سه شنبه , آذر ۲۰ ۱۳۹۷
خانه / بوستان ها / یک روز پاییزی در تهران

یک روز پاییزی در تهران

یکی از دوستانم ، حدود یک سال پیش ، پیشنهاد یک خیان گردی در تهران داد : خیابان ولیّ عصر از پل پارک وی تا میدان تجریش . در کنار این خیابان گردی ، یک کافه گردی را هم به پیشنهاد مادر خوبم میگنجانم و در کنار این دو ، یک بوستان گردی .

1 )) خیابان ولیّ عصر از پل پارک وی تا میدان تجریش

گفته میشود بلندترین خیابان خاورمیانه ، خیابان ولیّ عصر تهران است که از میدان راه آهن در میانه ی نیم روزی تهران ، آغاز شده و تا میدان تجریش در مناطق اپاختر شهر ، پی گرفته میشود . این خیابان که پیش از رخداد انقلاب 1357 ، پهلوی ، نام داشته است ، به دستور رضاشاه بزرگ ، ساخته شده و از خیابان های زیبای تهران و ایران میباشد . مقصد پیشنهادشده به من ، از پل پارک وی تا میدان تجریش است که دو و نیم کیلومتر درازای آن میباشد . خودرو را در یکی از آغازین کوچه های خیابان ولیّ عصر ، پارک کرده و پیاده روی و خیابان گردی مان را آغاز میکنیم . ویژگی ای که در همان آغاز ، توجّه مان را به خود ، جلب میکند ، درختان سربرافراشته ی چنار است که در دو سوی خیابان ، قد راست کرده اند و بر زیبایی این خیابان افزوده اند . لباس پاییزی درختان ، بسیار آراسته ترشان کرده است ؛ به ویژه زمانی که این لباس زیبا با آهنگ وزین باد ، همراه میشود . پیاده روهای دو سمت خیابان ، سنگ فرش مرتّب و دلنشینی دارند . هنوز هم میتوان در جای جای خیابان ، ساختمان های قدیمی را دید و به تاریخ ، سفر کرد . بر سردر یکی از این ساختمان های قدیمی نوشته اند که : این خانه ، فروشی نیست . خانه ، خیلی قدیمی است ؛ چه بسا صاحبش هم رفته باشد .

خوردن آش رشته در خیابان ولیّ عصر و در هوای سرد پاییزی ، هم گرمای مان میبخشد و هم انرژی مان را دوچندان میکند . اگرچه مدّت هاست تلفن های همگانی و سکّه های دو ریالی که بدان ها ، دو زاری میگفتیم ، از میان ما ، رخت بربسته اند ولی در این خیابان ، یک باجه ی تلفن را میبینیم که به جای دستگاه تلفن در آن ، یک درخت قطور است . خوش حالم که جای تلفن را یک درخت گرفته است .

باغ فردوس و گنجینه ی سینما از دیدنی های این خیابان در این منطقه است . بوستان قلمستان ، بنیاد باستان شناسی و کتاب خانه و خوانش خانه ی موقوفات دکتر افشار نیز .

پیمایش این راه ( رفت و برگشتش ) با همه ی ایستادن ها و تفریحات کوتاه میان راه ، یک ساعت و نیم زمان میخواهد .

خیلی وقت بود که جگر و چربی نخورده بودم ؛ با دیدن مغازه ی اغذیه فروشی ، تصمیم میگیریم که برای ناهار ، جگر و چربی بخوریم . بسیاررر میچسبد .

سپس به سمت بوستان نوروز میرویم در تپّه های عبّاس آباد و در نزدیکی پل طبیعت .

2 )) بوستان نوروز

در کنار بوستان بزرگ آب و آتش ، بوستان بزرگ دیگریست به نام نوروز که از زیبایی شگرفی ، بهره میبرد . نمای زیبای بوستان که در میانه اش ، یک حوض مرکزی ، رخ مینماید با تندیس هایی از جمله یک مرد کتابخوان در کنار یک کتاب خانه ی پر از کتاب ، حوض های سنگی گرد پیچ خورده و آلاچیق های زیبا ، جلوه های ویژه ی این بوستان هستند . قدم زدن در این بوستان و گشتن کامل آن در کنار کمی نشستن و عکس گرفتن از زیبایی هایش ، حدود یک ساعت زمان میخواهد .

و چه وقتی ، بهتر از این نیم روز پاییزی برای رفتن به یک کافه و نشستن در آن ؟ پس به سوی کافه ریو میرویم .

3 )) کافه ریو

کافه ریو در یوسف آباد است . در یک جای دنج و در کناره ی خیابان اصلی که با آسودگی و به آسانی میتوان با کمک از گوگل مپ بدان جا رفت . وارد کافه میشویم ؛ بانویی خوش برخورد ، بر ما ، درود میفرستد و به نشستن در گوشه ای از کافه ، فرامیخواندمان . از وی درباره ی نام کافه میپرسم و او ، این نام را برگرفته از نام های شاه نامه میداند . گویا منظورش ، واژه ی ریونیز در این ابیات است :

چنین گفت با رزم دیده تخوار که طوس آن سخن‌ها گرفتست خوار
که آمد سواری و بهرام نیست مرا دل درشتست و پدرام نیست
ببین تا مگر یادت آید که کیست سراپای در آهن از بهر کیست
چنین داد پاسخ مر او را تخوار که این ریونیز است گرد و سوار
چهل خواهرهستش چو خرّم بهار پسر خود جزین نیست اندر تبار

از او ، اجازه میگیرم که از کافه ، عکس بردارم ؛ با خوش رویی ، اجازه میدهد . کافه ی زیبایی است با چیدمانی دلنشین . در گوشه ای از کافه ، نقشه ی جهان را بر دیوار ، برجسته کرده اند و چند کشور را با رنگ قهوه ای ، مشخّص نموده اند : در کنار این کمربند قهوه ای با حروف انگلیسی نگاشته اند : Coffee Belt = کمربند قهوه . گویا نشانگر کشورهایی است که به فرآوری قهوه میپردازند . بخش هایی از کافه با کتاب ، آراسته شده است . کتاب هایی که هم برای فروش است و هم برای خوانش . هم چنین دیواری از کافه با قاب عکس هایی از دیدنی های ایران و جهان ، پوشیده شده است ؛ از جمله ساختمان تئاتر شهر . میز و صندلی ها به رنگ قهوه ای سوخته هستند که به گونه ای مرتّب ، چیده شده اند . نورپردازی گرم کافه هم از مزایای ویژه ی این جاست .

چیدمان بیرونی کافه نیز با گلدان هایی به رنگ های سیاه ، سپید و قرمز ، آراسته گشته است .

منوی مفصّل و وسوسه انگیز کافه هم بخشی از هیجان بازدید از این کافه ی زیباست . یک پنتی سبزیجات ، سالاد ویژه ی ریو و دمنوش آرامش میشود سفارش ما . بسیار خوش مزه و دلربا .

 

 

 

درباره ی علیرضا هاشمی

علی رضا هاشمی هستم ملقّب به مرد همیشه در سفر ؛ زاده ی 6 اردیبهشت 1362 ؛ دل داده ی ایران و تاریخ و طبیعت بی مانندش . سفر رو به صورت رسمی و ثبت شده از 14 اردیبهشت 1385 با سفری دلچسب به استان آذرآبادگان باختری ، آغاز کردم

مطلب پیشنهادی

روستای تاکند

روستای تاکند ، بیش تر ناموری خود را از آخوندی به نام محمّدی تاکندی گرفته …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.