دوشنبه 14 آذر 1401
خانه / ایران را بگردیم . . . / خوزســـــتان

خوزســـــتان

آبشار شوی

این آبشار زیبا و بزرگ در نزدکی های شهر دژپل ( دزفول ) ، واقع شده ؛ البتّه این که میگم نزدیکی های دژپل به این چمه که در جنگل های بلوط اطراف این شهر قرار گرفته وگرنه راه زیادی رو برای رسیدن به این زیبایی خداوندی باید پیمود . من ، ماشین رو میگذارم خونه ی یکی از دوستای گلم و با نیسان ، راهی میشیم . تا یه جاهای زیادی رو میشه با نیسان رفت و پس از اون ، راه کوتاهی رو کوهپیمایی میکنیم تا به چادر عشایر برسیم . امشب رو بناست که در کنار این عشایر مهمون نواز بمونبم . پس از کمی رفع خستگی با راهنمایی یکی از عشایر ، راهی آبشار میشیم . راهی حدوداً یک ساعته رو از میون رود و کوه های زیبا و سرفراز میگذرونیم . چند تا آبشار کوچیک و بزرگ رو هم رد میکنیم تا سرانجام به آبشار بسیار دلفریب شوی میرسیم . آبشاری که به گونه ی بسیار دلنوازی از دل کوه ، آبش رو بیرون میزنه و بر برگه ی زمین ، جاری میشه . درختای بلوط چندی هم در اطراف آبشار ، دیده میشن که جلوه ای رؤیائی رو به منطقه بخشیدن . شب رو هم در کنار عشایر و در چادر اون ها میگذرونم و بامدادان با صدای خروس از خواب بلند میشم و با نوشیدن شیر تازه ی گوسپند ، انرژی میگیرم .

67 (4)

آبشار زیبای شوی ؛ به راستی این آبشار در دل ها ، تپش می افکند !

خوزســـــتان

  آبشار شگفت انگیز شوی

خوزســـــتان

 من در قاب زیبای آبشار شوی ؛ قطرات آبشار بر برگه ی دوربین ، خودنمایی میکنند .

خوزســـــتان

 من در اتاقک عشایر ؛ تفنگ در دست . عشایر از این تفنگ برای حفاظت از خود و گلّه ی شان ، بهره میبرند .

آبشارهای تاریخی شوشتر کهنای این آبشارها که وظیفه ی بخش بندی آب و بهره برداری از آن را در شهر شوشتر بر عهده داشته اند به دوره ی ساسانیان برمیگردد . ثبت جهانی این آبشارها ، نشان دهنده ی اهمّیّت بسیار زیاد آن هاست .

خوزســـــتان

آبشارهای تاریخی شوشتر

آرامگاه باحزقیل پیامبر

  درون شهر دژپل ( دزفول ) ، پدر دانیال پیامبر به نام باحزقیل در آرامگاهی که تقریباً همانند آرامگاه دانیال است ولی در ابعادی کوچک تر ، به خاک سپرده شده است .

خوزســـــتان

آرامگاه باحزقیل پیامبر

خوزســـــتان

من در کنار ضریح باحزقیل پیامبر

آرامگاه براء بن مالک

براء بن مالک ، یکی از یاران نزدیک محمّد ، پیام آور اسلام بود که در جنگی که برای گشایش شوشتر توسّط اعراب به راه افتاده بود ، کشته و در آرامگاهی زیبا  در همان شهر به خاک سپرده شد .

خوزســـــتان

آرامگاه براء بن مالک

خوزســـــتان

ضریح متفاوت براء

آرامگاه دانیال پیامبر (  16 آذر 1391 )

دانیال پیامبر که از مصلحان بزرگ قوم یهود بوده است در فاصله ای نه چندان دور از پدرش که در دژپل ، به خاک سپرده شده در شهر تاریخی شوش ، آرمیده است . آرامگاه زیبا و متفاوت او با گنبدی دندانه دندانه و پلّکانی در شهر شوش میدرخشد .

خوزســـــتان

آرامگاه دعبل خزاعی ( 16 آذر 1391 )

دعبل خزاعی ، از سرایندگانی بوده است که در ستایش خاندان پیامبر اسلام ، سروده های زیبایی را به رشته ی نگارش درآورده است . میگویند وی به دنبال همین سروده ها ، توسّط خلیفه ی وقت ، کشته شده است . آرامگاه متفاوت و زیبای دعبل در مرکز شهر شوش ، واقع شده است .

خوزســـــتان

آرامگاه سیّدجاسم موسوی ( 12 آذر 1391 )

وی که یکی از بزرگان مناطق روستایی اطراف سوسنگرد بوده است در آرامگاهی ساده به خاک سپرده شده است .

خوزســـــتان

آرامگاه سیّدحمید موسویان ( 10 آذر 1391 )

در نزدیکی های آبادان ، آرامگاهی معاصر ، دیده میشود که مردم ، اعتقاد دارند کودکی که در آن ، خفته است یعنی سیّدحمید موسویان ، دارای کرامات و معجزاتی است و برای همین برای این آرامگاه و صاحب آن ، ارج و قرب بسیاری قائل هستند . پدر و مادر سیّدحمید هم در کنار او و در همین آرامگاه خفته اند .

خوزســـــتان

نمای بیرونی آرامگاه

خوزســـــتان

من در آرامگاه

آرامگاه سیّدکاظم شعشعانی ( 11 آذر 1391 )

این مرحوم از بزرگان منطقه بوده که در آرامگاهی بسیار ساده در کنار راه سوسنگرد به هویزه به خاک سپرده شده است .

خوزســـــتان

آرامگاه سیّدکاظم موسوی ( 11 آذر 1391 )

بزرگی دیگر در اطراف  سوسنگرد در آرامگاهی کوچک و ساده ، آرمیده است .

خوزســـــتان

آرامگاه سیّدمهدی موسوی ( 12 آذر 1391 )

نزدیکی هویزه

مرقد مطهّر علّامه سیّد مهدی موسوی جزایری جدّ سادات آل مهدی ذریّه ی امام موسی کاظم تجدید بنا : 1389 با در سبز رنگ فلزّی – سه تا در سبز رنگ – در اصلی باز – مقبره با ارتفاع 20 سانتی متر از زمین – روی مقبره پارچه ی سبز ، قرآن و کتاب دعا و زیارات – سطح       : فرش پشتی ها در دو طرف عکس عبّاس ، حسین ، رضا و آیت الله سیستانی ، امام علی ، شهید سیّد عبدالله موسوی ، شهید سیّد کمال الدّین آل مهدی ، شهید سیّد لفته آل مهدی ، شجره نامه ی مرحوم ساعت خواب افتاده جهت قبله دیوار مرمر تا 50 سانتی متر و نیمه سیمان بیرون آرامگاه آجری بدون تزیینات سرویس بهداشتی مردانه و زنانه گنبد کوچک ، ایزوگام شده

خوزســـــتان

آرامگاه شعیب پیامبر ( 15 آذر 1391 ) این آرامگاه در اطراف شهر شوشتر و در کنار شهرکی به نام شهرک شعیب ، قرار گرفته است . ساختمان آن ، آجری و دارای دو مناره ی کوتاه نیم طلایی و یک گنبد پوشیده با ایزوگام است . سه در ورودی برای آن ، تعبیه شده که پس از ورود به ساختمان ، باید از ساختمان نخست ، گذر کرد تا به اتاق کوچکی رسید که ضریح سبزرنگ فلزّی کوچک که به شکل یک مستطیل است که یک نیم بیضی بر روی آن ، قرار دارد ، در میانه ی این اتاق ، قرار گرفته است .

خوزســـــتان

آرامگاه یعقوب لیث صفّاری ( 17 آذر 1391 )

آرامگاه یعقوب لیث ، پایه گذار زنجیره ی صفّاریان که از نخستین حکومت های ایرانی پس از یورش تازیان به ایران بودند و هم چنین از علاقه مندان زبان و فرهنگ پارسی در شهرک اسلام آباد در اطراف شهر دژپل ( به عربی دزفول ) ، قرار گرفته است که مردم به نادرستی ، آن را آرامگاه یک پیشوازاده میدانند .

خوزســـــتان

آرامگاه یعقوب پیامبر ( 16 آذر 1391 )

در میانه ی یکی از کشتزارهای اطراف شهر شوش و در میان راه شوشتر به شوش ، آرامگاهی ساده ، قدیمی و متفاوت ، دیده میشود که آن را منسوب به یعقوب پیامبر میداتند .

خوزســـــتان

خوزســـــتان

آرامگاه پیشوازین العابدین ( 16 آذر 1391 )

خوزســـــتان

آرامگاه خضر زنده ( 10 آذر 1391 ) 

خوزســـــتان

 بند برج عیار ( 15 آذر 1391 )

خوزســـــتان

خوزســـــتان

پل بند شادروان و کانال داریون ( 15 آذر 1391 )

خوزســـــتان

خوزســـــتان

خوزســـــتان

 پل سپید ( 8 آذر 1391 )

این پل زیبا که بر روی رودخانه ی خروشان کارون ، بسته شده است در خیابان ساحلی باختری شهر اهواز ، قرار دارد . اگرچه ، گذر خودرو بر روی پل ، آزاد و بلامانع میباشد ولی رفت و آمد خودروها ، بسیار کم ، انجام میشود . ماشینم را در گوشه ای کنار خیابان ساحلی ، متوقّف میکنم و گام زنان به سمت پل می آیم . این پل برای رنگش به پل سپید نیز نامدار است . پل از دو سوی خاوری و باختری خود با دو اهرم بسیار بزرگ که نقش بالابر آن را نیز بازی مینمایند ، استوار و پابرجا ، نگاه داشته شده است . دو سازه ی فلزّی قوسی شکل نیز بر دو سمت جنوبی و شمالی پل ، قرار گرفته اند . این دو سازه با میله های فلزّی کلفتی با یک دیگر ، پیوند یافته اند تا استحکام بیش تری داشته باشند . گام زدن بر روی این پل زیبا در حالی که کارون خروشان در زیر آن ، روان است ، بسیار خوشایند میباشد .

خوزســـــتان

پل سپید

پل کهن دژپل ( 17 آذر 1391 )

کهنای اثر : ساسانی     شماره ی ثبت : 84 کهنای پایه های این پل ، هم پیوند با دوران ساسانی است که در دوران صفویّه و در عصر قاجاریّه ، این پل ، بازسازی گشته است . بخش اصلی و پی پایه هایی که از سنگ و ساروج ، ساخته شده اند به بلندای تقریبی 5 / 2 متر و از دیگر پی های اطراف ، کلفت تر میباشد . این پل زیبا بر روی رودخانه ی دز ، بسته شده و درون شهر دژپل ، قرار دارد ؛ ولی امروزه ، رفت و آمد خودروها بر روی آن ، ممنوع است و من ، پیاده به گام نهادن بر روی این سازه ی تاریخی میپردازم . بخش هایی از روی پل ، سنگ فرش شده است .

خوزســـــتان

 تالاب شادگان ( 10 آذر 1391 )

پس از بندر امام که راه را پی میگیرم به یک سه راهی میرسم و آن را به سمت راست و به سوی شادگان میروم . 75 . نهر مضیف 76 . نهر جدید 77 . عنایتی 78 . شادگان ساعت ، 18 : 8 است که ناشتایی میخورم و سپس به سوی تالاب شادگان به راه میافتم تا در ساعت 36 : 8 و کیلومتر 54109 در آن جا باشم . 10 )) تالاب شادگان تالاب شادگان در کناره ی راه اصلی شادگان به سمت آبادان ، قرار گرفته و زیبایی آن از همان کنار راه ، شایان بارها ایستادن ، دیدن و نگاره برداشتن است . پس از پرس و جو و نگاه داشتن خودرو در جایی مناسب در ساعت 45 : 8 ، سوار بر یک قایق میشوم تا به گشتی در تالاب بپردازم . نخستین موجود زنده ای که در حال گشت زنی در تالاب میبینم ، پرنده ی زیبایی است به نام باز که محلّی ها به آن ، هوم میگویند . آب تالاب به گونه ی روشنی ، گرم تر از هوای اطراف خود است . قایقی که بر آن ، سوار هستم در لهجه ی بومی ها ، بلم ، خوانده میشود . پس از گشت کامل در تالاب به بخش نیزار آن میرسیم که ژرفای اندکی دارد ولی زیبایی آن ، چشمنواز و دلرباست . در حال برگشت ، قایقران ، مرا به اسکله ای در تالاب میبرد که یک نفر در جزیره ی کنار آن ، در حال زندگی است . حیوانات دیگری که در تالاب میبینم ، مرغابی های سپیدرنگ ، اردک ، ماهی کپور پرورشی و گاومیش هستند . هم چنین شکارگرانی را میبینم که در حال شکار ماهی هستند . بدبختانه در بخشی از تالاب که روستاها در هم سایگی آن ، ساخته شده و اهالی در حال زندگی هستند ، آلودگی آب ، زیاد است . ساعت ، 45 : 9 است که به اسکله بازمیگردیم . میزان کرایه ی قایق به گونه ی گشت کامل در تالاب ، 150000 ریال و گشت تا اسکله ی پسین ، 120000 ریال است .

65 (1)

خوزســـــتان

خوزســـــتان

تالاب هورالعظیم ( 12 آذر 1391 )

خوزســـــتان

جزیره ی مینو ( 11 آذر 1391 )

 این جزیره با یک پل به نام پیشوا حسین به شهر آبادان ، پیوند یافته است . سراسر جزیره با درختان زیبای نخل ، پوشانده شده و جزیره ، ساختار شهری به خود گرفته است . جزیره ، آن اندازه بزرگ است که آب های دربرگیرنده ی آن ، مشخّص نیست . یکی از روستاهای درون جزیره ، حسن مظلوم ، نام دارد و دو پاسگاه در پایان راه ماشین روی جزیره ، دیده میشوند . جزیره در مجموع ، محیطی است آرام و خلوت .

جزیره ی مینو از جزیره‌های ایران در استان خوزستان است . این جزیره در گذشته نام صلبوخ داشته و میان آبادان و خرّم شهر واقع شده و دو شاخه ی اروندرود آن را فرا می‌گیرد . این جزیره دارای ۱۰ متر بلندا از رویه ی دریاست و در فاصله ی ۱۰ کیلومتری خرّم شهر است . بزرگ ترین قطر جزیره 6 / 2 کیلومتر و مساحت آن 17 / 8 کیلومتر مربّع است . مینو شهر ، شهر کوچکی است که در آن قرار گرفته‌است و بزرگ ترین آبادی این جزیره‌است . این شهر جمعیّتی در حدود ۱۲،۰۰۰ نفر دارد . این شهر تفریح گاهی برای مردم آبادان و خرّم شهر به شمار می‌آید . کشاورزی و پرورش دام در این جزیره جایگاه ویژه ای دارد . در جزیره ی مینو ۵ رود ، روان است که دو تای آن‌ها از رود جرف و سه تای آن‌ها از اروندرود ، جدا می‌شوند . این جزیره از معدود نقاط جهان است که آبیاری به وسیله ی برکشند و فروکشند آب انجام می‌شود و به ابزاری نیاز نیست . این جزیره سراسر از نخلستان پوشیده شده که محیط زیست مناسبی برای زیست پرندگان کوچنده است . هم چنین نیزارهای انبوه آن پناهگاه جانوران وحشی مانند گراز است . بسیاری از ساکنان مینو را تازیان تشکیل می‌دهند و به همین سبب ، زبان رائج مردمان شهر ، عربی است .

خوزســـــتان

ورودی جزیره

چشمه های گازی گنبدلران ( 13 آذر 1391 )

در ساعت 15 : 10 و کیلومتر 55172 ، راه خود را پی میگیرم . به میدان بزرگ پسین که میرسم ، آن را مستقیم میروم و در ساعت 19 : 10 از رامهرمز ، بیرون میآیم . دشت دنا به یک سه راهی میرسم که آن را به سمت راست میپیچم که با تابلوی ابوالفارس ، مشخّص شده است . یک روستا که نامش را درنیافتم و تابلویی نیز برای نامش ، نصب نشده است ، میگذرانم و از روی دو تا پل نیز گذر میکنم . دومین روستا ، روستای گنبدلران است . راه هایی که در حال گذراندن آن ها هستم ، راه هایی هستن بسیار آرام و خلوت و دور تا دور این راه ها ، طبیعتی است دست نخورده و باران زده . سرانجام در ساعت 04 : 11 و کیلومتر 55211 به چشمه های گازی گنبدلران میرسم . چشمه های گازی گنبدلران

این پدیده ی شگفت آور خداوندی در کناره ی سمت چپ راه ، قرار گرفته و به آسانی ، شایان دیدن نیست . من هم در آغاز ، راه را نادرست رفته بودم با راهنمایی یکی از اهالی به راه اصلی بازمیگردم و چشمه ها را که در فاصله ی حدوداً 150 متری راه اصلی ، قرار دارند ، می یابم . هنگامی که ماشین را پارک میکنم و از آن ، پیاده میشوم ، بوی گوگرد که فضا را پر کرده است ، دماغم را نوازش میدهد . چه بوی خوبی ! از دور که چشمه های شعله ور را میبینم به وجد می آیم و گام زنان بدان سوی میروم . خدایا ، باورم نمیشود که این آتش های کوچولوی شعله ور از دل خاک ، بیرون آمده اند و پس از آمیخته شدن با گاز موجود در منطقه و گوگرد آمیخته در خاک ، یک سره در حال سوزش هستند . چه منظره ی جالب و زیبایی است . شمار حدود 20 شعله ی کوچک آتش بدون هیچ مادّه ی سوختنی شایان دیدن در حال سوزیدن هستند و این ، نکته ی بسیار شگفت آوریست . به گفته ی همان آقایی که مرا به سمت این چشمه ها ، راهنمایی کرد ، حتّی هنگامی که باران میبارد ، این شعله ها ، بیش تر میشوند و بر زیبایی آن ها ، افزون میگردد . یک تکّه کاغذ را برمیدارم و آن را با یکی از این شعله ها میسوزانم تا باورم ، بیش تر شود . کاغذ ، میسوزد و این ، نشان دهنده ی اصل بودن این آتش هاست .

خوزســـــتان

من در کنار چشمه ها

خوزســـــتان

چشمه های گازی گنبدلران در حال سوختن

درّه قیر ( 13 آذر 1391 )

در ساعت 32 : 11 به سوی روستای درّه قیر به راه میافتم . به سه راهی که میرسم ، آن را به سمت راست میروم و پس از پشت سر گذاشتن یک روستای کوچک و زیبا به روستای درّه قیر میرسم . تا پایان راه ماشین رو را با ماشینم میروم و از آن جا که این روستا ، آخرین روستای این راه است ، دیگر نمیتوانم جلوتر بروم . در این جا ، خیلی اتّفاقی با آقایی به نام آقای وصیّت ، آشنا میشوم و از او ، راهنمایی برای درّه قیر میخواهم . او هم خیلی گرم از من ، پذیرایی میکند و برادرش ، جمعه را با من ، همراه مینماید . درّه ی قیر در ساعت 03 : 12 ، همراه با جمعه وصیّت ، پیاده روی مان را در دشت زیبایی به سوی درّه یا چشمه ی قیر ، آغاز مینماییم . در راه از زیر دکل های برق فشار قوی میگذریم که با صدای ترسناک گذر برق از سیم های شان ، رخ مینمایانند . هم چنین در راه مان با یک چشمه نیز رو به رو میشویم . سرانجام پس از گذر از یک دشت زیبای دلربا به چشمه ی قیر میرسیم . چشمه ی شگفتی آور قیر در محوّطه ای ، واقع شده که در خاور آن ، صخره های بلند و در سمت باخترش ، سنگ ریزه ها و تپّه های سرسبزی ، دیده میشوند . شاید اغراق ، فرض کنید ؛ ولی به راستی باورم نمیشود که از دل زمین ، هم راه با آب ، قیر روان ، بیرون میجهد . هنگامی که این قیر سیاه رنگ از چند سوراخ زمینی ، بیرون می آید ، همگی به سمت حوضچه ی بزرگی که از گرد هم آمدن آب سنگین شده به دنبال آمیزش با قیر ، حاصل شده است ، میروند و در این حوضچه ، منظره ی زیبایی را از شناور بودن قیرهای سیاه سنگین بر روی آب ، به وجود میآورند . بوی گوگرد نیز فضا را پوشانده است . به گفته ی جمعه ، میزان این قیر در فصل تابستان ، بسیار بیش تر از فصل سرماست و میتوان با ظرف های بزرگی از قیر بیرون آمده از دل زمین ، گردآوری نمود . در کنار این چشمه ی شگرف مینشینم ، یادداشت و نگاره برمیدارم ، فیلم میگیرم و کمی از قیر زیبای آن را در یک شیشه میریزم تا یادگاری برایم باشد از این خطّه ی باورنکردنی . در ساعت 40 : 15 ، حرکت خود برای برگشت به روستای درّه قیر ، آغاز میکنیم . هنگامی که به روستا میرسیم با پافشاری آقای وصیّت به درون خانه ی روستایی شان میروم و با چای و کمی میوه ، خستگی را از خود میزدایم . چه خانه و خانواده ی باصفایی ؛ با خانواده ی وصیّت ، نگاره ی یادگاری میگیرم و پس از خدانگهداری با آن ها ، راه بازگشت را پی میگیرم . به راه اصلی که میرسم به سمت راست و به سوی باغ ملک ، حرکت میکنم .

خوزســـــتان

خوزســـــتان

خوزســـــتان

خوزســـــتان

من در خانه ی آقای وصیّت با تفنگ

دهلاویّه ( 12 آذر 1391 )

در ساعت 37 : 10 به سمت دهلاویه ، حرکت میکنم . 100 . سوسنگرد کیلومترشمار خودرو ، شماره ی 54731 را نشان میدهد که از سوسنگرد به سوی دهلاویّه ، حرکت میکنم . 101 . برویه 102 . دهی ماویه به یک سه راهی میرسم که آن را به سمت راست و به سوی مشهد شهیدچمران ، ادامه ی راه میدهم . سرانجام در ساعت 05 : 11 و کیلومتر 54745 به دهلاویّه میرسم . در آغاز با محوّطه ی بزرگی ، رو به رو میشوم که از آن برای نگه داشتن خودروها ، بهره میبرند . من هم خودرویم را در این توقّفگاه و در کنار چندین دستگاه اتوبوس و چند سواری ، نگه میدارم و از دری که در سمت چپ پلّه های ورودی هست ، وارد جایگاه اصلی میشوم . این پلّه ها به نماد جان باخته چمران ، پایان می یابند . درون نماد که دارای چهار سمت است در هر یک از سمت ها ، چیزی ، نگاشته شده است : در یک سمت ، پیام آیت الله خمینی برای جان باختگی چمران ؛ سمت دیگر ، فرازی از راز و نیازهای نامدار جاودانه چمران و در دو سمت دیگر ، زیارت وارث بر دیوار ، نگاشته شده است . در طبقه ی زیرین یادمان ، نمایشگاه بزرگی ، برپاست که در آن ، نگاره های چمران ، کارنامه های تحصیلی وی ، نقّاشی هایی از او و غرفه هایی با عنوان های لبنان و کردستان که دو دوره از زندگی نظامی و سیاسی چمران در این دو منطقه ، رقم خورده است ، دیده میشوند . هم چنین یک کتاب خانه نیز در این محوّطه ، دیده میشود . در کنار سازه ی اصلی یادمان ، تانک ها و تسلیحات جنگی چندی به نمایش درآمده اند .

محوّطه ی یادمان ، دارای سرویس بهداشتی نیز هست .

خوزســـــتان

خوزســـــتان

 رود دز ( 18 آذر 1391 )

بخشی از این رود زیبا و بزرگ در شهر دژپل ، روان است . در برخی نقاط شهر ، مردم به ماهیگیری در این رود ، مشغولند . پل تاریخی دژپل و چند پل تازه ساز دیگر بر روی این رود ، بسته شده اند .

خوزســـــتان

رود کارون ( 8 آذر 1391 ) 

آب رودخانه ی کارون ، بسیار گل آلود و خروشان است و این امر ، نشانگر بارندگی های سختی اســت که در سرچشمه های این رود بزرگ ، صورت گرفته است . رودخانه ی کارون که یادآور خاطرات تلخ و شیرین برای ایرانیان است و بزرگ ترین رود ایران و تنها رود شایان کشتیرانی در کشور است از کوه های زاگرس در استان چهارمحال و بختیاری ، سرچشمه میگیرد و پس از پیمودن راهی دراز به خلیج پارس میریزد . خاطرات شیرین این رودخانه ، دربردارنده ی دخترکان اهوازی و آبادانیست که در سروده های سرایندگان هم دوره ی پارسی زبان ، نمود دارد و خاطرات تلخ آن به دوران جنگ عراق و ایران برمیگردد که این رود خروشان ، شاهد روزهای بمب و آتش بوده است . در پایین دست پل آویزان ، محوّطه ی خوبی برای نشستن در کنار رودخانه ی کارون و گام زدن در راستای آن ، فراهم شده است که من هم ، ساعتی را به گام زدن در کناره ی سبز کارون زیبا و نگریستن به خروش آب آن ، صرف مینمایم . پس از آن ، کمی از آب کارون را به یادگار برمیدارم تا همواره با دیدن آن ، آرامش بگیرم . رود کارون پرآب‌ترین و بزرگ‌ترین رودخانه ی ایران است . این رود در سنگ نوشته‌های باستانی کرن ، کرنک و کوه رنگ نیز نامیده می‌شد و نخستین شهرمندی های بشری درکنار این رود تشکیل گردیده است . برخی نیز رودخانه ی کارون را همان رودخانه ی باستانی کوپرتس میدانند . این رود با درازای ۹۵۰ کیلومتر درازترین رودیست که تنها در درون ایران قرار دارد و هم چنین تنها رود ایران اسـت که بخشی از آن شایان کشتیرانی است . آب آشامیدنی کلان ‌شهر اهواز از رودخانه ی کارون فراهم می‌شود . در کناره ی این رود شهرمندی های بزرگی از ایران شکل گرفته‌است . رودخانه ی کارون به جز فراهم کردن آب آشامیدنی و کشاورزی و فرآوری برق مصرفی ، دارای مواهب دیگری نیز می‌باشد همانند بستر مناسبی برای گرفتن سرمایه‌گذاری و ایجاد جاهای تفریحی گسترده و نیز حمل و نقل کالا ؛ به علّت آن که از راه آن می‌توان کالاهای بازرگانی و صادراتی کشور را با بهره گیری از حمل و نقل آبی ، از اهواز و حتّی شوشتر تا بندرهای بین‌المللی خوزستان مانند خرّم شهر و آبادان منتقل کرد . رود کارون یک سد و هفدهمین اثر طبیعی است که توسّط سازمان میراث فرهنگی در ۲۰ بهمن ۱۳۸۹ در سیاهه ی میراث طبیعی ایران قرار گرفت . سرچشمه و شاخه‌ها سرچشمه ی شاخه‌های اصلی کارون ( ارمند ، کوه رنگ و بازفت ) ، زردکوه بختیاری در استان چهار محال و بختیاری است ؛ ولی شاخه‌های آن از کوه‌های گوناگون سرچشمه می‌گیرند مانند خرسان از دنا در استان کهگیلویه و بویراحمد و دز از بلندی‌های لرستان . این رود ، پس از گذر از مناطق کوهستانی و پر پیچ و خم ، در منطقه‌ای به نام گتوند وارد دشت خوزستان می‌شود . رود کارون در شمال شوشتر به دو شاخه بخش می‌شود که در جنوب شوشتر با یکدیگر پیوند می‌یابند . مهم‌ترین شاخه ی کارون ، رود دز است که در شمال اهواز به کارون می‌پیوندد . رود کارون در مرز ایران و عراق ، به اروندرود پیوسته و روانه ی خلیج پارس می‌شود . پیچ و خم‌های موجود در سر راه این رود ، خوزستان را به جلگه‌ای بی مانند ، تبدیل کرده‌است . روزانه ۲۰ هزار متر مکعّب آب از رودخانه ی کرخه توسّط آبراهی به نام آب راهه ی جان باخته چمران به رودخانه ی کارون منتقل می‌شود .

محیط زیست کارون

آلودگی رود کارون از مشکلات مهمّ این رودخانه است . سازمان آب و برق خوزستان بر این باور است که شرکت توسعه ی نی شکر و ساخته های کناره ای با ورود آلاینده‌ها و زهاب‌های خود ، یکی از آلوده کنندگان اصلی رودخانه ی کارون هستند . شرکت توسعه ی نی شکر به عنوان یکی از آلاینده‌های رودخانه ی کارون در ستاد جرایم دادگستری خوزستان ( که آلودگی این رودخانه را به گونه ی ویژه از سال ۸۸ دنبال می‌کند ) نیز نام برده شده‌است . پس ماندهای کشاورزی مهم ترین سرچشمه ی آلودگی رودخانه ی کارون است که ۴۸ درسد پس ماندهای ورودی به کارون را در بر میگیرند . پس از پس ماندهای کشاورزی نیز فاضلاب شهری با ۲۶ درسد در رتبه ی دوم آلایندگان رودخانه ی کارون قرار دارد . هم چنین احداث کشتزارهای پرورش غیر مجاز ماهی در سرشاخه‌های رودخانه ی بزرگ کارون همانند رودخانه ی ارمند ، رودخانه ی بهشت آباد ، کاج ، کارون میانی و… در استان چهارمحال و بختیاری ، محیط زیست این رودخانه را زیر تأثیر قرار داده و عملاً زندگی زیست بوم آبی و گونه گونگی زیستی این رودخانه را با خطر روبرو کرده است .

ضرورت لای‌روبی

پس از جنگ ایران و عراق و با ته‌نشینی رسوبات و شناورهای شکاری ، این رودخانه برای کشتیرانی غیر شایان بهره وری شده‌است . انجام طرح‌های لایروبی رودخانه همانند راه کارهای پیشنهادی برای زدودن این دشواری است . ۲۳ میلیون مترمکعّب از رودخانه ی کارون ، باید لایروبی شود که حدود ۱۰ میلیون مترمکعّب از این میزان ، هم پیوند با لایروبی در محدوده ی شهر اهواز است .

خطر خشک شدن کارون

کاهش سخت آب رودخانه ی کارون باعث شده کرانه ها و تفریحگاه آن به جایی برای گردآمدن حشرات و جانوران آزاردهنده تبدیل شود . در پاییز سال ۱۳۹۲ این رودخانه دچار کم‌آبی سخت شد به گونه ای که در اهواز بلندای آب به یک متر رسید .

خوزســـــتان

خوزســـــتان

رود کرخه ( 18 آذر 1391 )

 این رود که یادآور خاطرات دوران جنگ ایران و عراق است ، بسیار بزرگ تر و پرآب تر از رود دز است . بخشی از این رود نیز درون شهر شوش ، روانست .

خوزســـــتان

زیارتگاه سیّدجاسم حسینی ( 8 آذر 1391 )

 در ساعت 32 : 12 و کیلومتر 53462 به یک زیارتگاه میرسم که در کناره ی سمت راست راه ، واقع شده است . این زیارتگاه کوچک بر بالای تپّه ای ، قرار دارد که با 36 پلّه ، میتوان بدان دست یافت . دور تا دور زیارتگاه ، گورستان ، دیده میشود . خود زیارتگاه ، بی نام و نشان است . یک درخت با پارچه های سبز بسته شده بر شاخه های آن نیز در کنار ساختمان زیارتگاه ، دیده میشود . زیارتگاه ، یک ساختمان سپیدرنگ کوچک است که درون آن ، سنگ گوری بدون ضریح و بی هیچ آراستگی ، دیده میشود . گویا از بزرگان منطقه بوده است .

ساعت 45 : 12 ، حرکت میکنم . گذر لوله های نفت را از کناره ی راه ، میبینم .

خوزســـــتان

خوزســـــتان

 زیارتگاه شلمچه ( 11 آذر 1391 )

خودرویم را در جایگاه ویژه ی پارک خودروها ، نگه میدارم و پیاده و گام زنان به سوی مناطق جنگی میروم . از روی یک پل که بر روی یک رودخانه ی کم آب ، بسته شده است ، میگذرم ؛ پس از گذر از پل در سمت چپم ، یک سنگر و خاکریزهایی را میبینم که با پرچم های ایران ، یا حسین و یا زهرا ، آراسته گشته اند . در کنار همه ی این ها ، برج دیده بانی یادگار مانده از دوران جنگ نیز دیدنی است . چند پرچم با مضمون های زیر ، شایان دیدن هستند : تا آسمان ، راهی نیست . . . سلام بر شهدا همین جا ، کربلاست . جلوتر که میروم با چند تانک سوخته که از آن روزها به یادگار نگاه داشته شده اند ، رو به رو میشوم . این مجموعه ، محوّطه ی بزرگی است که دور تا دور آن با سیم خاردار ، احاطه شده است . در این جا با نصب تابلوهای هشدار به مسافرین و گردشگران ، اعلام خطر نموده اند : خطر انفجار مین ، مراقب کودکان خود باشید تا در جادّه ی اصلی ، تردّد نمایند . منظور از این جادّه ی اصلی ، یک راه پاکوب مشخّص است که سمت حرکت را نیز روشن مینماید . هنگامی که این راه پاکوب به پایان میرسد به زیارتگاه جان باختگان شلمچه میرسم . زیارتگاهی که در سمت راست آن ، سنگر ، تیربار و نفربر جان باخته خرّازی و در سمت چپ آن ، جایگاه سخنرانی ( منبر ) آیت الله خامنه ای به چشم میخورند که بر پایین منبر ، نوشته شده است : در بزرگداشت رزم سپاهیان فاطمه در دشت خونین شلمچه ، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در این مکان و در جمع دل دادگان بر منبر حماسه ، ایستادند . به تاریخ 18 / 1 / 78 برابر با عید قربان 1419 قمری . در مرکز محوّطه ، تابلویی بدین مضمون ، نصب شده است : آثار ملّی دفاع مقدّس ـ حرم شهیدان گم نام : یادمان شهدای شلمچه . شماره ی ثبت : ب / 8 / 86 / 114 . هم چنین برای رعایت مسائل شرعی ، تابلویی ، نصب شده که : این مکان ، مسجد نمی باشد . یادمان جان باختگان شلمچه : حسب اراده ی مقام معظّم رهبری ، حضرت آیت الله خامنه ای ( مدّ ظلّه العالی ) ، برای بزرگداشت یاد حماسه آفرینان شلمچه ، آستان قدس رضوی ، سازه ی یادبودی را به مساحت 3000 متر مربّع در این منطقه ی سرشار از عطر ایثار و بوی خوش شهادت با بهره گیری از معماری اصیل اسلامی و از جایگاه اعتبارات این آستان پاک ، بنا به دستور حضرت آیت الله واعظ طبسی ، تولیت آستان پاک رضوی ، احداث نموده که این سازه در فروردین ماه 1383 به بهره برداری رسید . از پیکرهای به جای مانده ی 47 تن از جان باختگان گم نام عملیّات کربلای 5 ، شمار 8 گور به یاد پیشوای هشتم ، حضرت رضا ، 8 سال دفاع پاک و 8 عملیّات انجام شده در منطقه ی شلمچه ، جاودانه شده اند . درون سازه ، 8 آرامگاه ، دیده میشوند . در آن سوی مرز نیز پاسگاه مرزی کشور عراق که با پرچم آن کشور ، مشخّص است ، دیده میشود . زیارتگاه شلمچه ، سازه ایست نوساز و بزرگ که یک گنبد بزرگ سـبزرنگ نیز بر فراز آن ، دیده میشود . هنگام چرخ زدن بر دور زیارتگاه ، دو تانک سوخته و یک تیربار نیز میبینم . منطقه در مجموع ، آرام و خلوت است . سمت دیگر زیارتگاه را 6 تانک سوخته و 2 تیربار ، احاطه کرده اند . یک تابلو با این نوشته ، جلب توجّه میکند : هشدار : خطر انفجار مین ؛ به اشیای مشکوک ، دست نزنید ! چند خاکریز را هم که از دوران جنگ ، مانده اند ، به یادگار ، باقی گذاشته اند . خوزســـــتان

زیارتگاه شلمچه

آب بند کارون 3 ( 14 آذر 1391 )

در ساعت 19 : 8 و کیلومتر 55337 از شهر ایذه به سوی آب بند کارون 3 ، بیرون میروم . این آب بند شگرف در راه شهرکرد به ایذه ، قرار گرفته است . 127 . کول فرح 128 . سراک 129 . چهارده به یک میدان میرسم ، آن را به سمت چپ میروم و در ساعت 54 : 8 و کیلومتر 55362 ، وارد محوّطه ی آب بند میشوم . 33 )) آب بند کارون 3 نخستین چیزی که در محوّطه ی بزرگ این آب بند ، جلب توجّه میکند ، نمایشگاه آن است ؛ پس به سمت نمایشگاهش میروم . نمایشگاه از مجموعه ی بسیاری از نگاره های آب بند و مراحــــــل ساخت آن به همراه روشنگری های کامل ، تشکیل شده است . مشخّصات طرح کارون 3 : آب بند کارون 3 ، بلندترین آب بند کشور است و با توجّه به ابعاد سازه های گوناگون زیرزمــــینی و روباز آن ، بزرگ ترین طرح آب بند سازی ایران و از جمله بزرگ ترین طرح های آبادانی کشور به شمار میرود . نیروگاه کارون 3 ، پس از بهره برداری کامل از 8 واحد 250 مگاواتی آن ، بزرگ ترین نیروگاه آبی کشور خواهد بود که میتواند سالانه در ساعات اوج مصرف به میزان 4172 میلیون کیلووات ساعت انرژی موردنیاز را فراهم کند . مغار نیروگاه کارون 3 به ابعاد 48 در 25 در 250 متر ، بزرگ ترین نیروگاه زیرزمینی در ایران است . درازای راه های احداث شده در این طرح ، حدود 33 کیلومتر و درازای تونل های افقی و قائم آن نیز حدود 22 کیلومتر است . احجام عملیّاتی طرح کارون 3 با آب بند دز ، نشان میدهد که حجم بتون ریزی بدنه ی آب بند کارون 3 ، سنجش بیش از دو برابر حجم همه ی بتن ریزی در طرح کارون 3 یعنی بدنه و سایر سازه ها ، حدود 4 برابر و حجـــــم عملیّات حفّاری و تزریق پرده ی آب بند در طرح کارون 3 ، بیش از 17 برابر آب بند دز است . هزینه ها و سودهای طرح : اعتبارات طرح آب بند و نیروگاه کارون 3 در قالب موافقت نامه ی 728 میلیارد تومانی و از جای بودجه ی همگانی کشور ، سودهای رانتی وزارت نیرو ، فروش برگه های مشارکت و مشارکت بانک های تجارت و ملّت ، فراهم گردیده است . در سال 1369 ، مناقصه ی بین المللی برای اجاره ی طرح کارون 3 ، برگزار شد که بهای برنده ی مناقصه همراه با بهره برداری دوران ساخت،بیش از 3 میلیارد دلار،برآورد گردید . اجرای طرح،توسّط پیمان کاران ایرانی با هزینه ای در حدود 1 میلیارد دلار ( حدود یک سوم مناقصه ) ، صورت پذیرفته است . افزون بر کنترل ســــیلاب های فصلی رودخانه ی کارون و بالابردن توان تنظیم آب برای نوشیدن و کشاورزی ، ارزش فرآوری برق نیروگاه کارون 3 با بهای جهانی ، سالانه حدود 200 میلیون دلار است . اجرای طرحی در سنجه ی کارون 3 به پیمان کاران و سازندگان ایرانی ، فرصت بزرگ کسب تجربه و انتقال دانش فنّی ساخت آب بندها و نیروگاه های بزرگ آبی را فراهم کرده است . ایجاد اشتغال مستقیم سالانه بیش از 7 هزار نفر و به گونه ی نامستقیم 15 هزار نفر در کارخانجات و کارگاه های سطح کشور ، از جمله سودهای این طرح است . بخش بزرگ آهن آلات و اقلام اصلی تدارکاتی طرح ، توسّط فراهم آورندگان درونی ، تهیّه شده است . سازمان اجرای طرح کارفرمای طرح کارون 3 ، شرکت توسعه ی منابع آب و نیروی ایران است . مجری طرح کارون 3 با سازمانی حدود 60 نفر و با بستن قراردادهای اصلی و کناره ای ، مدیریّت اجرای طرح را بر دوش داشته است . رایزنان اصلی طرح ، عبارتند از : شرکت مهندسین مشاور مهاب قدس ، شرکت بین المللی ایکرز ، مشارکت مهندسین مشاور رهاور هگزا ، شرکت آزمایشگاه مکانیک خاک وزارت راه و ترابری ، مؤسّسه ی ژئوفیزیک دانشـــــگاه تهران ، شرکت مشانیر . پیمان کاران ساختمان اصلی ، عبارتند از : شرکت سابیر ، شرکت تابلیه و مؤسّسه ی عمران ساحل وابسته به قرارگاه نوح ، مؤسّسه ی حراء وابسته به قرارگاه نوح ، شرکت بلندپایه و شرکت استراتوس . پیمان کاران تجهیزات برقی و مکانیکی : شرکت فراب به عنوان پیمان کار اصلی با هم کاری شرکت هایی از چین ، اتریش و آلمان و کارخانجات سازنده ی ایرانی ، شرکت ماشین سازی اراک و شرکت نصب نیرو . کارکردهای کناری : اجرای راه جایگزین ایذه شهرکرد ؛ درازای راه : 4 / 7 کیلومتر ؛ شمار پل های بزرگ : 2 دستگاه ؛ درازای عرشه ی پل نخست : 336 متر ؛ درازای دهانه ی قوس پل نخست : 264 متر ؛ درازای عرشه ی پل دوم : 214 متر ؛ درازای دهانه ی قوس پل دوم : 162 متر ؛ طونل ها : 3 طونل با درازاهای 139 ، 113 و 153 متر . احداث خطوط جایگزین انتقال برق و چاه و خطوط تازه ی آب رسانی . ایجاد ناوگان تازه ی حمل و نقل آبی برای حمل و نقل بار و مسافر به عنوان جایگزین راه روستایی سخت پیشین . احداث خطوط لوله ی نفت و گاز جایگزین توسّط وزارت نفت . در جریان اجرای طرح ، 61 نفر به دنبال رخدادهای ناشی از کار و یا رفت و آمد به جای طرح ، جان به جان آفرین تسلیم نمودند . یادشان ، گرامی باد ! بدنه ی آب بند و سرریزها آب بند کارون 3 از گونه ی بتنی دو قوسی نازک با بلندای 205 متر از پی و درازای تاج 462 متر است که تاج آن ، 850 متر از سطح دریا ، بلندا دارد . بلندای آب بند از کف رودخانه ، تراز 665 متر ، 185 متر میباشد . سنگینی کنونی بتن ریزی آب بند کارون 3 که دربردارنده ی بدنه ی آب بند و نیز سرریزها میشود ، افزون بر 3 / 1 میلیون متر مکعّب است که از راه 25 بلوک جدا ، اجرا گردیده است . در میان بلوک های 11 و 15 بدنه ی آب بند و در تراز 756 متر ، دو دهانه ی سرریز اضطراری از گونه ی روزنه ای که هر یک ، دارای دو دریچه ی قطاعی با ابعاد 8 در 6 متر میباشد ، قرار گرفته است . سرریزهای اضطراری ، دارای پوشش فلزّی بوده و توانمند به تخلیه ی 2900 متر مکعّب بر ثانیّه هستند . سرریز کمکی یا سرریز تاج که دارای پوشش بتنی است از گونه ی سرریز آزاد بوده و در جای تاج آب بند در تراز 845 متر ، واقع شده است . سرریز کمکی ، دارای سه دهانه است . این سرریز ، توانمند است 1540 متر مکعّب در ثانیّه در شرایط سیلاب ، تخلیه نماید . پرده ی آب بند به گونه ی همگانی ، ساختگاه آب بند کارون 3 ، متشکّل از سنگ های آهکی و آهکی مارنی ، سنگ های شیلی و تشکیلات آسماری و پابده است . در هر یک از گالری های پرده ی آب بند با توجّه به وضع و گونه ی سنگ بستر ، گمانه هایی با کشیدگی و شیب و به ژرفای معیّن ، کنده کاری و سپس با دوغاب سیمان بر پایه ی مشخّصات فنّی ، تزریق شده است . فواصل و درازای گالری های پرده ی آب بند و نیز موقـــع ، کشیدگی ، شیب ، ژرفا ، فواصل و گمانه های پرده به گونه ای ، طرّاحی و اجرا شده که در پایان ، ضمن هم پوشانی با یک دیگر ، پرده های یک پارچه ی آب بند با نفوذپذیری شایان پذیرش و حتّی الامکان پیوسته به لایه هایی با نفوذپذیری پایین ، ساخته گردد . حوضچه ی استغراق حوضچه ی استغراق آب بند کارون 3 را به جرأت ، میتوان یکی از بزرگ ترین حوضچه های استغراق در جهان نامید . سازه ی بتنی با درازای 400 متر و پهنای میانگین 56 متری و بلندای 70 متر که وظیفه ی استهلاک انرژی ناشی از عملکرد سرریزها را در بخش برونی ، جلوگیری از ویرانی تکیه گاه ها و پاشنه های آب بند را در هنگام تخلیه ی آب بر عهده دارد . سنگینی همه ی بتن ریزی این سازه ی بی مانند ، بیش از 350000 متر مکعّب است که به گونه ی بلوک مهندسی در تکیه گاه ها و کف آن ، اجرا شده است . ژرفای آب در حالت عادی در حوضچه ی استغراق ، حدود 15 متر و در مواقع سیلاب ، حدود 53 متر است که از راه سرریز آزاد آب بند پایین دست ، تخلیه میگردد . آب بند پایین دست در طرح کارون 3 ، آب بندی بلند است که با سنگینی بتن ریزی 174000 متر مکعّب ، ساخته شده است . آب بند پایین دست ، دارای یک سرریز آزاد بوده که وظیفه ی تخلیه ی آب حوضچه ی استغراق را در هنگام عملیّاتی شدن سرریزها بر عهده دارد . مراحل آبگیری آب بند در ساعت 9 بامداد روز 18 آبان ماه سال 1383 ، هم زمان با پایان کارهای اصلی ساختمانی طرح و بستن طونل انحرافی نخست ، آبگیری بلندترین آب بند کشور طیّ مراسم ویژه ای با حضور وزیر نیرو و گروهی از مدیران و کارشناسان برتر صنعت آب ، برق و آب بند سازی کشور ، آغاز گردید . با دستور مقام وزارت ، دریچه های بستن طونل انحراف یکم ، به پایین ، راهنمایی شده و بی درنگ ، کار دمونتاژ سنگین کش 280 تنی ویژه ی این عملیّات ظرف مدّت 4 ساعت به انجام رسید . با آغاز آبگیری ، بلندای انباره ، گام به گام افزایش یافته و آب تا تراز 740 متر که تخلیه کننده های جبرانی ، قرار دارند بی درنگ ، بالا آمد . با توجّه به تنگ بودن درّه در ترازهای پایین تر ، آب در انباره با سرعت بیش تری ، افزایش یافت ؛ به گونه ای که خوانش های روزانه ی نقشه برداری ، میزان این افزایش را در روزهای نخست آبگیری به گونه ی میانگین ، 6 / 4 متر ثبت نمودند . با رسیدن آب به تراز 740 متر ، تخلیه ی آب و فراهم کردن آب پایین دست از راه تخلیه کننده های جبرانی یعنی تراز 730 متر شدنی گردید . بیشینه دبی برونی از تخلیه کننده های جبرانی در طیّ دوران آبگیری ، 100 متر مکعّب بر ثانیّه بوده است . پس از آن ، آب تا تراز 785 متر که تخلیه ی آب سرریزهای روزنه ای واقع در بلوک های 11 و 15 و در تراز 756 متر ، شدنی بود ، بالا آمد . در این هنگام ، تخلیه ی آب از راه سرریزهای روزنه ای با بیشینه دبی برونی 300 متر مکعّب در ثانیّه برای فراهم کردن آب پایین دست به ویژه انباره ی آب بند شهید عبّاس پور یا کارون یک ، انجام پذیرفت . گالری شیرها یا تجهیزات پیش از ورود آب به هر یک از واحدهای نیروگاهی و در فاصله ی 20 متری از نگه دارنده ی حلزونی شکل ، یک دستگاه شیر پروانه ای که وظیفه ی بستن جریان آب را در هنگام ایستادن واحد به عهده دارد ، قرار گرفته است . شیرهای ورودی نیروگاه از گونه ی پروانه ای با قطر 20 / 5 متر و برای فشار آزمون 8 / 34 بار ، طرّاحی گردیده است . بیشینه دبی گذری هر یک از شیرهای پروانه ای ، 25 / 18 متر مکعّب بر ثانیّه است که هنگام بازشدن شیر ، کم تر از 60 ثانیّه و هنگام بسته شدن آن ، میان 60 تا 300 ثانیّه خواهد بود . میزان نشتی مجاز در مرحله ی آزمون شیرها یعنی فشار 2 / 19 بار برابر 30 لیتر در دقیقه ، برآورد شده است . در هنگام راه اندازی واحـد در آغاز ، می بایست شیر پروانه ای ، باز گردد . بدین ترتیب که در آغاز ، توسّط شیرهای بای پس که بر روی شیر پروانه ای ، تعبیه شده ، فشار دو سوی دیسک ، برابر گردیده و سرو موتورها ، شیر را به حالت باز در میآورند . برای بستن شیر در حالت عادی ، پس از ایستادن واحد با حذف فشار سرو موتورها ، دیسک ، توسّط وزنه های برابری به حالت بســـــتر درمیآید . هم چنین در شرایط اضطراری در حالی که واحد در حال چرخش بوده و مشکلی برای نیروگاه ، پیش آمده است ، دو عامل وزنه های برابری و نیز نیروی سیّال به دلیل بیرون محور بودن دیسک ، منجر به بسته شدن شیر پروانه ای خواهند شد . آب موردنیاز مصرف درونی نیروگاه ، توسّط شاخه ای که در بالادست شیر پروانه ای ، تعبیه گردیده ، فراهم میشود . وزن همه ی مجموعه ی هر یک از واحدهای شیر پروانه ای ، حدود 275 تن است . افزون بر تجهیزات نصب شده در گالری شیرها ، یک سنگین کش سقفی به وزن 100 تن و پهنای دهانه ی ده و نیم متر نیز برای سرویس دهی به هر یک از واحدهای گالری شیرها ، نصب گردیده است . مغار نیروگاه کنده کاری مغار نیروگاه کارون 3 که بزرگ ترین سازه ی زیرزمینی کشور به شمار میرود در اوایل سال 75 ، آغاز شد و در میانه های سال 80 به پایان رسید . این سازه ی بزرگ ، دارای 10 / 251 مـــتر درازا ، 43 / 25 متر پهنا و 70 / 47 متر بلندا میباشد و در کرانه ی راست و در تراز 60 / 636 متر یعنی تراز از کف ، واقع شده است . سنگینی همه ی کنده کاری و سنگ برداری برای ساخت بزرگ ترین مغار کشور ، بیش از 300 هزار متر مکعّب بوده است که از راه ایجاد یک تونل راهنما در راستای محور درازای مغار و سپس کندن دیواره ها و کف مغار به گونه ی پلّه ای ، ایجاد گردیده است . سامانه ی تحکیم مغار نیروگاه در طرح کارون 3 ، نصب انکر در شفت و دیواره های مغار و سپس نصب وایرمش و شاتکریت سقف و دیواره ها بوده است . پایداری مغار نیروگاه از راه ابزار دقیقی که در دیواره ها و نیز در سقف مغار از گالری ابزار دقیق در بالای مغار ، نصب و خوانش گردیده است ، کنترل میگردد . ابزار دقــــیق بالا از گونه های اکشسوترتک شاخه ای و یا چندشاخه ای در دیوارها و سقف از راه گالری ابزار درست و نیز بارسنج در سقف مغار میباشد . کندن مغار نیروگاه کارون 3 با توجّه به ابعاد بسیار بزرگ این سازه ، یکی از پرمخاطره ترین بخش های کارهای ساختمان طرح به شمار می آید . راه جایگزین با آبگیری آب بند کارون 3 ، شماری از روستاها ، چراگاه های کشاورزی و راه های روستایی به زیر آب میرود . افزون بر آن ، بخشی از راه اصلی ایذه به شهرکرد به درازای حدود 9 کیلومتر نیز به زیر آب میرود ؛ بنابراین راه جایگزین به درازای تقریبی 4 / 7 کیلومتر و در ترازی بالاتر از تراز پایانی انباره ، ساخته شده است . راه جایگزین ، دربردارنده ی تونل با درازاهای 153 ، 114 و 139 متر ، 20 دستگاه پل کوچک تر از ده متر و دو دستگاه پل بزرگ قوسی است . پهنای راه در سراسر راه ، 11 متر است ولی در تونل ها ، ده متر است . سنگینی همه ی خاکبرداری برای احداث راه و تونل ها ، بیش از 2260 متر مکعّب و سنگینی همه ی خاکریزی ، حدود 300 هزار متر مکعّب است . راه جایگزین پل بزرگ یکم پل یکم کارون 3 از گونه ی زیرقوسی با درازای عرشه ی 336 متر و درازای بزرگ ترین دهانه ، 246 متر است . سنگینی همه ی پل ، 2500 تن است که توسّط دو سنگین کش دروازه ای در دو کرانه ی درّه ، نصب گردیده است . بلندای عرشه ی پل یکم کارون 3 تا کف درّه ، 250 متر است . سنگینی همه ی بتن ریزی برای تقویت و استواری کوله ها و پاتاق های پل یکم ، افزون بر 52 هزار متر مکعّب است . پل یکم کارون 3 ، بزرگ ترین پل قوسی کشور به شمار می آید . راه جایگزین ـ پل بزرگ دوم پل دوم کارون 3 نیز از گونه ی قوسی بوده و دارای درازای عرشه ی 214 متر و درازای بزرگ ترین دهانه ی 162 متر است . وزن همه ی پل ، 1350 تن و بلندای عرشه ی پل تا کف درّه ، 200 متر است . سنگینی همه ی بتن ریزی که برای استواری کوله ها و پاتاق های پل دوم کارون 3 ، اجرا گردیده ، افزون بر 55 هزار متر مکعّب اســـت . نصب بریده های پل دوم ، توسّط سنگین کش های بازویی از دو کرانه ی درّه ، انجام گرفته است . با توجّه به سخت گذر بودن جای پل ها و توپوگرافی ویژه ی منطقه ، اجرای پل های بزرگ کارون 3 در گذر دو سال و با تحمّل دشواری ها و مسائل بسیاری هم گام با آغاز آبگیری آب بند کارون 3 به پایان رسید . این جا ، دارای یک نمایشگاه دوطبقه است که از هر دو طبقات آن که از نگاره ها ، نمونک ها و نوشــته هایی درباره ی آب بند سازی و آب بند کارون 3 ، پر شده است ، دیدن میکنم . جنبه های زیست محیطی : به گونه ی همگانی ، زمین ساخت موقع آب بند کارون 3 ، متشکّل از سنگ های آهکی ، آهکی مارینی و سنگ های شیلی است . وضع پوشش گیاهی منطقه و چراگاه ها ، عمدتاً ضعیف بوده و در اندازه ی فقیر است و گرایش آن ها ، منفی ، ارزیابی میشود . بیش از 90 درسد کشاورزی در منطقه به گونه ی دیم است : گندم و جو . میزان باغداری و کاشت برنج ، بسیار کم و کم تر از ده درسد زمین های منطقه را در بر میگیرد . از مجموع 1600 هکتار از زمین های کشاورزی که در درون انباره ی کارون 3 ، واقع است و به زیر آب رفته است ، 260 هکتار ، آبی و مانده ، دیم است . شمار دام موجود در حوزه ی انباره ی آب بند ، بیش از 55 هزار سر ، برآورد میگردد . هم چنین شمار ماکیان موجود در محدوده ی انباره ی آب بند ، حدود 18 هزار بریده ، تخمین زده میشود . کارهای شیلاتی در منطقه ، بسیار کم بوده و تنها مرکز شیلاتی ، مرکز پرورش ماهی در شیوند میباشد . اگرچه آبگیری آب بند کارون 3 ، موجب به زیر آب رفتن شمار بسیاری از درختان منطقه گردیده است ؛ امّا دگرگونی های آب و هوائی ایجادشـــده ناشی از تشکیل دریاچه ی آب بند ، باعث ارزشمندتر شدن بافت گیاهی منطقه و به دنبال آن ، گسترش دام پروری منطقه خواهد شد . با آبگیری آب بند کارون 3 ، اعیان و عرصه ی 39 پارچه آبادی در انباره ی آب بند ، واقع میشود و 23 آبادی نیز بخشی از زمین های خود را از دست خواهند داد . هم چنین راه پیوندی زمینی 30 روستا از دریاچه ، متأثّر میگردد . با پرداخت در حدود 11 میلیارد تومان ، 2080 هکتار زمین ها یعنی عرصه و نزدیک به 1300 واحد اعیانی مسکونی و غیرمسکونی به تملّک دولت درآمده است . با آبگیری آب بند کارون 3 ، حدود 400 نفر از منطقه ، کوچ میکنند . جمعیّت جا به جا شونده ، نیازمند 930 پیشه ی همیشگی هستند که بر پایه ی مطالعات انجام شده ، کمینه امکان ایجاد 620 پیشه ی همیشگی در بیرون حوزه ی دریاچه هست . برخی از آثار سالومه ای و باستانی در حوزه ی دریاچه در سال 1383 ، توسّط سازمان میراث فرهنگی و گردشگری با هم کاری و پشتیبانی فنّی ـ مالی طرح کارون 3 ، شناسایی ، مستندسازی و در صورت شدن ، جا به جا شده است . این بخش از نمایشگاه ، مجهّز به سالن نمایش نیز هست . جا به جایی سکنه و روستاها ساختن آب بند و نیروگاه کارون 3 ، دگرگونی هایی را در وضع اجتماعی ، اقتصادی و طبیعی حوزه ی بالادست آب بند ، ایجاد نموده است . این تأثیرات ، گاه مثبت و گاهی نیز منفی بوده اند . آب بند کارون 3 ، همانند سائر طرح های بزرگ آبادانی ، برکات و برتری های فراوانی برای کشور داشته است ؛ امّا در عین حال دشواری هایی را نیز برای اهالی منطقه ، ایجاد نموده که این دشواری ها ، عمدتاً در پیوند با جا به جایی سکنه ی روستاها و استقرار ایشان در مناطقی بیرون از حوزه ی دریاچه ی آب بند هست . دشواری هایی از این دست ، جزء جدانشدنی هر طرح آب بند سازی ، قلمداد میشود . در صورت شناخت درست این پدیده و وارسی و شناسایی عوارض آن میتوان با اجرای طرح ها و کارهای اجتماعی و اقتصادی متناسب با نیازهای منطقه ، دگرگونی مثبتی را در شرایط زندگی مردم ، ایجاد نمود . اگرچه کوچ اجباری اهالی محدوده ی انباره ی آب بند ، مستغرق شدن هزاران هکتار از زمین های کشاورزی ، کشتزاری و جنگلی ، از میان رفتن بخشی از راه های پیوندی اعم از راه های اصلی و شاخه ای و سائر زیان هایی که از ناحیّه ی آب گیری آب بند ، متوجّه منطقه گردید در آغاز ، واکــنش هایی را در میان اهالی منطقه ، ایجاد نمود ولی برنامه ریزی و اقدامات مناسب و مبتنی بر شناخت درست و بسنده ، نه تنها تصوّر و ذهنیّت مردم را نسبت به ساخت آب بند ، دگرگون کرد ؛ بلکه آنان را به فاصله گرفتن از شرایط گسترش نیافتگی و پذیرایی آسایش و زندگی بهتر در پرتوی نتایج ساخت آب بند ، امیدوارتر نمود . با آبگیری آب بند کارون 3 ، 77 روستای منطقه ، زیر تأثیر قرار گرفتند . از این شمار ، 22 روستا خالی از سکنه بودند . 16 روستا به گونه ی کامل به زیر آب رفته است . 8 روستا ، بیش از 50 درسد و 20 روستا ، کم تر از 50 درسد اعیان و عرصه ی آن ها به زیر آب رفته است و سرانجام در مورد 11 روستا ، راه های پیوندی ، بریده میگردد . جمعیّت روستاهایی که آسیب میبینند یعنی 44 روستا ، حدود 8400 نفر در 1327 خانوار ( آمار سال 81 ) بوده است . رشد جمعیّت منطقه ای ، سالانه 3 / 3 درســــــــــــد بوده است که نشان دهنده ی کوچ سخت جمعیّت روستایی ، پیش و هنگام اجرای کارهای ساخت آب بند کارون 3 میباشد . از مجموع روستاهای بالا ، 38 پارچه آبادی ، دارای کم تر از 20 خانوار میباشند . بهای بلیط نمایشگاه ، 200 تومان است و کیفیّت نمایشگاه ، بسیاربالاست .

خوزســـــتان

 شهر باستانی گندی شاهپور ( 17 آذر 1391 )

بدبختانه امروزه از این شهر باستاین که در اطراف دژپل کنونی ، قرار داشته ، چیزی بر جای نمانده است .

آرامگاه یعقوب لیث صفّاری ، امروزه در میانه ی این شهر باستانی ، قرار گرفته است . با جسن و جو در محوّطه ای که شهر باستانی گندی شاهپور را تشکیل میداده است ، تنها میتوان به چند سنگ فرش کهن و محدود ، برخورد کرد که البتّه از آن ها نیز نمیتوان چشمداشت زیادی داشت .

خوزســـــتان

یک سنگ گور

خوزســـــتان

سنگ فرش

غار پبده ( 18 آذر 1391 )

گفته میشود این غار ، باستانی ترین و کهن ترین غار ایران زمین است . غار پبده در اطراف شهر لالی ، قرار دارد . برای رفتن به آن ، باید حتماً از راهنماهای محلّی ، کمک خواست . من تا روستای سه لر میروم و در این روستا ، پس از برخورد گرم و صمیمی اهالی و صرف ناهار و زدودن خستگی راه دراز ، با نیسان و به همراه دو کس از اهالی روستا که یکی شان ، دهیار جوان روستاست ، راهی غار میشویم . دهانه ی غار پبده در کنار راه ، واقع و با تابلوی سازمان میراث نیز مشخّص شده است . این دهانه ، بلندای کمی از رویه ی راه دارد و دسترسی به آن ، مستلزم بالاروی از یک بلندای نه چندان سخت است . غار ، دارای دهانه ی بزرگ ، سقف بلند و محوّطه ی درونی کوچکی است . دوده های سیاه رنگی که ناشی از آتش سوزی های سال های پیش هستند ، سقف و دیواره های غار را پوشانده اند . چکنده های کوچک که با دیواره ی غار ، آمیخته شده و جزئی از آن به شمار میآیند نیز در غار به چشم میخورند . خفّاش ها هم در غار ، دیده میشوند . لختی را در غار میگذرانیم و سپس از آن ، بیرون می آییم .

خوزســـــتان

دهانه ی ورودی غار

قدمگاه پیشوا رضا ( 11 آبان 1391 )

سازه ی قدمگاه ، اتاقی است کوچک در حدود 5 در 6 متر که با نگاره هایی از آرامگاه پیشوارضا و تابلوها و کتاب های مذهبی ، آراسته گشته است . شرح تاریخچه ی قدمگاه پیشوارضا : قدمگاه پیشوارضا در شمال آبادان در هنگامه ای ، ساخته شد که پیشوای هشتم ، در پایانی های سال 200 ه . ماهی به دستور مأمون عبّاسی و تدبیر فضل پسر سهل از مدینه ی روشن به مرو ، پایتخت عبّاسی ، فراخوانده شد . شیخ صدوق ، درگذشته ی سال 381 ه . ماهی در عیون اخبارالرّضا به اسنادی چند از رجاء پسر ابی ضحّاک ، روایت کرده است که مأمون ، مرا فرستاده که حضرت رضا را از مدینه به مرو آورم و امر کرد آن حضرت را از بصره ، اهواز و پارس به سوی مرو ، حرکت دهم و از راه کوفه و قم نبرم . آگاهی مأمون از تشیّع مردم کوفه و قم ، بازدارنده ی حضور پیشوا رضا در آن سامان گردید ؛ زیرا مأمون عبّاسی میترسید که شور و هیجان مردم ، بازدارنده ی حرکت پیشوا به سوی مرو گردد . به همین سوی ، مأمون به فرستادگان خود یعنی رجاء پسر ابی ضحّاک ، دستور داد که پیشوا و گروهی از خاندان علوی را از بصره ، اهواز و پارس به سوی مرو ، حرکت دهند . حضرت پیشوا رضا ، چون سرانجام این سفر را میدانست ، پس از خدانگهداری با خانواده ی خود و آرامگاه پیامبر ، حضرت پیشوا جواد را به جانشینی برگزید . پس از آن ، کاروان پیشوا در آغاز 201 ه . ماهی ، پس از زیارت خانه ی خدا ، با شکوه فراوان به سوی بصره ، روان گردید . کاروان حضرت پیشوا رضا ، چون به بصره می رسد به وسیله ی کشتی از بیابان گذشته و به سوی عبادان یا آبادان و از آن جا به سوی اهواز ، حرکت نمود . نویسنده ی کتاب ارزشمند آبادان در روزگار اسلامی به نقل از سرچشمه های موثّق و معتبر ، پس از نقل گردش سفر پیشوا رضا از مدینه به مرو مینویسد : « پس از آن که پیشوا ، شهر بصره را به قصد ورود به استان خوزستان ، پشت سر گذاشت ، عبادان ، مرز زمینی و دریایی عراق عرب با خوزستان ، به شمار میآمد که در آن هنگام ، مردم عبادان به پیشواز موکب پرارج قبله ی هشتم شیعیان شتافتند . » پس از پیشواز مردم آبادان از آن حضرت و بر پایه ی جایگاه گام آن حضرت ، قدمگاهی ، ساخته میشود که با گذشت زمان ، بازسازی میشده است . بر پایه ی همین نقل ، قدمگاه پیشوا رضا ، سده ها ، جای زیارت ، نزدیکی و راز و نیاز مردم روستاهای آن ناحیّه و صاحب دلان و دل باختگان کوی سرپرستی آن پیشوای همام بوده است . این قدمگاه تا سال 1353 هجری خورشیدی ، بر پا بوده است ولی به علّت کم توجّهی و ناتوانی ایمان برخی از کارگزاران نادان در هنگامه ی رژیم پهلوی ، این قدمگاه ، ویران شد . به همین سوی ، این جایگاه ، پس از سال ها در معرض فراموشی قرار گرفت و اکنون پس از سال ها فراموشی ، بار دیگر ، قدمگاه پیشوا رضا بر پایه ی جای کهن آن ، بازسازی میگردد . باشد که با کشف و زنده کردن این جایگاه ها و آرامگاه های متبرّک ، روشنایی تازه ای به آبادان گرامی مان ببخشیم . در بالای قدمگاه و در یک گوشه از دیوار آن ، سنگی کهن ، نصب شده که نوشته ی روی آن ، مشخّص نیست . محوّطه ی قدمگاه به دو بخش زنانه و مردانه ، بخش بندی شده است .    زیارت نامه ای در محوّطه ی قدمگاه ، نصب شده است ؛ بدین مضمون : بسم الله الرّحمن الرّحیم بسم الله و بالله و فی سبیل الله و علی ملّت رسول الله ( صلّ الله علیه و آله ) . اشهد أنّ لا اله الّا الله وحده لاشریک له و أشهد أنّ محمّداً عبده و رسوله . الّلهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد . السّلام علیک أیّها الامام الغریب ! السّلام علیک أیّها الإمام الشّهید ! السّلام علیک أیّها الإمام المظلوم ! السّلام علیک أیّها الإمام المعصوم ! السّلام علیک أیّها الإمام المسموم ! السّلام علیک أیّها الإمام المغموم ! السّلام علیک أیّها الإمام الهادی و الولیّ المرشد ! أبرأ إلی الله تعالی من أعدائک و أتقرّب إلی الله تعالی بموالاتک ! السّلام علیک یا مولای و إبن مولای ! السّلام علی تراب مقدمک الشّریف و رحمت الله و برکاته و صل الله علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین .

سازه ی قدمگاه : قدمگاه ، یک هشت ضلعی نامنظّم است که بر فراز آن ، یک گنبد زردرنگ ، خـــودنمایی میکند . محوّطه ی قدمگاه ، مجهّز به دستشویی نیز میباشد . این هشت ضلعی ، خود در یک محوّطه ی بزرگ تری ، قرار گرفته است که با دری سبزرنگ و بزرگ به فضای بیرونی ، راه می یابد . سازه ، سپیدکاری نشده و آجری است .

خوزســـــتان

خوزســـــتان

قدمگاه پیشوا رضا ( 9 آذر 1391 )

 نام اثر : قدمگاه حضرت پیشوا رضا

کهنا : دوران تاریخی و اسلامی

قدمگاه حضرت پیشوا رضا از جاهای زیارتی به شمار میآید . این اثر به شماره ی 44 در سیاهه ی آثار ملّی کشور به ثبت رسیده است .

درِ قدمگاه ، بسته است و من ، پس از پیدا کردن خانه ی کلیددار به او ، مراجعه نموده و کلید را میگیرم .

ساختمان قدمگاه ، محوّطه ای است بزرگ و سپید رنگ . پس از باز کردن در ورودی ، در آغاز ، وارد یک حیاط کوچک میشوم که دو آرامگاه برای اهالی روستا در آن جا ، دیده میشود . درِ اصلی قدمگاه در سمت راست همین حیاط ، واقع است . از این در که وارد میشوم در میانه ، ضریحی چوبی به رنگ قهوه ای را میبینم که به قهوه ای سوخته میزند و چیزی از درون آن ، مشخّص نیست . سقف و دیوارها ، گچی و سپید هستند و دور تا دور ضریح ، به حالت راهرو درآمده تا برای برگزاری مراسم عزاداری و مذهبی ، باشد . همه ی محوّطه با فرش ، پوشیده شده است .

گنبد کوچک سازه با رنگ سپید بر بالای بام ، خودنمایی میکند . این سازه ، هم چنین دارای سرویس بهداشتی پاکیزه ای نیز میباشد .

6 (2)

 قدمگاه پیشوا رضا در دژپل ( دزفول ) ( 17 آذر 1391 )
این سازه که بنا بر نوشته ی سردر آن در سال 1357 ، مورد بازسازی قرار گرفته است در درون شهر دژپل ، قرار دارد . ورودی اصلی آن ، یک در فلزّیست که بر دورادور آن ، عبارات عربی به صورت کاشی کاری ، نگاشته شده است . از در که وارد میشوم ، پس از گذر از یک راهرو به حیاطی کوچک میرسم که ساختمان اصلی قدمگاه در سمت راست آن ، قرار گرفته است . این ساختمان ، سپیدرنگ و سیمانی است و با دری سبزرنگ و نیم بیضی ، مشخّص میشود . ورود به این ساختمان ، مستلزم درآوردن کفش هاست . محوّطه ی اصلی قدمگاه ، سازه ایست چهارگوش و کوچک که در میانه ی مرکزی آن ، سنگی با بلندای چند سانتی متر و پوششی سبزرنگ ، قرار گرفته است . درون ساختمان با گچ ، سپید شده و برخی جاها نیز ترک برداشته است . کف ساختمان با قالیچه های کوچک کهنه ، پوشانده شده است

خوزســـــتان

خوزســـــتان

قدمگاه پیشوارضا در پارسوماش ( مسجد سلیمان ) ( 14 آذر 1391 )

 نرسیده به پارسوماش ، تابلوی قدمگاه پیشوا رضا را در سمت چپ راه میبینم که تا قدمگاه ، یک کیلومتر فاصله دارد ؛ در ساعت 17 : 13 و کیلومتر 55550 به قدمگاه پیشوارضا میرسم .

  قدمگاه ، یک ساختمان بزرگ است که در کنار یک گورستان کهن ، ساخته شده است ؛ جایگاه ورود به قدمگاه ، یک در بزرگ سبزرنگ است . ساختمان اصلی ، هشت ضلعی منظّمی است که در سمت های چپ و راستش ، دو نمازخانه ، دیده میشوند : یکی برای خواهران و دیگری برای برادران . در میانه ی این هشت ضلعی ، ضریح فلزّی شیشه ای سپیدرنگی هست که روی آن با پرچم ، پوشیده شده است .

  گنبد قدمگاه ، بزرگ و سپیدرنگ است .

  در چهار سوی قدمگاه ، چهار در ورودی ، قرار دارند که تنها یکی از آن ها ، باز است . قدمگاه ، مجهّز به سرویس بهداشتی و مسجدی به نام مسجد پیشوا رضاست .

خوزســـــتان

خوزســـــتان

 قدمگاه پیشوای هنگام ( امام زمان ) در شوشتر ( 15 آذر 1391 )

  این قدمگاه ، دارای ساختمانی آراسته و زیباست که در محوّطه ای بزرگ ، ساخته شده و همانندی بسیار به جمکران دارد . پس از نگه داشتن خودرو در محوّطه ی ویژه ی خودروها از پلّکان بالا رفته تا به ساختمان اصلی برسم . ساختمان آراسته از یک گنبد و دو مناره ی آراسته ، تشکیل شده است . از در بزرگ چوبی ، وارد میشوم . وارد اتاقی که ضریح زیبایی در سمت راستم ، قرار دارد که درون آن ، یک سنگ مرمر ، دیده میشود که کتابی بر روی آن ، قرار گرفته است . هم چنین پول های بسیاری درون ضریح هستند که حتماً جنبه ی نذر دارند . کتابی که درون ضریح ، دیده میشود ، دارای جلد سبز رنگی است که دو گلدان بزرگ هم در دو سوی آن هستند .

  پیشینه ی سالومه ای جایگاه مبارک حضرت صاحب الزّمان شوشتر :

  قدمگاه یا جایگاه حضرت صاحب الزّمان در بخش شمال شهرستان شوشتر ، قرار داشته که تقریباً بیش از یک کیلومتر با شهر ، فاصله دارد و در سال 991 ماهی ، کسی به نام درویش کریم در این جا ، خدمت پیشوای هنگام رسیدند و قدمگاه حضرت صاحب الزّمان را ساختند . جایگاه حضرت صاحب الزّمان ، زیارتگاه آراسته و باصفا با داشتن روحانیّت ویژه ای ، ایجاد شد و سازه ی این جایگاه والا و روحانی بر پایه ی اظهارات پیشینیان ، آگاهان و دینداران بدین قرار است :

  در حدود بیش از 4 سده ی پیش ، گروهی از مؤمنین ، معتقدین و نیکان شوشتر با اعتقاد بر این که هرگاه ، کسی ، 40 روز یا 40 هفته ی پی در پی ، نماز پیشوای هنگام را به جا بیاورد و یا به سخن نامدار ، چله بگیرد ، خدمت پیشوای هنگام خواهد رسید ؛ بنابراین گروه مزبور ، هر سه شنبه بدین منظور برای انجام دعا و نیایش به درگاه ذات یگانگی در این جا که جایگاه صاحب الزّمان ، قرار دارد ، میرفتند . یکی از تپه های آن جا را برای خود در نظر میگرفتند و مشغول پرستش میشدند و پس از انجام کارها به شهر برمیگشتند و هر روز هر یک از آن ها ، ناهار اندکی همراه خود میبرد . یک روز ، هنگام صرف ناهار که دستمال های خود را پهن نموده و مشغول صرف غذا شده بودند در آن هنگام ، دیدند کسی با لباس ساده ، نزدیک آن ها ، ایستاده است ، گمان کردند که رهگذری تهی دست و یا گداییست که برای این که به او ، کمکی بکنند و یا خوراکی به او بدهند ، آن جا آمده و ایستاده ؛ به او ، تعارف کردند . پاسخ داد ، نشست و با آنان از خوراک شان خورد . پس از خوردن ، آن کس برخاست که برود . به آن ها ، رو نمود و فرمود : شما ، مرا فراخواندید و من پاسخ دادم . همینک من هم شما را فرامیخوانم که همه ی شما ، فردا برای ناهار در همین جا ، مهمان من باشید . من ، فردا همین هنگام ، چشم به راه شما هستم . آن ها با خود اندیشیدند که مبادا آن کس چون از خوراک آن ها خورده در محظور واقع شده و در عین حال که از توان پذیرایی از آن ها برنمیآید ، آن ها را به خوراک ، فراخوانده است . بنابراین در پاسخ ، دودل بودند ؛ امّا پاسخ دادند . سپس با خود گفتند که فردا میآییم ، اگر خبری بود فبها وگرنه برمیگردیم . بامداد روز پسین از شهر به مقصد همان جا ، حرکت نمودند . هنگامی که به گردنه ی الله اکبر که مشرف بر آن صحرا و تپه هاست ، رسیدند و نگاه شان به آن جا افتاد در آن جا ، چادرها و سراپرده های شاهانه دیدند . از روی شگفتی گفتند : الله اکبر . رفتند و وارد شدند . دیدند همان کس بزرگوار هم در زیر همان سراپرده ، تشریف دارند . وارد شدند ، نشستند . هنگام خوردن ناهار ، آن بزرگوار ، صدا زد : ناهار بیاورید ! بی درنگ چند تن پیش خدمت آمدند ، سفره پهن کردند ، خوراک آوردند و این گونه به نظر آن گروه رسید که گویا خوراک ها و چیزها را از درون درّه واقع در پشت آن تپه میآورند . خوراکی هایی خوب بودند و متناسب با آن سراپرده ی شاهانه . پس از خوردن برخاسته ، خدانگهداری نموده و به سوی شهر ، حرکت کردند . رسیدند به همان تپّه ی الله اکبر . آن گاه به خود آمدند . با یک دیگر که در آن بیابان ، آن همه دستگاه پادشاهی و چادرهای آراسته ، فرش های نیکو و خوراک های بسیار خوب ، چگونه و از کجا به دست آمده و چه کسی ، چنین توانی دارد ؟ دریافتند که قضیّه ، یک کار پنهانی بوده ، به پشت سر خود ، نگاه کردند . هیچ آثاری از آن چیزها ندیدند . کم کم این قضیّه را که برای مردم ، بازگو میکردند ، میان مردم شهر ، پخش شد ؛ بنابراین مردم شهر ، آن جا را جای تیمّن ، تبرّک و پرستش برای خود ، قرار دادند . پس از مدّتی ، کسانی از اهل نیکی در آن جایگاه ، ساختمانی ساختند و پس تر کم کم گسترش بیش تری پیدا کرد . سالومه ی سازه ی نخستین جایگاه ، توسّط درویش کریم نامی با سروده ای بدین مضمون آمده است :

در عهد صفی پادشاه عالمیان         کز نور غیاثش ، صفا یافت جهان

گردید ز فیض فضل معبود تمام         این بقعه که میدهد ز فردوس نشان

درویش کریم را خدا داد کرم            بنیاد نهاد و ساختش آبادان

تاریخ بنایش به نهان مجرم گفت        از مهدی صاحب الزّمان خواه عیان

  گوشه ی سمت چپ ضریح ، آرامگاه حاج شیخ جعفر شوشتری که یک سنگ گور بسیار کهن است ، قرار دارد . دور تا دور ساختمان اصلی آرامگاه، پایگاه فرهنگی ، پایگاه امر به معروف و نهی از منکر و آرامگاه های خانوادگی ، واقع شده اند .خوزســـــتان

خوزســـــتان

 قدمگاه پیشوا زین العابدین ( 12 آذر 1391 )

سازه ایست کوچک که با دری سبزرنگ ، میتوان وارد آن شد ؛ نمای بیرونی آن ، آجری و تمیز است . گویا این جا ، قدمگاه حضرت زین العابدین ، پیشوای چهارم شیعیان ، بوده است . گنبدی بسیار کوچک و مخروطی نیز بر فراز سازه ، قرار گرفته است . درون سازه به دو بخش جداگانه ی زنانه و مردانه ، بخش بندی میشود . دیوار درونی سازه ، گچ کاری شده است و تا نیمه ی آن به رنگ سبز و نیمه ی دیگرش ، سپید رنگ است . پرده هایی سبزرنگ ، پنجره های سازه را پوشانده اند . ضریح فلزّی مستطیل شکلی در میانه ی سازه ، قرار گرفته است و نگاره هایی مذهبی هم بر دیوار ، دیده میشوند . دری دیگر هم همانند در برادران برای خواهران ، تعبیه شده است .

خوزســـــتان

 قدمگاه پیشوای یکم ( 11 آذر 1391 )
سازه ی قدمگاه ، درون یک گورستان ، قرار گرفته است . در ساعت 27 : 13 و کیلومتر 54398 به قدمگاه میرسم . این سازه در بخش جنوبی گورستان بزرگ ، واقع شده و در بردارنده ی یک اتاقک کوچک و گنبدی سبز و زیباست . بر تابلویی به عربی نوشته شده است :

بسم الله الرّحمان الرّحیم . خطوه امیرالمؤمنین ( ع ) علیّ بن ابی طالب ابوالحسن علی ـ حلّال المشاکل .

بدبختانه ، درِ قدمگاه ، بسته است و بازدید از درون آن ، شدنی نمیشود .

خوزســـــتان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.