سه شنبه , مهر ۲۳ ۱۳۹۸

روستای گز

دمی با ترکمن ها 👳‍♂👳‍♂👳‍♀👳‍♀

دیگه نوبت میرسه به متفاوت ترین بخش سفر خراسان شمالی 😉 .

چند روز پیش ، آقایی به نام سجّادی باهام ‌تماس گرفت و منو فراخوند که به اقامتگاه سنّتی ایشون به نام گدرسن که در نزدیکی مرز ترکمنستان ، قرار داره هم سری بزنم . منم میپذیرم که تا چند روز آینده برم پیشش 😌 .

امروز نوبتشه . از شهر آشخانه میندازم به راهی که میره به شهرستان راز و جرگلان . آقا عجب راهیه ؛ پرپیچ و خم و طولانی 😣 . مثلا ۹۰ کیلومتره ولی انگاری ۹۰۰ کیلومتره . هر چی میرم مگه میرسم . آقای سجّادی هم چند باری تماس میگیره 📞 تا مطمئن بشه که راه رو درست میام .

و سرانجام پس از گذروندن چندین روستا با راهی خراب و آسفالتی افتضاح میرسم به روستای گز ( Goz ) که با مرز ایران و ترکمنستان ، فاصله ی چندانی نداره .

در نزدیکی مرز ترکمنستان

میرم اقامتگاه سنّتی گدرسن با مدیریّت آقای سجّادی که از آخوندای اهل سنّته خودش 😇 .

یه اتاق گرم‌ که با بخاری نفتی باحالی شده هم ردیف جهنّم سوزان الهی 🔥🔥

ناهار واسم چکدرمه ( Chakdarme ) میارن ؛ برنج قرمز و سیب زمینی و گوشت 🍖 . شربتشو نگین که معرکس : شربت زرشک ملس 🥤 .

پس از اون میریم گشت روستایی . چند تا خونه ی روستایی خوشگل رو میبینیم ؛ یه خونه میریم که در و دیواراش با رنگای فوق العاده ای ، آراسته شدن و نام چهار خلیفه از ابوبکر تا علی رو روشون نوشتن . صاحب خونه که یک بانوی ترکمن 🧝‍♂ هست به کار بافت پشتی‌ ، مشغوله ؛ کارش فوق العادس .

خونه های سنّتی ترکمن ها عموما دارای یه ایوان با ستون های چوبی و رنگ های شاد هستن .

میریم گورستان ترکمن ها ؛ سر هر گور یه تنه ی درخته 🌲 . واسه ی بانوان روی تنه رو صاف کردن و واسه ی آقایان دارای انحنا هست . هر تنه ، چند تا پلّه پلّه برش داره که هر پلّه ، نشون‌دهنده ی ۵ سال از عمر درگذشته هست . هیچ مشخّصه ی دیگه هم روی گورها ننوشتن .

میریم مسجد روستای کناری . یه مسجد با رنگای شاد و محراب خوشگل . بچه ها در دو کلاس جداگانه و توسّط دو آخوند در حال یادگیری قرآنن 👨‍💼👨‍💼👨‍💼👨‍💼📕📗 . میرم پیش شون و ازشون فیلم و عکس میگیرم 🎥📸 .

برای شام‌برمیگردیم اقامتگاه و قورمه میخوریم . دو تا بازی ترکمنی هم یاد میگیرم البتّه همینک از یادم‌ رفته ؛ آخه خیلی سختن ☹️ .

با سه دست لباس متفاوت ترکمنی 👕🧥 هم عکس یادگاری میگیرم 📷 . آقا چه لباسایین .

فردا‌ صبح پس از خوردن ناشتایی ای که همش دستپخت بانوی خونه هست با آقای سجّادی میریم لب‌ مرز ⛔️ . البتّه چند تا پاسگاه مرزبانی رو میگذرونیم 👮‍♀ . روستاهای ترکمنستان رو میبینیم و با گوشی چند تا عکس برمیداریم 📱 . توی راه برگشت ، سیم‌ پاسگاه رو نمیبینم و نزدیکه که بزنم‌بهش . ولی یهو میزنم‌روی ترمز 🤫 . مرزبانه با مهربونی‌گفت برو گم‌شو 🤪 .

به اقامتگاه که برمیگردیم یه قالیچه ی کوچولوی دست بافت میخرم و یه هدیه هم از آقای سجّادی میگیرم و برمیگردم به سمت آشخانه .

درباره ی علیرضا هاشمی

علی رضا هاشمی هستم ملقّب به مرد همیشه در سفر ؛ زاده ی 6 اردیبهشت 1362 ؛ دل داده ی ایران و تاریخ و طبیعت بی مانندش . سفر رو به صورت رسمی و ثبت شده از 14 اردیبهشت 1385 با سفری دلچسب به استان آذرآبادگان باختری ، آغاز کردم

مطلب پیشنهادی

تهران گردی

1 )) باغ گنجینه ی مینیاتوری این باغ گنجینه از زیباترین و جالب ترین دیدنی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.