جمعه , تیر ۲۰ ۱۳۹۹
خانه / بوستان ها / تهران گردی

تهران گردی

بامداد روز آدینه 25م آبان در حالی که از همه جا ، بی خبر بودیم برای رفتن به شهر تهران و گشت کوتاه یک روزه ای در آن به پمپ بنزین میروم تا باک خودرو را از بنزین ، پر نمایم که ناگهان با بنزین به لیتری 3000 تومان ، رو به رو میشوم ؛ همان شوکّ ناگهانی که در روزهای آینده ، باعث خسارات جانی و مالی بسیاری شد و هم میهنان چندی در درگیری های گسترده ای در سراسر کشور ، کشته و زخمی شدند و عملکرد درخشان دیگری از حکومت اسلامی در تاریخ معاصر ، ثبت شد .

1 )) هیومن پارک ( بوستان انسانی )

یکی از چندین مجموعه ی بزرگ و دیدنی در دارآباد تهران است که با بلیط نفری 360 هزار ریال که به صورت اینترنتی ، خریداری میکنم ، از آن ، بازدید مینماییم . شوربختانه عکسبرداری و فیلم برداری از این مجموعه ، ممنوع است ؛ البتّه میتوان عکس هایی را توسّط عکّاس مستقر در همان جا و با پرداخت هزینه ، دریافت نمود . پس از لختی انتظار ، وارد سالن نمایش فیلم میشویم ؛ فیلمی کوتاه به اندازه ی 5 دقیقه درباره ی آفرینش انسان از نگاه مذهب . پس از دیدن فیلم با آسانسور به طبقه ی پایین رفته و از راه گوش ، وارد بدن انسان میشویم . در این جا ، آقایی است که به ارائه ی توضیحات درباره ی گوش و ساختمان آن میپردازد . پس از گوش ، وارد بینی و دهان میشویم . جالب ، این که پس از ورود به بینی و برخورد با موهای درون آن ، صدای عطسه ی بلندی میآید . در دهان ، میتوان بر روی دندان ها یا زبان نشست و عکس گرفت . از مغز هم دیدن کرده و به توضیحات شنیداری کاملی ، گوش فرا می دهیم . ساختمان چشم را هم میبینیم . در هر یک از این بخش ها ، کارشناس به بیان توضیحاتی کامل میپردازد . به نزدیک شش ها می رویم که به صورت زنده ، عمل تنفّس را به نمایش گذاشته اند .

پس از دیدن شش ها ، راهنمای دیگری به ارائه ی توضیحات میپردازد ؛ یک بانوی چیره و خوش سخن . نخستین هموند بدن که با راهنمایی این بانو میبینیم ، قلب است . وارد مری و معده که میشویم ، ضمن آن که میتوانیم پوسته ی آن ها را لمس کنیم ، میتوانیم سر و صداهای قارّ و قورّ شکم را نیز بشنویم . کبد و کلیّه ها را میبینیم و سپس وارد روده ی بزرگ میشویم . فیلم مفصّلی هم از عملکرد کبد و کلیّه ها ، پخش میشود .

پس از پایان بازدید ، با آسانسور به طبقه ی بالا رفته ؛ به یک قهوه سرا میرویم و با نوشیدن آب میوه ، خستگی را میزداییم .

2 )) رستوران وکیل التّجّار

رستورانی بزرگ ، نامدار و خوش سلیقه در یک ساختمان قجری در جنوب تهران ، نزدیکی میدان شوش یا همان اعدام پیشین . چند ماه پیش که حدود ساعت 14 به این جا آمده بودیم با حجم گسترده ای از جمعیّتی ، رو به رو شدیم که گویا ساعت ها در انتظار خالی شدن میزها و صندلی ها ایستاده اند تا نوبت ناهارشان ، فرابرسد . به ما هم گفتند که حدود دو ساعت باید در انتظار بمانید .

امّا این بار ، پیش از آمدن ، طیّ تماسّی ، بهترین ساعت حضور را جویا شدم که متصدّی گفت حدود ساعت 12 و نیم بیایید . ضمناً گفت که برای روزهای تعطیل ، رزرو ندارد . ما هم در حدود همین ساعت به رستوران رفتیم و با راهنمایی گارسون ها و بانویی که مسوول رسیدگی و خوشامدگویی به مشتریان بود به طبقه ی بالا رفته و بر پشت میزی نشستیم .

منوی رستوران هم بسیار گیرا و متفاوت است . بر روی پوشینه ی منو ، نقش بسته است = کتابچه ی اطعمه و اشربه ؛ سفره ی ناهار

در آغازین برگ منو ، چنین نگاشته شده است :

میزبانی را آدابی است در شأن میهمان

با سلام و خیر مقدم به شما میهمان ارجمند و سپاس از منّتی که بر ما گذارده و بدین سرا ، وارد شدید . امیدواریم بتوانیم آداب میهمان نوازی ایرانی را به درستی به جا آوریم ؛ چرا که میزبانی را آدابی است در شأن میهمان . 

کتابچه ی حاضر ، هم چون کتاب آشپزی ، دربرگیرنده ی انواع خوراک ها ، انگبین ها ، هم خوراک ها و …. هم راه با شرح طبخ و ارائه ی خاستگاه هر یک میباشد که مستند به کتب آشپزی در دوره ی تاریخی مقارن سال ساخت سرای وکیل التّجّار ، تدوین و به زیور طبع ، آراسته شده که شما ، میهمان ارجمند ، بنا به میل و ذائقه ی خود ، خوراک دلخواه را سفارش داده تا میزبانان ، آن را در قاب گذارند و بر سر سفره آورند تا نوش جان فرمایید . 

رستوران سرای وکیل التّجّار ، یک رستوران ایرانی است و سعی شده که تمام عناصر آن ، متناسب با دوره ی تاریخی ساخت بنا ، طرّاحی شود و بر این اساس در تدوین منوی رستوران ، تمام تلاش خود را به کار بردیم که با توجّه به تنوّع وسیع خوراک های ایرانی از قومیّت های مختلف این سرزمین در حدّ بضاعت ، تعدادی را انتخاب کرده ، طبخ و عرضه نماییم . 

در پایان ، امیدواریم بتوانیم با هم یاری و کمک یک دیگر ، جهت معرّفی فرهنگ غنی خوراک ها و نوشیدنی های ایرانی به جهانیان ، گام های مؤثّری برداریم . 

شاد باشید .

نوادگان وکیل التّجّار

غذاها ، عبارتند از :

دیگ بار ماست / میرزاخان قاسمی / اکسیر کرفس / اکسیر خلال کرمانشاهی / اکسیر کوفته فسنجان / اکسیر مسمّا بادنجان / چلو کواو جوجه ی استخوانی / چلو کواو برگ / چلو کواو جوجه ترش / دنده کواو / دیگ پخت باقالی و برّه / دیگ پخت کلم پلوی شیرازی / دیگ پخت لوبیا با برّه / دم پختک طهرونی / دیگ پخت مرصّع با برّه

بر بالای سردر ورودی ، چنین نقش بسته اند :

تیمچه ی محمّدیّه برادران وکیل التّجّار

1348 هجری مطابق 1308 میزانی

درباره ی علیرضا هاشمی

علی رضا هاشمی هستم ملقّب به مرد همیشه در سفر ؛ زاده ی 6 اردیبهشت 1362 ؛ دل داده ی ایران و تاریخ و طبیعت بی مانندش . سفر رو به صورت رسمی و ثبت شده از 14 اردیبهشت 1385 با سفری دلچسب به استان آذرآبادگان باختری ، آغاز کردم

مطلب پیشنهادی

تنگ ظلمات

کشورمان ، ایران ، پر است از شگفتی های طبیعی و تاریخی در جای جای …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.