سه‌شنبه 28 فروردین 1403
خانه / استان ها / آذرآبادگان باختری / آذربایجان باختری

آذربایجان باختری

آذربایجان باختری

آذربایجان باختری

سیزده سال پیش ، سه نفر بودیم ؛ جوانِ جوان . بیست و دو سه ساله . بی کار . درس را تازه به پایان رسانده . یک خودروی پژو 206 و مقداری پول ته جیبی . با بنزین لیتری 100 تومان . فراخوانی یک هم دانشگاهی در روستایی دور در یکی از نقاط مرزی آذربایجان باختری و اشتیاق و دل دادگی خودمان به سفر و دور شدن از آن جا که بودیم .

14 اردیبشهت 1385 ، کلید سفرهای استانی مان و سپس استانیم شد . با حامد و حسن رفتیم به روستای خوراسب ؛ آن جا که یک سره باران میبارید و گه گاهی صدای انفجارهای ترسناک از دور به گوش میرسید که میگفتند هشدارهای مرزیست .

آذربایجان باختری

آن خانه ی قدیمی را تبدیل کرده اند به این خانه ی نوساز

این بار هم تصمیم میگیریم همان گروه سه نفره ، پس از 13 سال به همان روستا برویم و میهمان همان خانواده ی خون گرم و دوست داشتنی کُرد بشویم . ولی این بار ، دگرگونی هایی بر زندگی همه ی مان ، سایه افکنده : یونس ، هم کلاسی دانشگاهیم ، ازدواج کرده و دارای یک فرزند دختر است .

حسن و حامد هم ازدواج کرده اند و هر یک ، کودکانی دارند و من به بیست و چهار استان ایرانم ، سفر کرده ام و هزاران بریده عکس ، ساعت ها فیلم و بسیاران دوست دوست داشتنی دارم در جای جای ایرانم ؛ اما یک چیز ، ثابت مانده است : عشق مان به رفتن و رفتن و رفتن و یک چیز هم بیش تر شده است : صفا و گرمای این خانواده ی نازنین .

آذربایجان باختری

آذربایجان باختری

در نزدیکی خانه ی دوستانم ، دریاچه ی زیباییست هم پیوند با آب بندی به نام شهرچای

آذربایجان باختری

به این راه زیبا ، راه بند میگویند ؛ بریده ای از بهشت است .

آذربایجان باختری

من در کنار مامان فاطمه ایستاده ام . به اندازه ی مادر خودم ، میپرستمش .

آذربایجان باختری

این بخاری نفتی ، یکی از یادگاران خانه ی پیشین است که همینک هم همه ی خانه را گرم میکند .

آذربایجان باختری

آذربایجان باختری

آذربایجان باختری

آذربایجان باختری

آذربایجان باختری

سیزده سال پیش هم همین گونه بود : استوار و راسخ . سه چهارمش در آب بود . از آن ، بالا رفتیم . شنیده بودم که آرامگاه منسوب به هلاکوخان بر فراز آن است ؛ اگرچه پس ترها نادرستی اش را دریافتم . این جا را دژ کاظم خان میدانند که در برابر سپاهیان یورشگر ارمنی ، ایستاده بوده است .

این بار اما دیدارمان از سنگ زیبای کاظم خان ، هم راه شد با بارشی سخت از باران و تگرگ . این بار ، آب دریاچه ی ارومیه به خوبی و به فراوانی ، بالا آمده بود و جلوه گری زیبایی میکرد . دل های مان را برد . دور تا دور سنگ را گام نهادیم و از شکوه آن در کنار فراوانی آب دریاچه ، حظ بردیم .

آذربایجان باختری

آذربایجان باختری

آذربایجان باختری

آذربایجان باختری

قره کلیسا را هم سیزده سال پیش آمده بودیم ؛ باشکوه و زیبا ، رخ در آسمان ساییده . آن سال ، چند کودک روستایی ، جلوی مان را گرفتند و از ما ، پول خواستند . دادیم ؛ این را نگفتم که نتیجه ، این بشود که چون این بار ، کسی ، جلوی مان را نگرفت ، پس یعنی اوضاع مردم سرزمینم ، خوب یا بهتر شده است . خیر که بدتر هم شده است .

در سایه سار نظام اسلامی ، چیزی ، بهتر نمیشود .

آذربایجان باختری

این بار در اردیبهشت ، برف در اطراف کلیسا بر زمین نشسته است ؛ آن بار ، باران سختی میبارید و این از زیبایی های سرزمین من است . بخش های گوناگون محوطه ی قره کلیسا ، عبارتند از :

مهمان سرا ؛ کلیسای اصلی ؛ برج ناقوس ؛ ورودی ؛ خلیفه گری همه ی ارامنه ی آذربایجان ؛ برج ؛ حیاط خاوری ؛ دفتر خلیفه گری همه ی ارامنه ی آذربایجان ؛ حیاط باختری ؛ انبار ؛ نگهبانی ؛ بلیط فروشی ؛ نمایش پیشکش ها ؛ فضای شناسایی ؛ آشپرخانه ؛ دفتر فنی و سرویس بهداشتی

آذربایجان باختری

کلیسای فراگیر تادئوس مقدس در اپاختر دشت چالدران در منطقه ی کوهستانی آذربایجان باختری و زیر نظارت شورای خلیفه گری ارامنه ی آذربایجان در تبریز ، واقع شده است .

آذربایجان باختری

از سال 1243 میلادی ، نام کلیسای تادئوس مقدس در کتاب های مذهبی و تاریخی گوناگونی به چشم آمده است .

آذربایجان باختری

در پیوند با وجه نام گذاری کلیسا ، باید گفت که قره در زبان آذری به چماره ی سیاه است و بر همین پایه در باورهای کهن ، نام قره کلیسا ، برگرفته از  سنگ های سیاه رنگی میباشد که در ساخت بخش قدیمی تر کلیسا ، استفاده شده است ؛

هرچند که نام کلیسا در زبان ترکی به گونه ی گاره یا گارا نیز تلفظ میشود که به چماره ی بزرگ میباشد که این با توجه به بزرگی کلیسا ، برداشتی درست تر میباشد .

آذربایجان باختری

در میان جنگ های سال 1827 ایران و روسیه ، جمعیت بسیاری از ارامنه ی آذربایجان ، پس از سال ها سکونت در ایران ، با گذشتن از مرز ارس به کشورهای دیگر ، کوچ نمودند .

جمعیت اندکی نیز که در روستاهای هم سایه ی کلیسای تادئوس مقدس ، مانده بودند در پایان جنگ جهانی یکم و پس از یورش سربازان عثمانی ، آن جا را برای همیشه ، رها نمودند .

آذربایجان باختری

در درازای سالیان ، این کلیسا ، بارها از سوی صاحبان قدرت ، تاراج شده و نیز به سبب بلایای طبیعی چون زمین لرزه ، آسیب فراوان دیده است .

کلیسای تادئوس از دو کلیسا ، تشکیل شده است : یکی ، بزرگ و دیگری ، کوچک که هر یک ، دارای تاریخچه ای گیرا میباشد .

بر پایه ی نوشته ای که در کنار محراب بخش قدیمی کلیسا هست ، در سده ی چهاردهم میلادی ، زمین لرزه ی سختی ، سازه ی این کلیسا را ویران میکند و سازه ی موجود ؛ توسط اسقف زاکاریا در دوره ی زمانی ده ساله ، بازسازی شده و در سال 1329 ، بار دیگر ، درهای کلیسا به روی زائرین ، گشوده میشود .

ساختمان نوین کلیسا در دوران قاجار و به فرمان عباس میرزا به بخش قدیمی تر ، پیوست میگردد .

کلیسای نوین با سنگ های سپید و کنده کاری های بی مانند برگرفته از کلیسای اچمیادزین ارمنستان که مهم ترین و نخستین کلیسای ارامنه میباشد ، آراسته شده است ؛ هرچند با توجه به نیت عباس میرزا ، سازه ی کامل کلیسا به علت مرگ او ، بی پایان مانده است .

با توجه به ویژگی های معماری در این سازه ی تاریخی و بودن دیوارهای دفاعی ، پیرامون کلیسا و ورودی اصلی آن ، این سازه ، حکم دژ را دارد . در چهار سمت دژ ، پنج برج دیده بانی به شکل یک قوس ، قرار گرفته اند .

کلیسای فراگیر تادئوس مقدس ، دربردارنده ی مجموعه ای از فضاهای کناری از جمله دو حیاط خاوری و باختری و 47 اتاق میباشد که به راهبان ، طلبه ، پژوهشگران ، نویسندگان و نگهبانان کلیسا و کتاب خانه ی آن ، تعلق داشته است .

افزون بر آن ، زیرزمین کوچکی نیز زیر اتاق ها ، قرار دارد و فضاهای کوچکی همانند ناهارخوری ، آشپزخانه ، آسیاب ، عصارخانه ، سوراخی برای نگه داری غذا و فضاهای دیگری در حیاط کناری باختری میباشد .

این کلیسا ، آرامگاه تادئوس مقدس و یادآور جان باختگی اوست و یکی از پاک ترین جاها در میان مسیحیان جهان و به ویژه ارامنه میباشد . هم چنین آرامگاه سن دخت ، شاه زاده ی ارمنی و دختر پادشاه ساندوک که به سبب عقیده اش به مسیحیت ، جان باخت بر بالای تپه ای در کنار کلیسا ، قرار دارد .

هر ساله در میانه های مرداد ماه ، هزاران زائر ارمنی از ایران و دیگر کشورها در مراسم ویژه ای در کنار این کلیسا به دور هم ، گرد میآیند .

این جا به عنوان نخستین کلیسای فراگیر جهان مسیحیت ، شناخته میشود .

آذربایجان باختری

از قره کلیسا به سمت آب بند بارون میرویم . راه را حتمن بپرسید تا وقت و نیروی خود را از دست ندهید . از آغاز راه خاکی تا آب بند ، حدود 13 کیلومتر فاصله است که بیش تر آن ، راهیست هموار و مناسب . این راه را باید آن اندازه ، پی گرفت تا به روستای بارون و سپس آب بند بارون رسید .

کلیسای کوچک زر زر در محوطه ی آب بند ، واقع شده و برای نزدیک شدن به آن ، باید از نگهبانی ، اجازه گرفت . اگرچه نگهبان ، کمی ناز میکند ؛ ولی پس از پافشاری ما ، در را باز کرده و ما را به سمت کلیسا ، رهنمون میسازد . در هنگام صحبت با نگهبان ، برف هم باریدن گرفته ؛ به سمت کلیسا که میرویم ، بارش برف ، تندتر و هوا ، سردتر میشود .

به کلیسا میرویم ؛ اگرچه کوچک است ؛ ولی زیباست و دوست داشتنی . از جنس سنگ است و یادآور قره کلیسا . نام اصلی اش ، مریم مقدس است و به زر زر ، نامدار میباشد . هم پیوند با سده ی چهاردهم میلادیست . درِ آهنی کلیسا ، بسته است ؛ دری که بر روی آن ، نقش یک چلیپا ، بسته شده و با خطی ویژه ، چیزی نگاشته شده است .

از آن جا که ساختمان کلیسا به دنبال ساختن آب بند به زیر آب میرفته است ، با هماهنگی وزارت نیرو ، سازمان میراث فرهنگی و شورای خلیفه گری ارامنه ، ساختمان را به گونه ی کامل به جای کنونی ، انتقال داده اند .

آذربایجان باختری

آذربایجان باختری

راه مرزی جلفا ، یکی از چند راه زیبای ایران بزرگ و عزیز است . راهی که در یک سوی آن ، رود ارس ، روان است ؛ رودی که آن سویش را کشورهای هم سایه در بر گرفته اند . حدود 15 کیلومتر مانده به جلفا در سمت راست ، تابلوی کلیسای سنت استپانوس را میبینیم که با راهی آسفالته و مناسب به سوی کلیسا ، رهنمون میشود .

پس از نگه داشتن خودرو ، حدود یک ربع ساعت پیاده روی میکنیم تا به کلیسا برسیم . کلیسای زیبای سنت استپانوس .

آذربایجان باختری

در نزدیکی کلیسا ، محوطه ای سر باز هست برای استراحت و نوشیدن چای آتشی .

آذربایجان باختری

آذربایجان باختری

آذربایجان باختری

 

آذربایجان باختری

آذربایجان باختری

آذربایجان باختری

آذربایجان باختری

آذربایجان باختری

آذربایجان باختری

آذربایجان باختری

آذربایجان باختری

یک کلیسای زیبای دیگر در نقطه ای دیگر از آذربایجان باختری هست که جزء مجموعه کلیساهای ثبت شده ی ایران در سیاهه ی آثار جهانیست = کلیسای چوپان . در کناره ی رود ارس ، حدود 5 کیلومتر مانده به شهر جلفا از سوی کلیسای سنت استپانوس در کناره ی سمت راست راه ، کلیسای کوچک چوپان ، خودنمایی میکند .

آذربایجان باختری

کلیسای آندره ورتی پاک یا کلیسای چوپان ، وابسته به سده ی 13 میلادی است که هم اکنون ، زیر مالکیت شورای خلیفه گری ارامنه ی آذربایجان با نام محلی چوپان ، شناخته میشود ؛ به دلیل این که جایگاه کلیسا در چراگاه منطقه ی دره ی شام ، ساخته شده بود ، جایگاه پرستش چوپان های ارمنی منطقه ی دره ی شام به شمار میرفت .

آذربایجان باختری

بنا بر روایتی ، دو کلیسا به کوشش دو برادر چوپان ، ساخته شده است : یکی در این سمت رودخانه ی ارس و دیگری ، درست در بال رو به رو که شوربختانه در سال های پیش ، ویران شده است .

آذربایجان باختری

کلیسای آندره ورتی در کنار دیر استپانوس پاک در ماه می 2008 میلادی در سیاهه ی آثار یونسکو به ثبت جهانی رسید . این سازه به کوشش سازمان میراث فرهنگی و هم کاری سازمان منطقه ی آزاد ارس در سال 2015 میلادی ، بازسازی گردید و در همان سال به یاد جان باختگان ارامنه ، پاک سازی دوباره شد .

آذربایجان باختری

 

درباره ی اشکان هاشمی

اشکان هاشمی هستم ملقّب به مرد همیشه در سفر ؛ زاده ی 6 اردیبهشت 1362 ؛ دل داده ی ایران و تاریخ و طبیعت بی مانندش . سفر رو به صورت رسمی و ثبت شده از 14 اردیبهشت 1385 با سفری دلچسب به استان آذرآبادگان باختری ، آغاز کردم

مطلب پیشنهادی

به سوی مازندران

به سوی مازندران

به سوی مازندران هم راه با دوست و هم سفر عزیزم ، مرصاد به سوی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.