پنج شنبه , شهریور ۲۹ ۱۳۹۷
خانه / آرامگاه ها / مجموعه ی آرامگاه کوروش

مجموعه ی آرامگاه کوروش

و اینک نوبت آرامگاه کوروش میرسد ؛ مردی که یکی از افتخارات ایران است . آرامگاه کوروش در محوّطه ی زیبا و بزرگ پاسارگاد ، قرار دارد که خود ، یک مجموعه ی شایان توجّه را تشکیل میدهد . با پرداخت 50 هزار ریال ، وارد محوّطه میشوم و به دیدن آثار تاریخی آن جا میپردازم .

در بخشی از این محوّطه ، سازه ایست بلند که آن را آرامگاه کمبوجیه ، پسر کوروش میدانند . این سازه ی سنگی را از پشت با داربست ، ایمن ساخته اند .

آرامگاه کوروش که همه ی بزرگی و زیبایی اش را در گروی سادگی سازه اش میباشد ، نخستین جای بازدید پس از ورود به محوّطه ی پاسارگاد است . دور آن را با حفاظ شیشه ای پوشانده اند . آرامگاه کوروش بزرگ ، مهم ترین اثر مجموعه ی پاسارگاد ، سازه ایست که پیش تر به مشهد مادر سلیمان ، نامدار بود و پس از 1820 به عنوان آرامگاه کوروش بزرگ ، مشخّص شده است و چون گوهری در میان دشت ، خودنمایی میکند . سازه ی آرامگاه ، میان باغ های پادشاهی ، قرار داشته و از سنگ های بزرگ که درازای برخی از آن ها به هفت متر میرسد ، ساخته شده است . تخته سنگ های آرامگاه با بست های فلزّی به هم پیوسته بوده است که پس ترها ، آن ها را کنده و برده اند و اکنون جای شان به صورت سوراخ هایی ، دیده میشود که بیش ترشان را بازسازی کرده اند . سازه ی آرامگاه ، دو بخش مشخّص دارد : یکی ، سکّویی شش پلّه ای که قاعده ی آن ، مربّع مستطیلی به گستره ی 165 متر مربّع است و دیگری ، اتاقی کوچک به گستره ی 7 و نیم متر مربّع که سقف شیب بامی دارد و کلفتی دیوارهایش به یک و نیم متر میرسد . در ورودی آرامگاه در سمت شمال باختری ، قرار داشته و 75 سانتی متر پهنای آن است . این درگاه کوتاه نیز دارای دو در سنگی بود که از میان رفته است .

در شیب سقف آرامگاه ، دو سوراخ بزرگ هست که برای سبک کردن سنگ ها و کم کردن بار از سقف ، ایجاد شده است و برخی به نادرستی ، آن را جای نگه داری کالبد کوروش و همسر او دانسته اند . آرامگاه کوروش در همه ی دوره های هخامنشی ، پاک به شمار میآمده و این امر ، باعث گردیده که در دوران اسلامی هم این پاکی ، نگه داشته شود ؛ امّا دگرگونی اصلی سازه ، دیگر مشخّص نبوده است و از سوی دیگر ، مردم هم ساختن سازه های بزرگ سنگی را بیرون از توان بشری میدانسته اند و به سلیمان که دیوان را برای کارهای دشوار در خدمت داشته است ، نسبت میداده اند . به همین روی ، آرامگاه کوروش را هم از سازه های وی میشمردند و آن را به مادر وی ، نسبت میداده اند و مشهد مادر سلیمان میخواندند .

در دوران اتابکان پارس که پاسارگاد و تخت جمشید ، اهمّیّتی دوباره یافت و حتّی پارس و ایران هم ملک سلیمان ، خوانده شد ، با بهره گیری از ستون ها و سنگ های کاخ ها ، مسجد فراگیری در پیرامون آرامگاه ساخته و محرابی نیز بر سنگ درون اتاق آرامگاه ، کنده شد . در سال 1350خورشیدی ، پس از خوانش و بررسی ، سنگ ها به جای اصلی خود ، منتقل شدند .

کوروش بزرگ به سال 550 پیش از زادروز ، دولت ایرانی هخامنشی را بنیان نهاد و پاسارگاد را به عنوان نخستین پایتخت خود برگزید که دشتی بود پهناور و خرّم که از رود بلوار ، سیراب میشد . آثاری که در این خطّه ی دلگشا به جای مانده ، عبارتند از : آرامگاه کوروش که در دوره ی اسلامی ، ارجمند مانده و به آرامگاه مادر سلیمان ، نامدار شده و برج نامدار به زندان سلیمان که شاید آرامگاه کمبوجیه بوده و بخشی از سازه و استحکامات تلّ تخت نامدار به تخت سلیمان و کاخ بار و کاخ نشیمن و کاخ دروازه که بر جرزی از دیوار آن ، نقش انسان بالدار است و دو تک سازه و هم چنین آثار پل و آب نماهای گلگشت و فردوس کوروش .

پاسارگاد در زمان آخرین پادشاه هخامنشی به عنوان یک جای پاک ، مورد ارج بوده و مراسم تاجگذاری شاهان در آن جا ، برگزار میشد .

در دوره ی اسلامی به علّت بزرگی سنگ های به کاررفته در این مجموعه ، سازه هایش را به سلیمان ، نسبت داده اند و خود پاسارگاد هم به عنوان مشهد امّ النّبی یا مشهد مادر سلیمان ، نامدار گشت .

پس از کشته شدن کوروش بزرگ در جنگ با سکاها یا ایرانیان اپاختری ، جسد وی را مومیایی کرده و درون تختی از زر نهاده و نشان های مهمّ پادشاهی و نظامی او را کنار وی گذارده بودند . در یورش اسکندر مقدونی ، یک شخص مقدونیّه ای ، در آرامگاه را شکسته ، چیزهای آن را تاراج کرده و کالبد را گزند رسانده بود .

تلّ تخت یا تخت مادر سلیمان ، دیگر دیدنی این جاست . سنگ هایی بزرگ و سنگین ، بدنه ی آن را تشکیل میدهند که برای بازدید کامل از آن ، باید مسافتی را بالا رفت .

هسته ی اصلی سازه که رویه ی درونی تپّه و بخش مرکزی آن را تشکیل میدهد ، جای ساختمان های روی تپّه بوده است و همه از خشت و لاشه ، ساخته شده است . برای ورود به صفّه ی سنگی ، دو راه پلّه در بخش شمال خاوری ، تعبیه کرده بودند که بخش هایی از آن ها بر جا مانده است ولی آشکار است که پس از کوروش ، آن ها را بسته اند و پلّکانی بزرگ تر در آن سوی پل ، تعبیه کرده اند . با توجّه به وضع سازه و موقع آن ، شاید نخستین جایی است که در مجموعه ی پاسارگاد ، ساخته شده و به گونه ی دژیست که از بالای تپّه بر همه ی دشت ، مشرف بوده است . برخی مورّخان ، صفّه را جای نیایشگاه میدانند و برخی ، جای انباره ی دولت ؛ ولی احتمال بیش تر ، آن است که کوروش ، آن را برای ساختن کاخ هایی چند ، آماده کرده بوده است .

آثار دوره ی دوم ، هم پبوند با سال های 500 تا 280 پیش از زادروز یعنی از هنگامه ی پادشاهی داریوش هخامنشی تا پایان پادشاهی سلوکوس یکم است . در دوره ی داریوش ، دژی استوار با دیوارهای آجری و خشتی بر روی مجموعه ، ساخته شده و دگرگونی هایی در مجموعه ی بالای صفّه به وجود آورده اند . برای نمونه ، دیوار بلندی از خشت با 15 برج در اطراف صفّه ساخته اند .

آثار دوره ی سوم ، میان سال های 280 تا 180 پیش از زادروز یعنی از هنگامه ی پادشاهی آنتیوخوس یکم تا هنگامه ی پادشاهی آنتیوخوس چهارم ، ایجاد شده و دوباره دگرگونی هایی در اتاق ها و راهروها داده شده است . احتمال زیاد میدهند که پاسارگاد در این دوره در دست پادشاهان محلّی پارس بوده است . پس از یک دوره ی بلندمدّت فراموشی ، آثار دوره ی چهارم ، دیده میشود که هم پیوند به سده های آغازین اسلامیست و نشان میدهد که دوباره ، این بخش ، مورد بهره گیری قرار گرفته و پس از آن ، دوباره ، رها شده است . سنگ های بزرگی که در ساختن بخش پایان دهنده ی این صفّه به کار رفته است از یک سو و باور مورّخان کهن که سازه های سنگی بزرگ را به جمشید و پس ترها به سلیمان ، نسبت میداده اند از سوی دیگر ، باعث شد که این جا ، پس ترها به نام تخت مادر سلیمان ، نامدار شد .

کاخ بار همگانی :

جای ساخت این کاخ به گونه ای ، برگزیده شده است که از کاخ های خصوصی ، جدا میباشد . گستره ی کاخ ، 2472 متر مربّع است و در محور شمال باختری – جنوب خاوری ، ساخته شده است . مجموعه ی کاخ از چند بخش ، تشکیل گردیده است . یک تالار گسترده ی هشت ستونی در مرکز ، قرار دارد که گستره ی آن ، 705 متر مربّع است . از کف سازی این تالار ، تنها بخشی کوچک بر جا مانده است . تالار ، چنان بلند بوده است که چند متر از سقف ایوان های اطراف ، بالا میزده است و در دیوارهای بالایی آن ، روزنه هایی برای تابیدن روشنایی به درون ، تعبیه کرده بودند . از هشت ستون این تالار ، تنها یک ستون هنوز پابرجاست . بلندای کنونی این ستون ، 10 / 13 متر است . زیرستون ها و سرستون های تالار مرکزی از سنگ سیاه و قلمه ی ستون ها از سنگ سپید ، ساخته شده است . دیگر ستون های تالار در زمان اتابکان برای ساختن مسجدی در اطراف آرامگاه کوروش به آن جا ، منتقل شده بود که هم اکنون به جای اصلی ، بازگردانده شده است . تالار مرکزی از چهار درگاه به چهار ایوان ، پیوند دارد . درگاه ها و ستون های ایوان ها از سنگ سیاه بوده است . درگاه شمال باختری ( راه کنونی ورودی بازدیدکنندگان ) با نقش پای انسان و عقاب به یک ایوان 16 ستونی ، پیوند دارد و درگاه شمال خاوری نیز به بزرگ ترین ایوان کاخ که 48 ستون داشته است ، پیوند دارد .

درگاه جنوب خاوری برابر ورودی کنونی با نقش انسان ، ماهی و گاو به یک ایوان 16 ستونی ، راه دارد . در ایوان ، تنها یک جرز ، مانده است که یکی از کهن ترین نوشته های میخی بر آن ، نگاشته شده است . این نوشته به سه زبان پارسی باستان ، عیلامی و بابلی ، نوشته شده و متن آن ، چنین است :

(( آدم کوروش خشایثی یه هخامنشی یه ))

(( من ، کوروش ، شاه هخامنشی ام . ))

درگاه جنوب باختری با نقش پای انسان و جانور به ایوانی 28 ستونی ، راه دارد . آشکارا این نقوش درگاه ها از سنن آشوری و دیگر مردم ، الهام گرفته است ؛ امّا ایرانیان به آن ها ، چماره ای متناسب با روحیّات و باورهای خود میداده اند . در دو سوی این ایوان ، دو اتاق گسترده ، قرار داشته است . دو جرز سر جلوی این ایوان هنوز پابرجاست ؛ امّا بخش بالایی ، نوشته داشته که از میان رفته است . این کاخ ، شاید پس از کاخ دروازه ( کاخ انسان بالدار ) ، ساخته شده است .

کاخ دروازه ی انسان بالدار

کاخ دروازه به گستره ی 726 متر مربّع در جنوب خاوری جلگه ی پاسارگاد ، واقع است . این سازه ، دارای تالاری به گستره ی 586 متر مربّع است که سقف آن را هشت ستون به بلندای تقریبی 16 متر ، نگاه میداشته اند . زیرستون ها به ابعاد 2 در 2 متر و به شکل مکعّب دوپلّه ای و از سنگ سیاه ، ساخته شده اند که به علّت ویرانی ، همینک در پوششی از کاه گل ، نگه داری میشوند . وجود این زیرستون های بزرگ ، نشان دهنده ی بزرگی ستون های کاخ است که بدبختانه هیچ اثری از آن ها به دست نیامده است . این تالار ، دارای دو درگاه اصلی در سمت شمال باختری و جنوب خاوری و دو درگاه شاخه ای در سمت های شمال خاوری و جنوب باختری بوده است . بلندای درگاه ها ، 9 متر بوده است و هم اکنون ، تنها یکی از جرزهای درگاه اپاختری برجای مانده است . بر این جرز ، نقش انسانی را با چهار بال در حال نیایش ، سنگ تراشی کرده اند . این کس ، تاجی مصری بر سر دارد که دربردارنده ی دو شاخ قوچ است و بر روی آن ، سه مخروط با قرص خورشید و در دو سوی آن ها ، دو مار کبری و لباس بلند ، همانند لباس ایلامی هاست .

این نقش تا سال 1864 زادروزی ، دارای نوشته ای سه زبانه با مضمون (( من ، کوروش ، شاه هخامنشی ام . )) ، بوده است ؛ ولی پیش از سال 1880 زادروزی ، نوشته را شکسته و از میان برده اند . این نقش را یک مفسّر هندی به نام مولانا ابوالکلام آزاد ، تصویر ذوالقرنین ( دارای دو شاخ ) که در قرآن از او به عنوان شاهی جهانگیر ، دادگر و نظرکرده ، یاد شده است ، دانسته و سپس ذوالقرنین را با کوروش بزرگ ، یکی دانسته است ؛ امّا این استدلال ها بر پایه ی تاریخی و باستان شناختی ، استوار نیست . کاخ دروازه در پاسارگاد ، همانندی های بسیار به کاخ دروازه ی ملّت ها در تخت جمشید دارد .

اطراف کاخ ، دیواری بلند از کاه گل بوده است . دو اتاق نیز در نزدیکی درگاه های شمال خاوری و جنوب باختری برای نگهبانان ، پیش بینی شده است .

از فروشگاه های مستقر در محوّطه تا میتوانم سوغاتی و یادگاری میخرم .

درباره ی علیرضا هاشمی

علی رضا هاشمی هستم ملقّب به مرد همیشه در سفر ؛ زاده ی 6 اردیبهشت 1362 ؛ دل داده ی ایران و تاریخ و طبیعت بی مانندش . سفر رو به صورت رسمی و ثبت شده از 14 اردیبهشت 1385 با سفری دلچسب به استان آذرآبادگان باختری ، آغاز کردم

مطلب پیشنهادی

روستای سوراوجین

  دهستان رامند از بزرگ ترین دهستان های استان قزوین در شهرستان بویین زهرا ، …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *