دوشنبه , خرداد ۵ ۱۳۹۹
خانه / آب انبارها / تنگ ظلمات

تنگ ظلمات

کشورمان ، ایران ، پر است از شگفتی های طبیعی و تاریخی در جای جای خود ؛ تنگ ظلمات ، از بکرترین جاهای دیدنی ایران است که در منطقه ی زیستی مهمّی در بوستان ملّی کویر و در حیطه ی سیاسی – جغرافیایی استان سپاهان ، واقع شده است . مجوّز بازدید از این منطقه ، هر از چند گاهی و آن هم به سختی ، صادر میشود . مدّت ها بود که بازدید از تنگ ظلمات را در سیاهه ی سبز سفرهایم ، نوشته بودم تا آن که دریافتم که گروه طبیعت گردی کاسپین گرمسار ، در روزهای هفدهم و هجدهم بهمن ماه 98 ، برگزاری برنامه ی بازدید از این پدیده ی جالب را قصد دارد . بنابراین بی درنگ در این برنامه ، خودم و برادرم ، نام نویسی کردیم ؛ سرآغاز حرکت از تهران هست ؛ در نتیجه شب چهارشنبه به تهران میروم و در خانه ی دوستم ، صباح قادری میمانم . 5شنبه سر ساعت 5 بامداد با دو تن از رانندگان گروه ، در میدان آقانور که در خاور تهران و به سوی گرمسار ، واقع هست ، قرار داریم . در آن جا با برخی از هم گروهی ها ، آشنا میشویم ؛ از جمله بانو کوچاری که هم شهری خودمان هست از قزوین و بانو مهتاب که یک بانوی سفرگرد هست . به سوی گرمسار میرویم . در گرمسار ، ناشتایی را خورده و بارها و اسباب مان را به خودروهای آف رود ، منتقل مینماییم تا حرکت مان را به سوی تنگ ظلمات ، آغاز نماییم . از گرمسار ، راهی مستقیم را پی میگیریم و کم کم از شهر ، دور میشویم تا دیگر به مناطق بیابانی و شوره زار جنوب گرمسار میرسیم . این مناطق را که راه شاهی هم در همین جاهاست ، در آذر ماه امسال و در سفر استان سمنان ، دیده بودم . مدیریّت و برنامه ریزی این سفر با آقایان جمال عامری و فرزاد جعفری است . پس از حدود یک ساعت و چهل دقیقه به کنار کاروان سرای قصر بهرام میرسیم و برای دست شویی ، اندکی میایستیم . این کاروان سرا را هم در بازدید استانی پیشین ، به گونه ی کامل دیده بودم . سپس از قصر بهرام به سوی پاسگاه محیط بانی سپیدآب ، حرکت میکنیم . راه ، دراز ، پرپیچ و خم و دارای پستی ها و بلندی هاست . به محیط بانی سپیدآب میرسیم ؛ نیم ساعتی منتظر میمانیم ؛ ولی بر خلاف قرارهای پیشین مدیران گروه ، هیچ محیط بانی در آن جا نیست ؛ در نتیجه و با تصمیم مدیران ، حرکت را از سر میگیریم . حدود سه ساعت تا تنگ ظلمات ، باقی مانده است ؛ در راه از منطقه ی فسیل آباد هم دیدن میکنیم ؛ منطقه ای سنگی و صخره ای که نقش سنگواره های جانوری بر روی سنگ های آن ، حک شده و زیبایی زیادی دارند .

سرانجام و پس از پیمودن راهی دراز به دریچه ی تنگ ظلمات ، نزدیک میشویم ؛ خودروها را بر سر تنگ گذاشته و پیاده ، دل به تنگ میزنیم ؛ تنگ در همان آغاز راه به دو شاخه میشود که هر دو ، دارای زیبایی های یگانه ی خویش هستند . قدم زدن در میانه ی دو دیواره ی بلند طبیعی ، آن هم در ژرفای بیابان های مرکزی ایران که پناهگاه جانوران بسیاری هست ، خوشایندی فراوانی دارد . بیش از سه کیلومتر را قدم میزنیم و از زیبایی های اطراف ، بهره میگیریم .

ناهار را در کنار تنگ میخوریم و راه برگشت را به سوی پاسگاه محیط بانی سپیدآب ، پی میگیریم . قرار بر این است که امشب را در پاسگاله محیط بانی به بامدادان برسانیم ؛ شب جالب و خوبی میشود . بامدادان ، پس از خوردن ناشتایی ، راه برگشت را در پیش میگیریم ؛ حدود یک ساعت پس از پاسگاه به ویرانه های بر جای مانده از کاروان سرایی میرسیم که به کاروان سرای سپیدآب ، نامور است . این کاروان سرا ، هم پیوند با دوران صفوی است . به جز یک سنگ فرش و چند ساختمان آجری و سنگی نیمه ویرانه ، چیز دیگری از این کاروان سرا ، نمانده است .

اندکی بالاتر از این کاروان سرا ، آب انباری ، دیده میشود که آن را قیقوله مینامند . وجود این آب انبار در این جا و در میانه ی راه شاهی دوران صفوی ، نشان دهنده ی اهمّیّت این راه میباشد . آب انبار ، پر از آب است ؛ البتّه از این آب برای سیراب کردن جانوران وحشی ، بهره برده میشود . ساختمان آب انبار از سنگ و ملات و دارای گنبدی کوچک است که با سه دیوارک پلّه مانند ، میتوان به فراز آن رسید . آب انبار هم چنین دارای منافذی برای گذر هوا میباشد .

پس از دیدن این آب انبار جالب که در دل بیابان های گسترده ی اطراف گرمسار ، واقع هست به سوی کاروان سرای عین الرّشید میرویم ؛ یکی دیگر از سازه های صفوی بر جای مانده در این راه .

کاروان سرایی بزرگ که بخش معتنابهی از آن ، ویران شده است ؛ امّا هنوز شکوه خویش را نمود میکند به ویژه سردر بلند و زیبایش .

پس از این بازدید کوتاه از کاروان سرای عین الرّشید به سوی یکی از بزرگ ترین کاروان سراهای ایران میرویم ؛ کاروان سرایی بر روی سازه های ساسانی با بهسازی و بازسازی صفوی = قصر بهرام .

در کاروان سرای قصر بهرام که دارای امکانات خوبی برای گردشگران از جمله اتاق های استراحت ، دست شویی و محیط بانی است ، اندکی استراحت کرده و ناهار را میخوریم ؛ از جای جای کاروان سرا هم بازدید و عکس برداری میکنیم .

در این سفر دوروزه ی ویژه ، گیرا و متفاوت ، باید از دوستان راهنمای گردشگری ، آقایان فرزاد جعفری و جمال عامری و راننده ی خوب خودروی آف رود ، اشکان عزیز ، سپاسگزاری ویژه نمایم و هم چنین از همه ی دوستان هم سفر ( بانوان ملیکا ، مهتاب ، فریبا ، فتّانه و مریم و آقایان محسن ، میرحسین ، رامین و عسکری که سفری خوب و پرانرژی را برای هم دیگر ، رقم زدند نیز سپاس ویژه دارم . سفر به تنگ ظلمات از آرزوهای دیرینه ی من بود که گمان میکردم دست نیافتنی باشد ؛ ولی با کوشش همه ی این دوستان ، شدنی شد .

من و میرحسین ؛ عکس از بانو فتّانه ی کوچاری

عکس از بانو مهتاب انارکی ؛ از گردشگران باتجربه

عکس از بانو فتّانه ی کوچاری

دورنمایی از دماوند زیبا از بوستان ملّی کویر

 

درباره ی علیرضا هاشمی

علی رضا هاشمی هستم ملقّب به مرد همیشه در سفر ؛ زاده ی 6 اردیبهشت 1362 ؛ دل داده ی ایران و تاریخ و طبیعت بی مانندش . سفر رو به صورت رسمی و ثبت شده از 14 اردیبهشت 1385 با سفری دلچسب به استان آذرآبادگان باختری ، آغاز کردم

مطلب پیشنهادی

خیابان سلامگاه

این خیابان از خیابان های معاصر شهر قزوین است ؛ با توجّه به نقشه ی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.