جمعه , مرداد ۲۶ ۱۳۹۷
خانه / اردو ها / اردوی عشایری مرّوک

اردوی عشایری مرّوک

1 )) بازدید از این اردوگاه در برنامه ی استانی سپاهان ، جای داشت ولی از آن جا که موقعیّت زمانی برنامه ی سپاهان با برنامه ی زمانی این اردوگاه ، سازگار نشد ، بناچار بازدید از اردوگاه به اردیبهشت ماه ، موکول شد .

2 )) روستای موروک یا مرّوک در راه شهرضا به سمیرم ، قرار گرفته است ؛ بانو و آقای نرّه ای با برپایی یک اردوگاه به سبک عشایر قشقایی منطقه ، میخواهند ضمن فعّالیّت اقتصادی گردشگری ، آداب و رسوم عشایر را نیز زنده نگاه دارند .

3 )) امروز ، بیست و پنجم اردیبهشت ماه که ما به اردگاه آمده ایم ، مراسم عروسی سنّتی ایل قشقایی نیز در همین اردوگاه ، برپاست : زنان با لباس های رنگی و بسیار زیبای سنّتی که از سر تا پای شان را پوشانده است و اندکی از موهای زیبای شان ، آشکار است با در دست داشتن دستمال های رنگی به همراه شماری از مردان که بسیار کم تر از زن ها هستند به صورت دایره وار در حال پایکوبی بسیار منظّم و دلنشینی میباشند ؛ با تکان دادن منظّم دستمال های رنگی و پاهای شان به جلو و عقب به همراه موسیقی آرامشبخش ترکی . فیلم و نگاره برداری از این مراسم ، ممنوع است . ناهار را میهمان این عروسی هستیم : چلوکباب کوبیده به همراه خورش خوش مزه ی آلو که بسیار به من میچسبد .

4 )) پس از صرف ناهار به همراه شاداب که جوانکی است معصوم و ناز به اصطبل اسب ها میرویم و چندین سر اسب ناب و گران بها ، چند سگ و یک قوش را از نردیک میبینیم . پس از دیدار با اسب ها به شهر سمیرم میرویم تا از آبشار بلند سمیرم ، دیدن کنیم ؛ این آبشار در پنج کیلومتری شهر سمیرم قرار دارد و محیطی است برای تفریح و استراحت خانواده ها ؛ آبشار بلندیست که اطراف آن را سکّوسازی و به سازی کرده اند تا جای اتراق مسافران نیز باشد . ورودیّه ی آبشار ، 7000 تومان میباشد .

در راه برگشت به موروک در یک چادر عشایری نمادین ، چای صرف میکنیم .

5 )) پس از برگشت به اردوگاه عشایری ، چادرمان را برمیگزینیم و وسایل مان را در آن ، قرار میدهم ؛ چه کیفی و حالی دارد ماندن در یک چادر عشایری و سپس به گشت زدن و نگاره برداشتن در اردوگاه میپردازیم . اردوگاه از آمیختگی چندین چادر عشایری ، بر پا شده است : چادرهای معمولی و سیاه چادرها .

 

کم کم هوا ، تاریک میشود و کسری نرّه ای از راه میرسد ؛ او ، چای ذغالی را فراهم میکند و از ما برای نوشیدن چایی ، فراخوان مینماید ؛ انصافاً نوشیدن چای ذغالی در سرمای شبانه ، بسیار میچسبد . هنگام شام ، فرارسیده است : به درخواست من ، بانو نرّه ای که مادر کسری هستند ، یک خوراک سنّتی عشایری به نام ساج کباب برای ما ، فراهم کرده اند که بسیار خوش مزه است = گوشت تازه ی برّه به همراه نان سرخ شده . بسیار میچسبد ؛ به همراه ماسینه که یکی از گو.نه های لبنیّاتی عشایر است : همان ماست با سبزیجات خوش بوی کوهی .

پس از شام به خواب میرویم تا فردا بامداد .

6 )) امروز ، آدینه بیست و ششم اردیبهشت ماه است : ناشتایی خوش مزه را در باغ بانو نرّه ای میخوریم : نیمرو با سبزیجات کوهی ، گوجه و خیار ، نان تازه ، پنیر و کره و چای . پس از خوردن ناشتایی به همراه آقای عبدالله عطّار که از دست یاران بانو نرّه ایست به سوی چادر عشایر میرویم . راه زیادی را با ماشین میپماییم و از میان تپّه ها و دشت ها میگذریم تا به چادر یکی از عشایر که از آشنایان آقاعبدالله است ، میرسیم . او به گرمی از ما ، پذیرایی میکند . گوشت تازه به همراه ماست محلّی و تازه در کنار گلّه ی گوسپندان و دو سگ خوابیده و آرام گرفته ، خیلی میچسبد . زندگی عشایر ، زندگی زیبا و جالبیست : درون یک چادر ، همه ی امکانات زندگی را فراهم آورده اند و روزهای خود را در کنار حیوانات شان به شب میرسانند . چای نوشیدن در این چادر ، حال ویژه ای میدهد .

7 )) هزینه ی هرشب مانایی در اردوگاه عشایری برای هر نفر 400 هزار ریال است با ناشتایی ؛ در صورت سفارش و در صورت شدن ، ناهار و شام نیز برای شما با احتساب هزینه ی جداگانه ، فراهم میشود .

درباره ی علیرضا هاشمی

علی رضا هاشمی هستم ملقّب به مرد همیشه در سفر ؛ زاده ی 6 اردیبهشت 1362 ؛ دل داده ی ایران و تاریخ و طبیعت بی مانندش . سفر رو به صورت رسمی و ثبت شده از 14 اردیبهشت 1385 با سفری دلچسب به استان آذرآبادگان باختری ، آغاز کردم

مطلب پیشنهادی

روستای خزین آباد

روستاییست بسیار کوچک و بدون سکنه ی همیشگی در راه کهن قزوین به تهران . …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *