دور کامل با انواع لاک پشت ها ، پرندگان ، خرچنگ ها ، صدف ها و برخی حشرات ، دیدار میکنیم . خرچنگ ها بر روی سنگ های کنار کرانه در حال استراحت و آفتاب گرفتن هستند و با شنیدن صدای پای ما به درون آب میگریزند .

لاک پشت ها ، هر از چند گاهی سرهای درازشان را از آب ، بیرون میآورند تا اطراف را بپایند . حتی مسیر تخم گذاری آن ها را بر کرانه ی ماسه ای میبینیم . کرانه ، آن قدر گسترده و زیباست که در یک جای مناسب با احتیاط کامل ، کمی شنا میکنیم . آبی زلال و شفاف که با گوپرو ، فیلم هایی میگیرم که در آن ، ماهی های زیبایی در ژرفای آب ، مشغول شنا هستند .

فانوس دریایی ، یکی از نمادهای این جزیره است که گمان میکردم شباهنگام روشن شود ؛ ولی روشنش نکردند .

جزیره ی بنی فارور

دوستان عزیزم آماده ی سوارشدن بر قایق هستند .

جزیره ی بنی فارور

جزیره ی بنی فارور از دور ، نمایان میشود .

جزیره ی بنی فارور

به کله قندی ، نزدیک و نزدیک تر میشویم .

جزیره ی بنی فارور

و سرانجام به جزیره ی بنی فارور میرسیم .

جزیره ی بنی فارور

این جزیره ، دارای یک تپه ی نه چندان بلند است که بر فراز آن ، فانوس دریایی است و کرانه ای ماسه ای دارد به همراه سنگ های جالب که عمومن در مرکز جزیره ، ریخته شده اند . شب ، چادرها را برپا کرده و برای شام ، گفت و گوی شبانه و خوردن خوراکی ، آماده میشویم . شب واقعن جذابی میشود . همراه با صدای بلند مرغان دریایی که نمیدانم از چه ، ناراحت بودند ،

شام خوردیم ؛ کمی کرانه گردی کردیم و به گپ و گفت پرداختیم . شب بسیار متفاوت و خوبی بود . موش های کوچک و گونه ای از خرچنگ ها که بسیار زیبا و دارای لاک بودند هم به سمت ما میآمدند .

جزیره ی بنی فارور

جزیره ی بنی فارور

فردا صبح پس از آب تنی ، عکاسی و فیلم برداری ، با ناخدا به سوی کرانه ی بستانو برمیگردیم . ناخدا از ما میخواهد که برای دوش گرفتن و خوردن ناهار به خانه اش برویم ؛ چون سخنان و فراخوانی او از ته دل و بدون تعارف بود ، میپذیریم و به خانه ی ناخدا حاجی میرویم . خانه ای گرم و صمیمی . بچه ها ، یک به یک دوش میگیرند و سپس با آمدن بانوی خانه که فرهنگی بودند ، ناهار بسیار خوش مزه ی دریایی میخوریم . خانواده ی ناخدا ، همانند خود او ، بسیار گرم و صمیمی بودند .

جزیره ی بنی فارور

سپس ناخدا و عمویش ، ما را به شهر میرسانند تا به ادامه ی سفر برویم .

رفتن به جزیره ی زیبای بنی فارور و ماندن شبانه ی مان در آن جا ، یکی از نقاط عطف سفرهای من بوده است . از دوستان عزیزم که مرا در این سفر دلچسب ، همراهی کردند ، سپاس ویژه دارم .

جزیره ی بنی فارور

جزیره ی بنی فارور

جزیره ی بنی فارور

جزیره ی بنی فارور

جزیره ی بنی فارور

جزیره ی بنی فارور

جزیره ی بنی فارور

جزیره ی بنی فارور

جزیره ی بنی فارور

 

درباره ی اشکان هاشمی

اشکان هاشمی هستم ملقّب به مرد همیشه در سفر ؛ زاده ی 6 اردیبهشت 1362 ؛ دل داده ی ایران و تاریخ و طبیعت بی مانندش . سفر رو به صورت رسمی و ثبت شده از 14 اردیبهشت 1385 با سفری دلچسب به استان آذرآبادگان باختری ، آغاز کردم

مطلب پیشنهادی

روستای خشکنات بالا

روستای خشکنات بالا

روستای خشکنات بالا از مجموعه روستاهای دورافتاده و کم تر شناخته شده ی استان قزوین …

2 دیدگاه

  1. درود
    عزیزانی که مایل به سفر به جزیره هستن با من تماس بگیرن
    راهنمای محلی و آشنای کامل به جزیره هستم

  2. دوستانی که مایل به رفتن به جزیره هستن با من تماس بگیرن
    ۰۹۳۰۲۴۲۷۲۸۱

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.