یکشنبه , خرداد ۲۶ ۱۳۹۸
خانه / آبشارها / آبشار حمید

آبشار حمید

یه عمویی دارم که توی سه تا عموهام ، واسش ارج ویژه ای قائلم ❤️ . از عموهای دیگم بامرام تره . خیلی هم دوستش دارم ؛ به نام عموحمید 👴 .
راستی این که گربه ها 🐈 رو به تازگی به نام مجید ، صدا میزنن ، نام یکی از عموهای منه . خیلی باحاله ؛ نه ؟ 😉

به هر حال ، بریم سراغ همون عموحمید 👴 . یه آبشاری داریم توی استان خراسان شمالی به نام آبشار حمید . خیلی جالبه ؛ نه ؟ 😉
دیگه اینو نگید نه که ناراحت میشما 😠 .


روستای کوچیکی هست در حدود ۲۰ کیلومتری بجنورد به نام حمید . میرم این روستا و با پرسش از یکی از اهالی 🧓 ، راه آبشار رو پیدا میکنم . یه راه سنگی -شنی افتضاح که با ماشین میشه رفت 🚘 ؛ ولی خوب خیلی افتضاحه 🤮 . حدود ۲۰ دقیقه با ماشین میرم : تلق ؛ تولوق ؛ زاغارت ؛ گارامپ 😫😱 . اینا بخشی از سر و صداهای یوتاب در این راه سنگی هستن . بیش تر‌ راه از توی رودخونه میگذره ؛ تا اون جا که دیگه میرسم‌ به ته راه ماشین رو 😯 . آره بقیّشو باید پیاده برم 🚶‍♂ . نکته ی جالب ، این که این جا یه گروهی از پسرا و دخترا که دریافتم کرمانج هستن ، داشتن با شور و هیجان و با هم دیگه پایکوبی میکردن 👯‍♂👯‍♂👯‍♀👯‍♀ ؛ جالب تر ، این که در همون لحظه ، ده دوازده نفری که از ظاهرشون ، معلوم بود از برادران بسیج هستن ، داشتن از راه آبشار برمیگشتن 👮‍♀🧟‍♂🙅‍♂ . جمع اضداد شده بود خفنا ؛ البتّه هیچ کدوم با اون یکی کاری نداشتن ؛ شاید بعدها برادران به حساب برادرانخواهران برسن . اصن به من چه ؟ 😁


راه آبشار رو از یکی از برادرا پرسیدم ⁉️ ؛ گفت حدود ۴۵ دقیقه پیاده باید بری تا به آبشار برسی . گفت راست رودخونه رو بگیر و برو . آقا منم کمی خوراکی 🥒🍎🍇🌭🍗🥞 و باتونمو ⛏ ( _ این باتونه آخه ؟
_ ببخشید دیگه استیکر باتون پیدا نکردم ) برداشتم ؛ کفش خوب پوشیدم 👟👟 و راه افتادم 🚶‍♂🚶‍♂ . یه جاهایی رو باید از توی آب میرفتم ؛ وای عجب منظره هایی … رسیدم به جایی که صخره های سنگی بزرگ و بلند ، همه ی اطراف رودخونه رو پوشونده بودن …. عجب چیزی … جوووون ( بدون سانسور مینویسما ) ❌🚫 داشتم میرفتمو هی عکس میگرفتم 📷 که یهو یه سنگ تقریبا گنده از بالای یکی از صخره ها ، گارامپی افتاد نزدیک من و هزار تیکّه شد 🤪🤪 ؛ واییییی چه شانسی آوردم . کم مونده بود (( رحم من یقرا )) بشما ولی نشدم ؛ چش حسودا کوررررررر 😷


آقا رفتیم بقیّه ی راهو ؛ واقعاً خوشگل بود واقعاً . جاتون خالی دقیقه ی هیژده رسیدم به آبشار خوشگله ی حمید ( برادر به من گفته بود ۴۵ دقییییقه ؛ همین جوری الکی الکی حقوقای نجومی رو گنده میکنن دیگه . بابا دیگه ماهی ۵۰ میلیون تومن حقوقه خدایی ؟ 💸💸💸💵💵💵 )


آره رسیدم به آبشار عموجونم ؛ وای که چقد ناز و خوشگله . چقدم با شخصیّته عینهو خود عموم …. 👴


خیلی حال کردم باهاش .

 

درباره ی علیرضا هاشمی

علی رضا هاشمی هستم ملقّب به مرد همیشه در سفر ؛ زاده ی 6 اردیبهشت 1362 ؛ دل داده ی ایران و تاریخ و طبیعت بی مانندش . سفر رو به صورت رسمی و ثبت شده از 14 اردیبهشت 1385 با سفری دلچسب به استان آذرآبادگان باختری ، آغاز کردم

مطلب پیشنهادی

روستای فشک

برای بازدید از روستای فشک ، از چند روز جلوتر با یکی از دوستان راهنما …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.