پنج‌شنبه 18 آذر 1400

غار چنشت

به روستای چنشت میرسم ؛ چون راه درازی را تا این جا پیموده ام ، حسابی خسته و گرسنه هستم . چنشت ، یک روستای گردشگری است . در این روستا با آقای ابراهیمی ، قرار دیدار دارم . وی ، صاحب اقامتگاه بوم گردی روستاست . با هم به اقامتگاه میرویم . مادر وی برای مان ، کمی نان محلّی با پنیر میآورد . من هم که بسیار خسته و گرسنه هستم ، با اشتهای تمام ، آن ها را میخورم . مادر که اشتهای مرا میبیند ، نان دیگری میآورد . من ، آن را هم تمام و کمال میخورم ؛ همینک حسابی سیر شده ام و خستگی ام هم در رفته است . پس با آقای ابراهیمی که یک پژو 206 داغان دارد به سوی غار میرویم . تا دهانه ی غار را با خودروی وی میرویم . از خودرو تا ورودی غار را پلّه گذاشته اند و ورودی نیز با یک سردر آجری ، مشخّص شده است . غار چنشت ، یک غار بسیار تنگ و هشدارآمیز است . تا آن جا که پس از ورود به آن ، بر خودم ، نفرین میفرستم که چرا واردش شدم . دالان های غار ، بسیار باریک و تنگ هستند . این غار ، یک غار تاریخی و مسکونی بوده است ؛ نمیدانم چگونه در این سوراخ ترسناک ، زندگی میکرده اند . حدود نیم ساعت را در غار میگذرانیم . به راستی که غاریست زیبا و در عین حال هشدارآمیز . دو دالان غار را با یک تنه ی درخت به یک دیگر ، پیوند داده اند که گذر از آن ، نیاز به دقّت بالایی دارد . یکی از دلایل ناموری این غار ، نگاره هایی هستند که بر دیواره ی یکی از دالان ها ، حک شده اند ؛ گرچه چیز زیادی از آن ها ، مشخّص نیست .

برای ناهار به اقامتگاه برمیگردیم ؛ اقامتگاهی که پر است از ساخته های دستی سنّتی و عروسک های زیبا به هم راه نگاره هایی از فرهنگ و سنن مردم منطقه .

روستای چنشت

 

درباره ی علیرضا هاشمی

اشکان هاشمی هستم ملقّب به مرد همیشه در سفر ؛ زاده ی 6 اردیبهشت 1362 ؛ دل داده ی ایران و تاریخ و طبیعت بی مانندش . سفر رو به صورت رسمی و ثبت شده از 14 اردیبهشت 1385 با سفری دلچسب به استان آذرآبادگان باختری ، آغاز کردم

مطلب پیشنهادی

سفرنگاره ای به روستای فیلبند

فیلبند ، یک روستای گردشگری نامدار در استان مازندران است و از آن جا که …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.