چهارشنبه , آذر ۲۰ ۱۳۹۸
خانه / باغ ها / استان یزد

استان یزد

یزد زیبا را هزاران بار باید رفت و دید / وز هزاران بار دیدن ، شاخه ای از عشق چید /

شب تا نایین میرویم و در آن جا میمانیم ؛ در همان سراچه ای که بار پیشین مانده بودیم . بامدادان سه شنبه ، پس از خوردن ناشتایی به سوی میبد میرویم تا از نارین قلعه ی نامدارش ، دیدن کنیم .

1 )) نارین قلعه

اگرچه بر سردرش ، نوشته اند که ساعت بازدید از 9 ، آغاز میشود ؛ ولی تا ساعت 9 و نیم ، کسی نمیآید و در ، بسته است .

نمایی از میبد از فراز دژ

نارین قلعه به راستی زیباست . چندان بزرگ نیست ؛ ولی دل در گروی تاریخ سپرده است . بر صحن حیاطش ، با کاشی های آبی و سپید ، نمادی از شهر میبد یعنی زیلو را آراسته اند که در ابعاد بزرگ ، خودنمایی میکند . میبد ، شهر زیلوست ؛ این را در سال 1386 هم دریافته بودم و از این شهر ، یک زیلوی یادگاری خریده بودم . دیوارها ، گلی است و نمایی از یک دژ زیبا را جلوه گر . بر بالای بام های همه ی اطراف میتوان رفت و از فراز دژ به شهر میبد ، سرکی کشید . کودکانی از میبد را بر یکی از بام ها میبینیم ؛ پرشور و هیجانند . از آن ها ، عکس میگیرم .

مثلا راهنمای دژ هست ؛ رنگ و رورفته و داغان

این سازه به شماره ی 1086 در سیاهه ی آثار مردمی ایران به ثبت رسیده و کهنای نخستین آن به دوره ی مادها برمیگردد ؛ البتّه پس از آن و در دوره های دیگر نیز پیوست هایی داشته است .

فضای کلّی دژ از موارد زیر ، تشکیل یافته است :

1 )) محلّ دروازه ی دژ

2 )) محوّطه ی مردم نشین

3 )) دربند

4 )) فضای شاه نشین

5 )) محوّطه ی مسکونی و خدماتی

6 )) برج نگهبانی

7 )) کنده

8 )) حصار و باروی کنده

9 )) ورودی کنونی

10 )) فصیل

پهنه ی ارگ به شکل بیضی نامنظّم بدون برشماری کنده ، حدود 15000 متر مربّع گستره دارد که در طبقات گوناگون محصور در دیوارهای تو در تو ، قد برافراشته است . پایین ترین طبقات این توده ی بزرگ ساختمانی ، ساختارهایی است که در چندین لایه در ترازهای متفاوت در بدنه ی رسی طبیعی تل به شکل بوکن ، کنده شده اند .

دژ در کناره ی باروی جنوبی شهر ، همگرا به خاور ، محصور در پنج حصار مستحکم ، برپا گشته و کنده ای ژرف ، دور تا دور آن را فراگرفته است ؛ در حالی که باروهای دوگانه ی جنوبی شهر ، شرایط دفاعی دوچندانی را برای دژ ، پدید میآورده است . در این میان ، مجموعه ای از فصیل ها ، برج ها ، جاهای نگهبانی ، دربندها و باروهای ستبر ، جایگاه نفوذناپذیری را پدید آورده که گشودن شهر و دژ به دست یورشگران را بسیار دشوار میساخته است .

به گونه ی کلّی ، ساختار دفاعی دژ ، این گونه است که کنده ، دور تا دور ارگ ، قرار دارد و در مرحله ی پسین ، یک فصیل ، دژ را دور میزند و ساخت و سازهای اصلی دژ را که دربردارنده ی بخش های حاکم نشین و مردم نشین است ، درون خود ، جای میدهد . کنده ای که دور تا دور نارین قلعه را فراگرفته به پیروی از ناهمواری های بستر طبیعی ، گاه کنده شده است . بخش جنوبی کنده در پی ساخت خیابان و هم سایگی با میدان نوی شهر ، پر شده ؛ امّا مانده ی کنده به نام باغ کنده ، اکنون برجاست . پیوند دژ با شهر از راه دربند بخش باختری دژ و توسّط تخته پلی که در مواقع لزوم ، روی کنده را پوشش میداده ، برقرار میشده است . دروازه ی ورودی در سمت باختری دژ ، جای داشته و دو برج در دو سوی دربند ، نگه داری آن را بر دوش داشته اند . دروازه به هم راه بخشی از حصار دژ در این بخش ، هنگام خیابان کشی های چند دهه ی پیش از میان رفته است .

شناخت ساختار فضائی دژ ، نیاز به پژوهش معماری و باستان شناختی گسترده دارد که تا کنون تنها در رویه های بالای دژ ، شدنی بوده است . به گونه ی کلّی ، دژ از دو بخش اصلی زیت در بالا و پایین ، تشکیل شده است . پهنه ی پایین دست که آسیب جدّی بر آن ، وارد آمده ، مردم نشین و مجموعه ای از سکونتگاه ، مسجد ، گرمابه ، گذرها و سائر عناصر شهری در آن بوده که اکنون اثری از آن به چشم نمیخورد . میتوان احتمال داد بخش هایی از آثار آن در زیر محوّطه ی پر و هموارشده ی کنونی ، محفوظ مانده باشد ؛ امّا بخش بالادست ارگ که حاکم نشین است از مجموعه فضاهایی در سه طبقه به گونه ی بوکن و دست ساخته ، تشکیل میشود که از دربند سوم ، آغاز شده و با حرکت حلزونی به شاه نشین مظفّری ، پایان میگیرد . بدنه های این بخش به روشنی ساخت و سازها و بازسازی های چندباره ای را که طیّ سال های پی در پی و دوره های گوناگون حکومتی ، ساخته و پرداخته شده اند ، نشان میدهد .

ساختارهای اصلی فراز دژ که به نسبت سالم تر مانده ، آمیزه ای از هشت فضای راست گوشه با اتاق است که در دو سوی یک دیوار ستبر میانی ، شکل گرفته اند . دسترسی این فضاهای تو در تو با بهره گیری از ورودی هایی است که پی در پی ، آن ها را به هم ، پیوند میدهد . بخشی از فضاها که پس از کاوش های باستان شناختی ، خواناسازی و روشن شده اند ، کف سازی آجری با اندود گچ دارند و در برخی از آن ها ، تنور و ظرف های گلین و سفالین ویژه ی نگه داری موادّ خوراکی ، جاسازی شده است .

نور این فضاهای سرپوشیده ، بیش تر از راه روزن هایی که در بخش های بالایی دیوارها ، تعبیه شده است ، فراهم میگردد . در صفّه ی رو به روی شاه نشین ، فضاهای معماری در کنار دیوارهای جنوبی و باختری ، شکل گرفته است . چاهی با مقطع مربّع در آغاز در آبگاه هست . محوّطه ی گسترده ی بخش شمالی ارگ در تراز میانی ، پر از ساخت و ساز است که به ردیف در کنار یک دیگر در کناره ی باروی شمالی ، شکل گرفته اند ؛ گرچه درباره ی یکی از اتاق ها ، هنوز بخش هایی از پوشش خشتی ، مانده است ؛ ولی بخش بزرگ تر فضاهای معماری این بخش به دلیل قرارگرفتن در زیر تلّی از خاک ، ناخواناست .

نارین قلعه بدون تردید بر روی زمین دست نخورده ، ساخته نشده است . نشانه هایی از معماری خشتی ، پیش از شکل گیری دژ که با خشت های قطور مستطیل شکل ، برپا شده در لایه های زیرین و در مقطع زیر دیوار شمالی شاه نشین ، شایان دیدن است . نشانه های دیگری از همین معماری در بنده های خاوری و جنوب خاوری شاه نشین نیز دیده میشود که در مجموع ، حکایت از سازه ای بااهمّیّت دارد . این ساختار ، خود بر روی یک لایه ی استقراری کهن ، برپا شده است که نشانه های آن به شکل آثار سوختگی و تنور به همراه نمونه هایی از سفال عصر آهن در زیر سازه ی خشتی ، شایان دیدن است . گستردگی سفالینه های عصر آهن در رویه ی بخش های گوناگون دژ ، بیانگر اهمّیّت محوّطه در این دوره ی تاریخی است .

در واقع بخش مهمّی از چشم انداز پیدای نارین قلعه ، دستاورد ساخت و سازهای همین عصر است . گذشت زمان ، فرسایش و ویرانی های بسیاری در بخش های گوناگون این سازه ی کهن بر جای نهاده است . افزون بر آن ، بخش باختری دژ ، حصار ، برج ، بارو و به ویژه دروازه ی دژ به دنبال خیابان کشی ، ویران گشته و بخشی از عرصه ی کنده با ساخت و سازهای نوین ، تصرّف شده است . بازسازی و نگه داشت دژ از حدود بیست سال پیش ، آغاز شده و هم چنان پی گرفته میشود . اصلی ترین کارهای انجام شده ، دربردارنده ی بازسازی بخش هایی از برج و باروها و شاه نشین ، ساخت دیوار محوّطه ، استحکام بخشی در باروها ، زدایش خطر و نگه داشت های نخستین ساختارهای معماری پس از کاوش در محوّطه های شمالی و پایین دست شاه نشین بوده است .

کهن شهر میبد از سه بخش کهن دژ ، شارستان و ربض ( بیرونه ) ، تشکیل شده است ؛ نارین قلعه ، کهن دژ شهر است که به آن ، نارنج قلعه میگویند . دژ بر بالای بلندترین پشته ی گلین به بلندای حدود 25 متر در منتهی الیه جنوبی شارستان ، واقع شده است . پهنه ی ارگ به گونه ی بیضی نامنظّمی است که حدود 5000 متر گستره دارد و به گونه ی حلزونی در پنج طبقه و محصور در پنج حصار تو در تو ، سراسر از خشت خام ، ساخته شده است . در بخش زیرین ، فضاهایی به گونه ی بوکن ( کنده ) در کنار یک دیگر ، قرار دارند و در بالاترین تراز ، شاه نشین با صفّه ای گشاده به چشم انداز شمالی شهر ، قرار دارد . مجموعه ی دژ که از دیدگاه دفاعی ، غیرقابل نفوذ ، طرح ریزی شده ، کنده ای ژرف ، دور تا دور آن را فراگرفته و سپس فصیل به عنوان جایگاه استقرار نگهبانان ، دژ را دور میزند . مردم نشین و جایگاه سربازان در پایین دست دژ و شاه نشین بر فراز آن ، برپا گشته است . نارین قلعه ، ارگ یا حاکم نشین شهر و گاه جایگاه حاکمیّت سیاسی منطقه ی گسترده ای بوده است . بارها به دژ ، یورش شده ؛ امّا موفّق به گشودن آن نشده اند . مورّخین کهن ، پیشینه ی دژ را به افسانه ها و اساطیر ، نسبت داده اند ؛ به گونه ای که میگویند دال دیو که در فرمان سلیمان پیامبر بوده ، آن را برپای کرده است ؛ امّا پژوهش و کاوش های باستان شناسی انجام شده ، آثار و شواهد هم پیوند با هزاره ی چهارم تا سوم پیش از زادروز را دست آورده و نیز لایه های گوناگون پس از اسلام و به ویژه دوره ی ساسانی ، صدر اسلام و خاندان مظفّر در میان توده ی بزرگ خشتی دژ به چشم میخورد .

2 )) روستای جهان آباد

جهان آباد ، روستای کوچکی است در 5 کیلومتری راه میبد به یزد که با تابلویی در کناره ی راه اصلی ، مشخّص میشود . بیش تر خانه های این روستا ، بازسازی و یا بهسازی شده اند . عموماً یک طبقه و کاه گلی و با راهروها و دالان هایی تو در تو هستند . مسجد روستا ، نوسازی شده و یک مرکز به نام خانه ی عالم هم که ویژه ی آخوندهای حکومتی است ، دارد .

دیگه وارد شهر یزد میشیم ؛ شهری که خیلی خیلی دوستش دارم و برام ، یادآور خاطرات شیرین بسیاری هست . برای نخستین بار در مرداد سال 1386 به این شهر زیبا اومدم و اون سفر ، کلیدی شد برای سفرهای آینده ام به این شهر خوشگل .

نخستین مقصد موردبازدید ما ، باغ دولت آباد هست .

3 )) باغ دولت آباد

گیاهان ، آب روان و کوشک در منتهی الیه سه چهارم پایانی باغ ، دست به دست هم دادن تا عناصری بشن برای تشکیل یک باغ ایرانی زیبا به نام دولت آباد که در سیاهه ی آثار جهانی یونسکو هم به ثبت رسیده .

کوشک این باغ ، بسیار زیباست ؛ پنجره های رنگی رنگی که نور خورشید رو در قالب رنگ های گوناگون ، وارد محوّطه ی کوشک میکنه بر زیبایی اون ، میافزایه . در بخشی از کوشک ، یه قهوه خونه ی سنّتی برپا شده که ما برای زدودن خستگی مون ، پالوده ی یزدی سفارش میدیم و میخوریم که بسیار بسیار خوش مزس .

حوض بزرگی ، جلوی کوشک هست که نقش رهنمایی آب رو بر دوش داره . چند تا بادگیر در محوّطه ی باغ ، دیده میشه که نامدارترین شون ، همون بادگیریه که بلندترین بادگیر کشور هم هست .

یه کار جالبی که در محوّطه ی باغ ، دیده میشه ، نصب شیرآلات نی دار برای نوشیدن آب هست که گویا برای نخستین بار در جهان ، انجام شده و به کاهش اندازه ی زباله با حذف لیوان های یک بار مصرف ، کمک بزرگی کرده .

باغ دولت آباد که نمونه ای شاخص از باغ های ایرانی در دل کویر است ، از دیدگاه هنر باغ آرایی ، فنّ توزیع آب و غنای طرّاحی معماری از مجموعه های دیدنی کشور به شمار میرود .

این سازه در سال 1160 کوچی ، توسّط محمّدتقی خان بافقی نامدار به خان بزرگ سرزنجیره ی خوانین یزد در دوره ی زندیّه ، ایجاد گردید . وی ، قنات دولت آباد را از مهریز به یزد کشیده و پس از آن ، ساختمان باغ دولت آباد را به زیباترین روی به هم راه دیوان خانه ی خود ساخت .

این مجموعه به گستره ی 8 هکتار ، دربردارنده ی چندین ساختمان و فضا دربردارنده ی هشتی ، بادگیر ، ساختمان بهشت آیین ، تالار آیینه ، ورودی اصلی در بر باختری و ورودی بر جنوبی است .

فضای سبز این باغ را درختان کاج و سرو و درختان میوه به ویژه انگور و انار و هم چنین بوته های گل سرخ و گل محمّدی میآراید . چشمگیرترتن ویژگی این سازه ، بادگیر هشت وجهی آن با بلندای 8 / 33 متری است که بلندترین بادگیر جهان به شمار میرود . باد از راه پرّه های بادگیر و تنوره ی آن به گونه ی مجتمع بر روی حوض آب که در زیر بادگیر ، قرار دارد ، راهنمایی شده و مانند کولر آبی ، اتاق ها و فضاهای کناری تابستانی را خنک میکرده است . در سال 1390 کوچی خورشیدی ( 2011 زادروزی ) ، این باغ به هم راه مجموعه ای با عنوان باغ های ایرانی در سیاهه ی میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید .

4 )) گنجینه ی آیینه و روشنایی

و هم اکنون میریم به سمت یکی از جالب ترین و تک ترین گنجینه های کشور به نام آیینه و روشنایی که پره از گونه های آیینه ، شیشه های رنگی و متفاوت ، گچبری ها و نقّاشی های زیبا و چشمگیر .

تلفن گنجینه : 38240010

این سازه که پس از انقلاب 1357 به سود بنیاد مستضعفان !!! ، مصادره گردید ، در فروردین ماه سال 1360 با حکم صدوقی و پس از پیشکشی چند تسبیح ارزشمند از سوی وی که همینک نیز در معرض دید تماشاگران میباشد و با چیزهای گران بهای وقفی زنده یاد حیدری زاده ، رسماً به عنوان نخستین گنجینه ی استان یزد و زیر نظارت اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی وقت ، آغاز به کار کرد که پس تر در سال 1376 ، تحویل اداره ی کلّ میراث فرهنگی شد که تا کنون با عنوان گنجینه ی آیینه و روشنایی ، هم چنان به کار ، مشغول است .

ساختمان این سازه ، هم پیوند به سال 1320 خورشیدی میباشد  که به شماره ی 2400 در سیاهه ی آثار مردمی به ثبت رسیده است . روش معماری این سازه ، آمیزه ای از معماری سنّتی و اروپایی است که از اتاق های رو به استخر یا نشیمن بهاری ، خواب ، حوض خانه و شاهنشین ، تشکیل شده که آرایه ها و معماری هر اتاق از دیگری ، متفاوت و زیبایی ویژه ی خود را دارا میباشد .

از مهم ترین آرایه هایی که در این سازه ، دیده میشود ، میتوان به گچبری ، گچ کاری ، نقّاشی های روی دیوار و آیینه کاری ، اشاره کرد که در فضای حوض خانه به گونه ای یک تا ، چشم نوازی میکند .

درها و پنجره های چوبی و مشبّک دودیواره با شیشه های رنگی ، افزون بر زیبایی ، بر آرایه های سازه نیز افزوده است .

گستره ی همه ی مجموعه ، 8174 متر مربّع است که 837 متر مربّع آن ، زیرسازه است . سازه ی قصر آیینه ، توسّط آقای صرّاف زاده برای مهمان سرای ویژه ، ساخته شده بود که پس از انقلاب ، زیر تملّک بنیاد مستضعفان !!! درآمد .

این مجموعه در سال 1360 خورشیدی با چیزهای وقفی زنده یاد حسین حیدری ( دربردارنده ی نسخ خطّی از خوش نویسان برجسته ی ایران ، اسلحه ، سکّه ، کبریت ، تمبر ، قفل و جز آن ها از دوره ی قاجاریّه تا همینک ) بر پایه ی وصیّت نامه ای با دیده بانی آخوند صدوقی به نخستین گنجینه در استان یزد ، مبدّل گردید .

روشنگری های گنجینه به خطّ بریل برای نابینایان نیز نگاشته شده است .

5 )) برج مارکار

داریم از یزد به سمت بیرون شهر میریم که توی یک میدون اصلی ، برج زیبای مارکار رو میبینیم . بر چهار سمت بالای این برج ، ساعت هایی زیبا و بر پایین برج و دور تا دور اون ، سروده هایی از فردوسی بزرگ بر کاشی ها ، نقش بسته اند .

نوشته ی برج :

به یاری دادار بخشاینده ی مهربان

این برج و گاهنما را فرزانه مهرکار پشوتن دوسابائی مارکار به نام چکامه سرای بزرگ ایران ، فردوسی طوسی ، نیاز شهرداری یزد نمود . به سالمه ی 4 آبان 1321 خورشیدی

مهندس برزو سهراب آقا

6 )) دژ خویدک

خویدک ، نام روستایی است کوچک در نزدیکی یزد بر سر راه یزد به فهرج که دارای یک دژ کهن ساسانی است ؛ این دژ در گذشته ها ، جایگاه سکونت اهالی بوده است ؛ دژی است دارای اتاق های تو در تو و دوطبقه با آغل ها و اصطبل های فراوان . کوچه های تنگاتنگ دژ ، نشان دهنده ی پیوستگی ژرف ساکنان میباشد .

شالوده ی دژ ، ساسانی است و سازه ی کنونی ، اسلامی . این مجموعه با شماره ی 13029 در سیاهه ی آثار مردمی ایران به ثبت رسیده است . در کنار دژ ، یک آب انبار بزرگ هم دیده میشود . مسجد فراگیر ( جامع ) و سوراخ هایی بر روی دیواره های دژ برای تیراندازی از دیگر دیدنی های مجموعه هستند . دیواره های کنگره دار دژ هنوز پابرجا هستند .

به سوی فهرج میرویم ؛ روستای زیبایی در کناره ی کویر ؛ یک روستای تاریخی تا مسجد فراگیرش ( جامعش ) را ببینیم .

7 )) مسجد فراگیر ( جامع ) فهرج

در یکی از پس کوچه های خشت و گلی روستای فهرج ، واقع است ؛ میگویند نخستین مسجد فراگیر ایران ، پس از یورش تازیان است . بسیار زیبا و در عین حال رهاشده و ناشناخته است . واردش میشویم . ستون های قطور و بلند گلی اش ، خودنمایی میکند . در میانه ، حیاطی است کوچک و در چهار سوی حیاط ، مسجد .

دیوارهای مسجد ، بی حال و رنگ و رو رفته هستند . سقف هم به همین گونه . منار مسجد با زیبایی تمام ، رخ بر آسمان میساید . مسجد را برای نیمه ی نخست سده ی یکم میدانند . ورود کسان بدحجاب را به درون مسجد ، ممنوع کرده اند ؛ گویا خدایگانی هستند که مالکان مساجدند .

این مسجد ، نمونه ای ارزشمند از مساجد شبستانی صدر اسلام است که با ستون های بزرگ و سبک ویژه ی معماری نزدیک به دوره ی ساسانی ، شاخص میباشد . همه ی این مسجد از خشت و گل ، ساخته شده و در حدود 14 سده ، کهنا دارد . شبستان اصلی مسجد ، دارای 8 ستون است و دو راهرو در دو سوی خود دارد . مناره ی خشتی مسجد از پیوست های دوره ی پسین است .

این سازه به شماره ی 906 در سیاهه ی آثار مردمی ایران به ثبت رسیده است .

نزدیکی مسجد یه کافه ی کوچیک و باحال هست به نام عموحسین ؛ کافه با عکسایی از داریوش و فردین ، آراسته شده ؛ صاحب کافه هم از دوستداران شاهنشاه پهلوی هست ؛ همو که داشت ایران رو میساخت . اون جا با نوشیدن چند تا نوشیدنی خنک ، دلی از عزا درمیاریم و سپس به سمت بافق میریم .

شب رو در بافق هستیم ؛ در مهمان سرای فرهنگیان این شهر : یه اتاق مناسب سه تخته .

فردا صبح میریم به سمت بوستان آبشار بافق .

8 ) بوستان آبشار بافق

این بوستان بزرگ ، تقریباً در بیرون شهر ، قرار گرفته و به روش بسیار زیبایی ، ساخته شده . این بوستان ، مجهّز به تندیس های گوناگون سنگی ، پیاده راه مناسب و جذّاب ، پوشش گیاهی ، محلّ رصد ستارگان ( به گونه ی موقّت ) ، بازیگاه کودکان ، درختان خرما ، محوّطه ی ماهیگیری ، حوضچه ، آلونک ها و کپر میباشد .

بر فراز این بوستان ، میتوان شهر بافق را به دید نشست و هم چنین با یک تندیس بزرگ یوزپلنگ ایرانی که جانور بیابان های ایران است ، نگاره برداشت .

هنگامی که به بالای بوستان میرسیم ، منظره ی یک بیابان خشک در پشت بوستان ، آشکار میشود که بسیار شگفت ناک و دلرباست ؛ ساخت یک بوستان پر از گل و گیاه در یک شهر بیابانی و خشک ، جای آفرین دارد .

بالا رفتن از پلّه های سنگی و رسیدن به فراز آبشار که البتّه بسیار کم آب است ، حدود نیم ساعت زمان میبرد .

9 ) باغ پهلوان پور

پس از گشت یک روزه ای که در کرمان و بیابان های شهداد میزنیم و با بسته بودن راه نهبندان ، به مهریز برمیگردیم تا از یکی دیگر از باغ های زیبای ایرانی به نام پهلوان پور ، دیدن بکنیم .

گذر قنات جهانی حسن آباد از باغ جهانی پهلوان پور

این قنات با گذر از باغ جهانی پهلوان پور ، زیبایی دوچندانی به این باغ بخشیده است و باعث شده گیرایی گردشگری یک تایی شکل بگیرد که دو اثر ثبت شده ی جهانی در یک جا ، قرار بگیرند . قنات حسن آباد ، پس از گذر از شهرستان مهریز تا روستاهای ده نو ، حسن آباد و مریم آباد بزد نیز کشیده میشود . در چهلمین نشست میراث جهانی یونسکو که ژوئیه ی 2016 در استانبول ، برگزار شد ، قنات حسن آباد مهریز در استان یزد با کهنای هفت سد ساله به عنوان بیستمین اثر ایران در میراث جهانی یونسکو ، قرار گرفت . باغ پهلوان پور در سال 2011 زادروزی با شماره ی 1372 به عنوان سیزدهمین اثر ثبت شده ی ایران در سیاهه ی میراث جهانی سازمان یونسکو به ثبت رسیده است .

عمده ساختمان های باغ دربردارنده ی برج گلین ، ساختمان زمستان خانه ، ساختمان شربت خانه ، گنجینه و فضاهای خدماتی ( جای مانایی ، قهوه سرا و رستوران ) میباشد .

در میان جلوه های گوناگون هنر معماری ایران ، باغ ایرانی با ظاهری آکنده از سادگی و طراوت و بر پایه ی اصولی مشخّص و بنیادین ، نمایش نمادینی از بهشت موعود است .

همینک باغ جهانی پهلوان پور ، تنها اثر ثبت شده ی جهانی ایران هست که شایستگی پذیرش مهمان و مانایی در باغ را دارد . باغ جهانی پهلوان پور با دارابودن 14 اتاق با گنجایش های دوتخته تا چهارتخته ، آماده ی پذیرایی از مهمانان میباشد .

کوشک ، آب روان و گیاهان ، سه عنصر اصلی باغ های ایرانی در این باغ نیز دیده میشوند و قدم زدن در میانه ی آن ها ، شادابی روان را هزاران برابر میکند .

این باغ از معدود جاهایی است که در گذشته ، دارای گرمابه ی ویژه بوده است . ساختمان گرمابه در سال های گذشته ، ویران شده بود که دوباره آواربرداری و پلان آن ، مشخّص شده است . این سازه ، مانند سایر گرمابه های قدیمی ، دارای راه پلّه ی ورودی ، سربینه ، بینه ، انباره و تون میباشد .

و همینک نوبت بازدید از آخرین جای گردشگری هست در نزدیکی شهر اردکان ؛ همون شهری که دوازده سال پیش هم میزبان من بود در نخستین سفرم به استان یزد .

10 ) زیارتگاه چک چک

این زیارتگاه که ویژه ی زرتشتیان هست در درون شکاف یک کوه صخره ای ، واقع شده و در فاصله ای حدوداً 45 کیلومتری از شهر اردکان ، قراردارد . پس از پشت سر گذاشتن راهی پر پیچ و خم به توقّفگاه این زیارتگاه میرسیم .

در همان آغاز راه ، این گونه به شما ، خوشآمد میگویند :

به یاری اهورامزدا

به زیارتگاه سپیدینه ، خوش آمدید

انجمن زرتشتیان شریف آباد- متولّی زیارتگاه

در راه تا دهانه ی اصلی زیارتگاه ، جملات و عبارات زیادی را بر دیوارهای میان راه ، نصب کرده اند ؛ از جمله :

به نام یزدان توانا

در دوران شهریاری پرافتخار محمّدرضاشاه پهلوی شاهنشاه آریامهر

ساختمان این بنای سه طبقه با منضمّات آن از محلّ نیکوکاری روان شاد مهربان گیو در سال 1352 ، انجام پذیرفت و برای استفاده ی عموم زائرین زرتشتی ، نیاز پیر سبز گردید . به روان پاک خدادادمندگار خرّم شاهی که در سال های پیش در قسمتی از این مکان ، بنائی به نامگانه ی فرزند ناکام شان شاه کیخسرو خداداد ، ساخته بودند که در اثر مرور زمان ، رو به ویرانی گذاشته بود ، درود میفرستیم . خردادماه 1352

24 خرداد الی 28 خرداد و 13 فروردین هر سال از پذیرایی افراد غیرزرتشتی در زیارتگاه ، معذوریم .

به یاری اهورامزدا

اشوزرتشت میفرمایند : زمین را پاک و آبادان نگه دارید و مانند فرشته ی سپنته ی آرمئیتی ، فروتن و مهربان باشید .

اشوزرتشت میفرمایند : پاکی و پارسایی و پرهیزکاری ، بهترین کار نیک و مایه ی خوش بختی است .

پاکیزگی ، سلامتی میآفریند ؛ از ریختن زباله در خیله ها ، خودداری فرمایید .

از بانوان و دوشیزگان زرتشتی میخواهیم که پوشش سنّتی را کاملاً رعایت فرمایند .

به یاری اهورامزدا

از روشن کردن آتش در خیله ها ، اکیداً خودداری فرمایید .

هر دانا و خردمندی ، باید دیگران را از نتیجه ی کردار نیک و بد ، آگاه سازد و بیاموزد که پایان کارهای زشت ، بدبختی و سرانجام کارهای نیک ، خوش بختی است .

آشتی از ویژگی های منش پاک و اندیشه ی تابناک است .

به یاری اهورامزدا

زرتشت ، داور نجات دهنده ایست که به سوی ما آمده تا همه ی ما را به آیین پاک زندگی ، رهبری فرماید .

به یاری اهورا مزدا

شماره حساب های زیارتگاه های زیر پوشش و انجمن زرتشتیان شریف آباد جهت دهش خیراندیشان محترم

حساب نزد بانک ملّی

انجمن زرتشتیان شریف آباد = 0106033994006

زیارتگاه پیر سبز چک چک = 010601818005

زیارتگاه پیر هریشت = 0106033932002

زیارتگاه پیر بانو = 0106099332002

167 پلّه را بالا میرویم و با پرداخت نفری سه هزار تومان ، با به در آوردن کفش ها ، وارد محوّطه ی اصلی زیارتگاه میشویم ؛ چرا که بر تابلویی نوشته اند : (( لطفاً کفش های خود را بیرون آورده و با درون و برون پاک ، وارد شوید . )) زیارتگاه ، درون یک غار کوچک ، واقع شده و بسیار ساده است . قطرات آب از سقف غار در حال چکیدن هستند . تابلویی از فروهر با سه شعار هوخت ؛ هومت و هورشت نیز بر بالای یکی از سکّوها ، دیده میشود . منشور کوروش هخامنشی هم بر جایی دیگر ، خودنمایی میکند .

به گونه ای که در مستندات تاریخی و مذهبی و در دیوان خاضع و سینه به سینه ی محلّی به یادگار مانده ، در دوران پادشاهی یزدگرد سوم ، آخرین پادشاه ساسانی ، چون اوضاع ایران ، رو به وخامت میرفته ، یزدگرد سوم اندیشید که خاندان خود را از مدائن به یزد که نسبتاً منطقه ی امنی بوده ، کوچ دهد ؛ از این رو به دستور وی ، شهری با استحکامات آن روز ( حصار ، برج و کنده ) برای پاسداشت ، فراهم کرده و خاندان خود را از مدائن به یزد ، کوچ داده است . امکان دارد نام یزد از نام یزدگرد به یادگار مانده باشد . ناگغته نماند که آثار برج و کنده ی کهن در محلّه ی یزاران ، شاید از مانده های کهن آن آثار باشد .

پسران به نام های هرمزان و اردشیر و دختران به نام های شهربانو ، پارس بانو ، مهربانو ، نیک بانو و نازبانو بوده اند . همسرش به نام کتایون و خادم به نام مروارید هریشت ( به چماره ی خادم بزرگان ) بوده که پس از برافتادن پادشاهی یزدگرد و کشته شدن وی در آسیابی در خراسان و با پراکنده شدن چنین خبری ، خانواده ی یزدگرد از محلّ یزد ، هم دیگر را به خدا سپرده و هر یک به سویی به اطراف یزد ، متواری شدند . هرمزان و شهربانو ، پسر و دختر بزرگ یزدگرد در هنگام متواری شدن ، دربند میشوند و در عربستان ، مورد عنایت پیشوای اسلام قرار میگیرند .

پارس بانو و مهربانو به سمت شمال باختری یزد ، گریزان شده و در حدود ارجنان ، هم دیگر را به خدا سپرده و مهربانو به سوی عقدا میرود که به دنبال بی غذائی و رنج راه در عقدا درمیگذرد و در گوشه ی باغی در عقدا که به مزرعه ی مهر ، نامدار است ، شمعی روشن مینمایند و مردم آن سامان ، آن را جای مهربانو میدانند . پارس بانو به سمت باختری عقدا به زرجوع رسیده و در کوهی ، پنهان شده که شکاف سنگی در زیارتگاه میباشد و آن را جای پنهان شدن پارس بانو میدانند و در گذشته ، لباس مقنعه مانندی در شکاف سنگ ، آشکار بوده که آن را برای تبرّک کنده اند و نگاه داشته اند . نیک بانو ( چک چک ) با مهربانو ( هریشت ) در بیابان ، خدانگهداری نموده و نیک بانو ( چک چک ) به سمت خاوری اردکان در کوهی در 37 کیلومتری اردکان که به کوه چک چک ، نامدار است ، پنهان گردیده و آثار لباس مقنعه مانندی در شکاف سنگ کوه ، آشکار بوده که آن را برای تبرّک کنده اند و امروزه زیارتگاه مزبور ، زیارتگاه عموم زرتشتیان میباشد . در زیارتگاه ، درخت چنار تنومندی است که شاید کهنای تاریخی آن از هزار سال به بالا باشد و چوب عصای چناری بوده که نیک بانو ( پیر سبز ) به عنوان عصا به هم راه داشته و در هنگام پنهان شدن ، آن را به شکاف کوهی زد و به دنبال نمناکی آب شیرین که از کوه میچکد ، سبز شده و امروز هم آن چنار به عصای پیر ، نامور است . مروارید ( پیر هریشت ) نیز در کوه نامدار هریشت در 17 کیلومتری شمال اردکان ، پنهان گردیده که دارای زیارتگاه زرتشتیان میباشد که روان شاد رستم بلیوانی از سوی انجمن زرتشتیان شریف آباد ، آن ها را به عنوان سرپرستی به ثبت رسانده و چندین سال است که سرپرستی زیارتگاه های یادشده با انجمن زرتشتیان شریف آباد اردکان است .

نازبانو ( نارکی ) به سمت جنوبی یزد ، متواری شده و در کوه تیجنگ ، پنهان شده که آثار زیارتگاه در آن جا ، موجود میباشد . اردشیر ، پسر کوچک یزدگرد به هم راه مادرش ، کتایون به سمت خاوری یزد ، متواری شده که کتایون در ویرانه ی آن زمان در پشت حصار یزد که امروز در خود شهر یزد ، واقع شده و به نام ستی پیر ، نامور است ، پناه برده و پنهان شده که دنبال کنندگان در ویرانه ی یادشده ، چیزی جز چاهی که قالب آن ، پر از آب به دید میرشیده ، ندیده و رفتند و آن جا هم به نام زیارتگاه ، نامور است . اردشیر نیز از مادرش ، جدا شده و در بیابان ها و کوه های سمت خاوری یزد ، متواری بوده که به امر خدا در کوهی ، پنهان شده و آن جا نیز به نام زیارتگاه نارستانه ، نامدار است و هر ساله زرتشتیان در هنگام خود به زیارتگاه می روند و نذور خود را روا نموده و به پرستش گروهی به یاد درگذشتگان و جان باختگان با خواندن اوستا ، سخن اهورایی به درگاه پروردگار یک تا ، راز و نیاز میکنند .

 

درباره ی علیرضا هاشمی

علی رضا هاشمی هستم ملقّب به مرد همیشه در سفر ؛ زاده ی 6 اردیبهشت 1362 ؛ دل داده ی ایران و تاریخ و طبیعت بی مانندش . سفر رو به صورت رسمی و ثبت شده از 14 اردیبهشت 1385 با سفری دلچسب به استان آذرآبادگان باختری ، آغاز کردم

مطلب پیشنهادی

بازار رشت

بنا بر فراخوانی دوست خوبم ، سمیّه مرادی ، امروز ساعت 16 به سمت اقامتگاه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.