سه شنبه , آبان ۲۱ ۱۳۹۸
خانه / روستاها / روستای تازه آباد

روستای تازه آباد

تقریباً دیگه میشه گفت که نام روستا رو نمیشه روی تازه آباد گذاشت ؛ چون دیگه به جز چند تا خونه ی قدیمی انگشت شمار ، چهره ی نوین و تازه سازی رو به خودش گرفته . توی دهیاری روستا با دهیار جوان ، آقای آفرنگ میشینیم و داده هایی رو درباره ی این روستا به دست میاریم ؛

من و آقای مصطفی آفرنگ ( دهیار جوان روستا )

گویا سال ها پیش ، مردمان در منطقه ای بالادست به نام یاس بولاغ ، زندگی میکرده اند و پس از کوچ به منطقه ی کنونی و ساخت خانه های جدید ، نام تازه آباد را بدین جا داده اند . برخی از مردم ، تازه آباد را به نام سیّدآباد هم میشناسند ؛ چرا که سیّدهای طالقان به این جا آمده و ساکن شده اند .

جمعیّت روستا ، 298 نفر است که به کارهای کشاورزی ( گندم ؛ جو ؛ درّت ؛ کاهو ؛ لوبیا سبز و گوجه ) ؛ دامداری و کارگری میپردازند .

برّه های تازه زاده شده در خانه ی یکی از اهالی

زبان و نژاد مردم تازه آباد ، کردی است ؛ کردهای کرمانشاه .

یکی از خانه های قدیمی تازه آباد

روستاهای اطراف تازه آباد = از شمال : طیخور و توداران ؛ از جنوب : حلال آباد ، باقرآباد و مالی آباد ؛ از خاور : جزمه و از باختر : بهجت آباد .

یک خانه ی قدیمی دیگر

خانواده های مافی ، مافی خواه ، آفرنگ ، خدیور ، وادی خیل ، معافی ، پرواسی ، صفری ، بغدادی و فلّاح از خانواده های نامدار تازه آباد هستند .

بخشی از دیواره ی یک خانه ی قدیمی

تازه آباد ، خانه ی بهداشت ندارد ؛ برق روستا از سال 60 ، آب از اوایل انقلاب و گاز از سال 85 به روستا ، کشیده شده اند .

بخشی دیگر از خانه ی قدیمی

مسجد روستا ، بازسازی شده و زیبایی ویژه ای ندارد . نام مسجد ، امام جعفر صادق است .

مدرسه ی روستا که همینک ، یکی از اتتاق هایش به دفتر دهیاری ، بدل گشته است تا حدود ده سال پیش ، پابرجا بوده و به دلیل نبود دانش آموز ، از رونق و فعّالیّت بازمانده است .

دهیار ، آقای مصطفی آفرنگ و هموندان شورا ، آقایان نجات علی ، جمشید و صمد مافی هستند .

در گشت روستایی ، به سراغ یکی از خانه های روستا میرویم که اصطبلش ، پر است از برّه های تازه زاده شده ؛ در آغوش گرفتن این برّه ها و بوییدن و بوسیدن شان ، انرژی خوبی به ما میدهد .

مهدی باقری ، هم سفرم با یک برّه ی شیطان در آغوش

یکی از خانه های قدیمی روستا که از کاهگل و تیر چوبی است در پشت مسجد روستاست .

درخت مقدّس و مورد ارج اهالی ، ژردار ، نام دارد ؛ یعنی زیر درخت که با پارچه های سبز گره خورده ، متمایز شده است .

از چند زاغه هم دیدن میکنیم ؛ زاغه به دالان هایی در زیر زمین میگویند که جای نگه داری چهارپایان است تا از گزند سرما ، باد و باران در پناه باشند . زاغه ها با ابزار دستی و با زحمت بسیار در زیر خاک ، کنده شده اند .

در گورستان روستا هم چند سنگ گور کهنه را میبینیم با نقش هایی گوناگون از شانه ، تسبیح و مهر .

گرمابه ی کهن تازه آباد هم در گوشه ای از روستا به حال خود ، رها شده است .

آب گوشت بسیار خوش مزه و روغنی را میهمان خانواده ی خوب آقای دهیار هستیم .

من و آقایان آفرنگ

درباره ی علیرضا هاشمی

علی رضا هاشمی هستم ملقّب به مرد همیشه در سفر ؛ زاده ی 6 اردیبهشت 1362 ؛ دل داده ی ایران و تاریخ و طبیعت بی مانندش . سفر رو به صورت رسمی و ثبت شده از 14 اردیبهشت 1385 با سفری دلچسب به استان آذرآبادگان باختری ، آغاز کردم

مطلب پیشنهادی

بازار رشت

بنا بر فراخوانی دوست خوبم ، سمیّه مرادی ، امروز ساعت 16 به سمت اقامتگاه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.