پنج شنبه , شهریور ۲۹ ۱۳۹۷
خانه / آب انبارها / یزدگردی

یزدگردی

یکی از دوست داشتنی ترین استان های ایران برای من ، استان یزد است : هم تاریخش ؛ هم طبیعتش و هم مردمش را بسیار بسیار دوست دارم . اگرچه این بار ، سفر یزدم را به فراخوانی یکی از دوستان خوبم ، برنامه میچینم ولی بدبختانه هر چه با او ، تماس میگیرم ، نمیتوانم پیدایش بکنم ؛ به ناچار از روش رایگان گردی ها ، بهره برده و با فرستادن یک پیام در گروه آن ها ، میتوانیم میزبانی را در شهر یزد ، پیدا بکنیم به نام آقا کیان . با دوست خوبم ، وحید نصرت آقایی از قزوین به سمت یزد میرویم و این راه دنج و دلنشین را در حدود 7 ساعت میپیماییم . به یزد زیبا که میرسیم ، شام را در رستوران زیتون میخوریم : خورش فسنجان و خورش قیمه ی یزدی که پر است از نخودهای درشت و آلو . بسیار هم خوش مزه است .

5 (3)

پس از خوردن شام ، با آقا کیان ، تماس گرفته و به مغازه ی وی میرویم . او با خوش رویی ، ما را به حضور میپذیرد و اتاقی را در اختیارمان قرار میدهد . خودش هم پس از نیم ساعتی صحبت و گپ و گفت با ما ، به خانه اش میرود . نیمه های شب با شنیدن صدای بلند فییییس ، بیدار میشوم و میبینم که لاستیک خودرو در حال خالی کردن باد است ؛ چاره ای نیست به جز خواب تا بامدادان و سپس پنچرگیری . بامدادان که از خواب برمیخیزیم ، لاستیک خودرو را عوض کرده و برای دیدن آب انبار رستم گیو به سوی خیابان بسیج میرویم .

1 )) آب انبار رستم گیو

5 (7)

اگر خیابان بسیج را پیدا بکنید ، به آسانی میتوانید آب انبار زیبای رستم گیو را نیز بیابید ؛ چرا که این آب انبار در کناره ی خیابان ، واقع شده است . این جا ، بافت کهن و زیبای یزد میباشد که خانه های خشتی و گلی آن ، فریاد عشق سر میدهند . هیچ خانه ی بلند یا کاشانه های چندین طبقه را در این منطقه نمیبینیم .

این آب انبار با کوشش کسی به نام رستم گیو که نماینده ی زرتشتیان در مجلس شورای مردمی در سال های آغازین پهلوی دوم بوده است ، ساخته شده و برای بهره گیری همه ی پوسته های شهر اعمّ از مسلم و زرتشتی ، آزاد بوده است . چهار بادگیر بلند در چهارسوی گنبد شلغمی آب انبار ، خودنمایی میکنند و ظرفیّت 2300 متر مکعّی اش را پاس میدارند .

5 (6)

درِ ورودی آب انبار در کوچه ی کناریش ، واقع شده که توسّط انجمن زرتشتیان یزد ، بسته و نگاهداری میشود . پلّه هایی به سمت پایین از سوراخ درِ ورودی که تازه ساز میباشد ، دیده میشوند که به انباره ی آب انبار ، راه پیدا میکنند .

همینک نیز که ما در کنار آب انبار هستیم ، این سازه و محیط پیرامونش در حال بهسازی میباشند .

دو نکته ی گیرا در محوّطه ی این آب انبار ، دیده ام را به خود گرفتند : یکی ، دست شویی های نوساز و پاکیزه ی این جاست و دیگری ، شعارهای مرگ بر امریکا که بدبختانه بر روی بادگیرها ، نوشته شده اند .

5 (4)

5 (5)

پس از بازدید از این آب انبار زیبا و گرفتن پنچری لاستیک خودرو ، به سوی شهر ابرکوه به راه میافتیم تا به دیگر دیدنی های برنامه ی استان یزد بپردازیم . تا ابرکوه ، حدود یک ساعت و 15 دقیقه راه است در راهی آسفالته و مناسب . به ابرکوه که میرسیم با دهیار روستای شهرآباد ، جناب آقای کرامت زارع ، تماس میگیرم تا ورودمان را به ابرکوه ، اعلام نمایم . او از من میخواهد در آغاز به بخشداری بهمن برویم که روستای شهرآباد ، زیر نظر آن جاست تا پس از هماهنگی با آقای بخشدار به روستا برویم . ما هم به سمت بخشداری بهمن که اندکی با ابرکوه ، فاصله دارد میرویم و پس از حدود کم تر از یک ساعت ، میتوانیم بخشدار خوش ذوق و خوش اندیشه ی بخش بهمن ، آقای علی اکبر اسحاقی را ببینیم . وی به گرمی از ما ، پذیرایی میکند و با دهیار شهرآباد ، تماس گرفته و ما را به وی ، سفارش میکند . هم چنین برای مانایی شبانه ی مان نیز یکی از اقامتگاه های بومگردی ابرکوه را فراهم مینماید . سپس به سمت شهرآباد میرویم .

به شهرآباد میرسیم و با پذیرایی گرم اهالی ، روبرو میشویم ولی از آن جا که تنها دو جفت از دوقلوها در روستا هستند ، تصمیم بر آن میشود که فردا ، دوباره به روستا بیاییم تا دوقلوهای بیش تری را ببینیم . در نتیجه به ابرکوه بازمیگردیم تا از آثار تاریخی این شهر ، دیدن بکنیم .

2 )) خانه ی آقازاده

5 (8)

اگر به پشت اسکناس 2000 تومانی ، دقّت کرده باشید ، نگاره ی یک خانه ی تاریخی زیبا را میبینید . این نگاره ، هم پیوند است با خانه ای کهن و زیبا در شهر ابرکوه به نام خانه ی آقازاده که در کوچه پس کوچه های خشت و گلی که به راستی بر دل مینشینند ، قرار گرفته است . این خانه ، دارای بادگیری است که آن را تنها بادگیر دوطبقه ی ایران میدانند . بلیط ورودی آن ، 20000 ریال است ؛ شاید به یادواره ی نگاره ی این خانه بر پشت اسکناس دوهزار تومانی . حیاط زیبا و دلنشین ؛ شاه نشین ؛ چندین حیاط و خانه ی دیگر که هم پیوند با این خانه هستند و یک قهوه سرای دلچسب که میتوان در کنار پنجره های رنگی آن نشست و نوشیدنی های ایرانی را نوشید ، بخش های گوناگون این جای آرامش بخش را تشکیل میدهند .

5 (9)

گستره ی خانه ، 820 متر مربّع و مالک آن ، سیّدحسین ابرقویی از سران و اعیان شهر ابرکوه بوده است . این خانه ی زیبا به دوره ی قاجار ، وابسته است .

5 (10)

این ساختمان در کنار دیگر خانه های تاریخی و ارزشمند ابرکوه ، واقع شده است که همگی ، یک مجموعه را تشکیل میداده اند که از دیدگاه معماری و به کارگیری عناصر معماری سنّتی ایران در خور توجّه است . این سازه در سه جبهه برای بهره وری در فصول گوناگون سال ، استقرار پیدا کرده است .

5 (11)

فضای شمالی خانه به گونه ی چلیپایی و شکم دریده ، ساخته شده است . وجود حوض سنگی در میانه ی حیاط ، فضای خانه به ویژه تالار را طراوت ویژه ای بخشیده است . در یک جبهه ی تالار ، پنج دری و بادگیر و در جبهه ی دیگر ، اتاق های سه دری و پنج دری ، قرار دارد . کنار کوچه نیز ورودی ، راهروها و شماری اتاق سه دری ، واقع شده است . مصالح ساختمان ، خشت ، گل و آجر است . کف حیاط به گونه ی سنگ فرش ( قلوه سنگ ) میباشد . زیر پاکار سقف ، مقرنس های گچی به گونه ی قندیل ، آراسته شده است .

5 (12)

بخش شاخص و جالب توجّه سازه ، بادگیر دوطبقه ی آن است که در گونه ی خود ، کمیاب است . بلندای بادگیر ، 18 متر و گستره ی آن ، 18 متر مربّع میباشد و از دیدگاه اندازه و گستره نیز یکی از بادگیرهای بزرگ ایران است . در دهانه ی بادگیر ، 19 شمار دریچه ی هوا هست که با بادگیر دومی ، هماهنگی و پیوند دارد و میتواند تنظیمات هوا را حتّی هنگامی که هیچ بادی در کویر نمیوزد ، انجام دهد . در کنار آن ، یک کلاه فرنگی با آرایه های مقرنس کاری بسیارزیبا هست . بادگیر و کلاه فرنگی به ترتیب ، کار خنک کردن و روشنایی فضای زیرزمین و تالارخانه را انجام میدهند و در عین حال ، آمیزه ای نوین را به وجود آورده است که در بافت اطراف ، چون یک نشانه ی شهری ، کار میکند .

5 (13)

نگاره ای از میرزامحمّدحسین مجتهد ابرقویی ، سازنده ی سازه نیز در راهروی ورودی آن ، نصب شده است .

در قهوه سرایش نیز مینشینیم و نوشیدنی مینوشیم .

3 )) سرو ابرکوه

5 (15)

میگویند پیرترین موجود زنده ی ایرانیست : یک سرو زیبای بلندقامت که به نام جایش ، ابرکوه ، نام گرفته است . برای ورود به محوّطه ی بازدید این درخت زیبا ، 10000 ریال میپردازیم .

5 (14)

عمر این سرو به بیش از 4000 سال میرسد ولی بنا به گفته ی دانشمندانی از ژاپن و روسیه که از این درخت ، دیدن نموده اند ، میتوان عمرش را تا 8000 سال نیز برآورد نمود .

5 (16)

بلندای این درخت ، 25 متر و دور تنه ی آن ، 11 و نیم متر است . سرو ابرکوه ، یکی از شگفتی های طبیعت است و شکوه و بزرگیش ، دیدنی و ستودنیست . سرو ابرکوه ، سومین اثر طبیعی کشور است که به ثبت مردمی رسیده .

الکساندر روف ، دانشمند روسی ، عمر این درخت را 4000 تا 4500 سال برآورده است . حمدالله مستوفی نیز در کتاب نزهت القلوب که در سال 740 کوچی ماهی ، نگارش شده است درباره ی این سرو مینویسد : آن جا ، سرویست که در جهان ، شهرتی عظیم دارد ؛ چنان چه سرو کشمیر و بلخ ، شهرتی داشته و اکنون این از آن ها ، بلندتر و بزرگ تر است .

حتّی برخی مورّخان ، پا را فراتر نهاده و معتقدند نهال این درخت را یافث ، پسر نوح ، کاشته است .

دور تا دور سرو را با پرچین چوبی پوشانده اند . یک قهوه سرا نیز در کنار سرو ، برپا شده است .

4 )) گنبد عالی

5 (1)

بر فراز تپّه ای در نزدیکی شهر ابرکوه ، سازه ای زیبا ، دیده میشود که بدان ، گنبد عالی میگویند . همینک که وقت داریم ، بدان سوی میشتابیم . این سازه در کناره ی راه روستای شهرآباد ، واقع شده است و با خودرو میتوان تا نزدیکی اش رفت . از جای نگه داشتن خودروها تا پای گنبد ، پلّه سازی شده است . این گنبد ، نخستین اثر ثبت شده ی استان یزد است که در سال 1312 به شماره ی 195 در سیاهه ی آثار مردمی ایران به ثبت رسیده است و هم اکنون ، بیش از هزارمین سال خود را میپیماید .

گنبد عالی ابرکوه ، یکی از برج های آرامگاهی سنگی دوره ی دیلمیان در سده ی پنجم کوچی ماهیست . این سازه ی تمام سنگی با نمای درونی و بیرونی ، به گونه ی هشت بری روی تختگاهی چهارگوش ، ساخته شده است . سرداب میان سازه ، آرامگاه است . بالای سردر ورودی سازه ، نوشته ی کوفی با خطّ درشت و برجسته ، دیده میشود .

5 (25)

بلندای برج ، 22 متر و کلفتی دیواره ی گنبد ، 2 متر است . بر پایه ی نوشته ی دور تا دور آرامگاه ، این سازه ، آرامگاه امیرعمیدالدّین شمس الدّوله ی دیلمی و مادرش ، بانویی از خاندان هزاراسب بوده که به دستور فرزندش ، فیروزان به سال 448 ماهی ، ساخته شده است .

از متن نوشته ی آجری ساقه ی گنبد ، چنین برداشت میشود که گنبد به سال 448 کوچی ماهی به فرمان فیروزان نامی برای پدرش ، عمیدالدّین شمس الدّوله ی هزارسپ از خاندان دیلمیان ، ساخته شده است .

این سازه از سالم ترین سازه های دوره ی سلجوقی و از نفایس معماری ایران است . همه ی سازه از سنگ میباشد . شکل گنبد در بخش سقف به مانند عرقچین است . هر بدنه ی دیوار آرامگاه ، 42 / 5 متر ؛ درِ ورودی ، 20 / 1 متر ؛ همه ی درگاه ، 2 متر ؛ بلندی سقف از درون ، 12 متر و بلندی کرسی از رویه ی زمین ، 2 متر است . در این سازه ، سه رده مقرنس ، زیر پایه ی گنبد و دو رشته نوشته به خطّ کوفی بنائی از آجر برجسته که یکی ، زیر مقرنس و دیگری ، بالای سردر ورودی میباشد ، قرار گرفته است .

بدبختانه ورودی گنبد ، بسته است ؛ ولی از پشت میله ها ، میتوان فضای درونی و سردابه را دید .

دیگر ، خورشید در حال بررفتن است . از گنبد عالی ، میتوان پایین رفتن خورشید را به زیبایی به نظاره نشست . به ابرکوه بازمیگردیم و به اقامتگاه بومگردی سرو ابرکوه میرویم که در پس کوچه های کنار سرو ، قرار گرفته است . اقامت مان در این اقامتگاه به سفارش آقای بخشدار بهمن ، جناب اسحاقیست . مدیر این اقامتگاه ، آقای سعید رضائیان است ؛ جوانیست کوشا و مؤدّب که از ما ، پذیرایی میکند . وی ، با خریداری چندین خانه ی قدیمی در این محلّه ی ابرکوه ، اقدام به ساخت یک روستای کوچک کرده است . روان بودن آب ، سر و صدای جانوران اهلی ، خانه های روستایی ، خوراک های روستایی و اقامت در یک اتاق دنج و آرام . برای شام هم به نزدیکی همین اقامتگاه میرویم و از غذاهای خوش مزه ی محلّی ابرکوه میخوریم . در جایی که برای شام رفته ایم ، به تماشای مجموعه ای ارزشمند از یادبودهای تاریخی این شهر میپردازیم ؛ یادبودهایی از دست خطّ مظفّر الدّین شاه قاجار تا دوک نخ ریسی .

5 (24)

5 (23)

بامداد آدینه به قصد روستای شهرآباد که با فاصله ی اندکی از ابرکوه ، قرار گرفته است ، شهر را رها مینماییم .

5 )) روستای شهرآباد

5 (22)

این روستا به روستای دوقلوهای ایران ، نامدار شده است ؛ چرا که به روش شگفت انگیزی ، دارای شمار بسیاری دوقلو در گذشته و همینک میباشد . با یکی از هموندان شورای این روستای ، هماهنگ کرده تا دوقلوها را در مسجد روستا ، گرد هم بیاورد تا بتوانیم آن ها را دیده و از ایشان ، فیلم و نگاره بگیریم .

5 (21)

پس از اندکی انتظار ، شماری از دوقلوها که توانسته اند خود را به روستا برسانند ، در مسجد ، گرد میآیند . مادران دوقلوها و بانوی آموزگار روستا به نام بانو ناظری که خود ، دارای یک جفت دوقلوست نیز به ما میپیوندند .

5 (20)

دوقلوهای این روستا ، دوقلوهای هم سان هستند . سحر و سارا ، فاطمه و امیرمجتبی ، امیرمهدی و امیرمحمّد ، فرزانه و افسانه ، ابوالفضل و مهدیه ، نرگس و نجمه و امیرمهدی و زهرا ، از جمله دوقلوهای روستا هستند که پیش ما آمدند و برای مان ، صحبت کردند .

5 (19)

ما و دهیار و هموندان شورای روستا

به گفته ی بانو ناظری ، از 24 دانش آمنوز مدرسه ی روستا ، 12 نفر آن ها ، دوقلو بوده اند .

یکی از کسانی که در مسجد ، آمده بود ، آقای جوانی بود که قل خود را در کودکی از دست داده بود .

هم چنین هموندان شورای روستا ، اعتقاد دارند که دلیل مهمّ دوقلوشدن جمعیّتی معتنابه از مردمان روستا ، آب و هوای این جاست . البتّه باید اهل دانش در این زمینه به پژوهش بپردازند . هموندان میگویند که شمار دوقلوهای روستا ، بسیار بالاتر از آمارهاست که بیش تر آن ها به شهرهای اطراف ، کوچ کرده اند و برخی نیز درگذشته اند .

5 (18)

حسّ بسیار خوبی بود که در گروه دوقلوهای روستای شهرآباد ، گرد هم آمدیم و از هر دری ، گفتیم و شنیدیم . دقلوها ، دفتر یادبود مرا امضا کردند ؛ با ایشان ، نگاره گرفتیم و به خدای شان سپردیم .

5 (17)

درباره ی علیرضا هاشمی

علی رضا هاشمی هستم ملقّب به مرد همیشه در سفر ؛ زاده ی 6 اردیبهشت 1362 ؛ دل داده ی ایران و تاریخ و طبیعت بی مانندش . سفر رو به صورت رسمی و ثبت شده از 14 اردیبهشت 1385 با سفری دلچسب به استان آذرآبادگان باختری ، آغاز کردم

مطلب پیشنهادی

شب گردی در قزوین

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *