سه شنبه , آذر ۲۰ ۱۳۹۷
خانه / استان ها / اردبیل / اردبیل گردی

اردبیل گردی

این بار ، اردبیل زیبا ، میزبان مرد همیشه در سفر است ؛ با همراهی هم سفر و دوست خوبم ، آقای حسن عنایت ، روز شنبه سیزدهم خرداد 1396 ، راهی استان اردبیل میشویم تا از سه جای این استان ، بازدید داشته باشیم . به اردبیل میرویم و شب را در این شهر ، اقامت میکنیم . فردا که یک شنبه است به سوی دژ قهقهه به راه میافتیم .

1 )) دژ قهقهه

برای رسیدن به دژ قهقهه ، باید راه مشکین شهر را به سمت پارس آباد ، پی گرفت . به یک سه راهی میرسیم به نام سه راهی مشیران . سمت چپ این سه راهی ، به سوی دژ قهقهه میرود که با نصب یک تابلو نیز راهنمایی شده است . از این سه راهی تا دژ ، 56 کیلومتر فاصله میباشد . همه ی راه های منتهی به دژ با تابلوهای راهنما ، مشخّص شده اند . به دژ میرسیم .

رو به روی دژ ، اتاقکی ، تعبیه شده برای نگهبان آن جا به نام آقای قدیر حسینکلو . در این اتاقک ، آب و اندکی میوه از درختانی که توسّط ایشان ، کاشته شده اند را ، برمیداریم . آقای حسینکلو ، انسان نازنین و خوش سخنیست . با او ، عکس هم میگیریم .

وی با کمک چند کارگر ، پلّه های سنگی را به شمار بیش از 600 پلّه برای دسترسی آسان تر مسافران و گردشگران به دژ ، ساخته است . پس از لختی سخن گفتن با او ، راهی دژ میشویم . پلّه های تعبیه شده ، همگی از سنگ های کوه ، ساخته شده اند و کوتاه و بلند هستند . در راه مان با آگاماهای زیبا نیز دیدار میکنیم .

سرانجام به جایی میرسیم که باید از یک نردبان یا بهتر بگویم پلّکان فلزّی ، بالا برویم و سپس از روی یک سنگ بزرگ که جای پا دارد نیز بالا برویم تا به دهانه ی ورودی دژ برسیم .

از این پلّکان ، بالا رفتیم .

پشت سرمان ، یک درّه ی ژرف و ترسناک است ؛ پس با احتیاط از پلّکان و سپس سنگ ، بالا رفته تا به دژ برسیم . ورود به دژ از یک دالان آجری ، شدنیست .

ساختمان های دژ که بر بلندترین نقطه ی کوه ، قرار گرفته اند ، از همین جا ، قابل دیدن هستند . از دروازه ی دیگری ، وارد میشویم و راه را میپیماییم . در آغاز با چند آب انبار بزرگ و کوچک ، رو به رو میشویم که پر از آب هستند . جالبی برخی از این آب انبارها به این است که به گونه ی پلّکانی و طبقه طبقه،ساخته شده اند . هم چنین چند برج سالم و نیمه سالم را نیز میتوانیم ببینیم . دژ از سه سوی با درّه های ژرف و ترسناک ، پوشیده شده است .

این دژ به شماره ی 6192 به ثبت آثار مردمی ایران رسیده است ؛ از رویه ی دریا ، 1200 متر و از زمین های اطراف ، 300 متر ، بلندتر است . سازه ی نخستین این دژ به دوران پیش از اسلام برمیگردد ولی اوج کاربری آن در دوران صفویّه میباشد .

شماره ی تلفن آقای حسینکلو : 04532564131

2 )) دژ ارشق

برای بازدید از دژ ناشناخته ی ارشق ، باید به سمت مشکین شهر برگردیم . همان اوایل ورودی مشکین شهر ، یک میدان کوچک در حال ساخت هست که سمت راستش میرود به سوی نصیرآباد . این راه ، ما را به دژ ارشق ، رهنمون میشود . پس از گذراندن روستای نصیرآباد به روستای جبدرق میرسیم . در این روستا ، یک خیابان شاخه ایست به نام خیابان بهشتی که به سوی روستای کوچکی به نام تبنق میرود ؛ راه جبدرق تا تبنق ، خاکیست . در روستنای تبنق از یکی از اهالی میخواهیم که ما را به دژ ارشق ببرد ؛ آقای علی قلی زاده ، درخواست ما را پاسخ میدهد و با همراهی او به سوی این دژ میرویم . راه روستا تا دژ ، ناهموار و دراز است . همه ی راه ، خاکیست ؛ حتماً باید با راهنما ، این راه را بروید ؛ وگرنه گم خواهید شد . در یک بخش از راه ، چاره ای نیست جز گذر از رودخانه ی پرآب قره سو . سرانجام پس از گذر از راه های دست نخورده و زیبا به نزدیکی دژ میرسیم که دیگر خودرو ، جلوتر نمیرود .

حدود 45 دقیقه پیاده روی و کوهپیمایی سبک ، لازم است تا به دژ برسیم . از این دژ ، بدبختانه ، چیز زیادی بر جای نمانده است . یک دروازه ی سنگی بسیار جالب و زیبا دارد به همراه یک برج نیمه ویرانه ی سنگی .

رویه ی دژ ، پر است از تکّه های سفال و سنگ های بزرگ و کوچک صیقل داده شده . ورود به دژ ، تنها از یک سوی آن ، شدنیست ؛ چرا که سمت های دیگر همگی به درّه های ژرف ، پایان میگیرد . بدبختانه در جای جای دژ ، آثار کنده کاری های غیرمجاز ، دیده میشود .

هنگامی که بالای دژ بودم ، این نگاره را از اطراف برداشتم .

3 )) جنگل حاتام

امشب را در مشکین شهر میمانیم و صبیح دوشنبه پس از خوردن ناشتایی به سوی جنگل حاتام میرویم . برای رسیدن به این جنگل ، باید راه مشکین شهر به سمت اهر را پی گرفت . پس از حدود 20 کیلومتر ، به راه شاخه ای روستای آقچه لو میرسیم . وارد این راه شده ، آن را پی میگیریم تا به روستای قینرجه برسیم . راه خاکی جنگل از این روستا ، جدا میشود . پس از پیمودن اندکی از راه به یک دوراهی میرسیم که راه سمت راست که یک کانکس سپیدرنگ هم بر سر آن ، قرار دارد ، راه جنگل است . کمی که جلوتر میرویم ، دیگر راه خودرو ، بسته میشود و باید پیاده جنگل پیمایی نماییم . یک جنگل زیبا و پردرخت که گویا متعلّق به کسی به نام حاتم بوده است . یک چشمه هم درون جنگل میبینیم .

درباره ی علیرضا هاشمی

علی رضا هاشمی هستم ملقّب به مرد همیشه در سفر ؛ زاده ی 6 اردیبهشت 1362 ؛ دل داده ی ایران و تاریخ و طبیعت بی مانندش . سفر رو به صورت رسمی و ثبت شده از 14 اردیبهشت 1385 با سفری دلچسب به استان آذرآبادگان باختری ، آغاز کردم

مطلب پیشنهادی

روستای تاکند

روستای تاکند ، بیش تر ناموری خود را از آخوندی به نام محمّدی تاکندی گرفته …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.