جمعه , آذر ۲۳ ۱۳۹۷
خانه / آب انبارها / آب انبار سردار بزرگ

آب انبار سردار بزرگ

آب انبار سردار بزرگ

21 فروردین 1394

1 )) آب انبار سردار بزرگ ، از مجموعه سازه هایی است که برادران سردار در دوران فتحعلی شاه قاجار در کاسپین ساخته اند ؛ بناهایی که دربردارنده ی دو آب انبار ، یک مسجد ـ مدرسه و یک گرمابه است . اگرچه آب انبار سردار بزرگ ، توسّط برادر بزرگ تر ، حسن خان سردار ، ساخته شده ولی ظرفیّت آن از آب انباری که توسّط برادر کوچک تر ساخته شده است ، کم تر میباشد .

2 )) این آب انبار در خیابان راه آهن ، قرار گرفته و بزرگ ترین آب انبار تک گنبدی ایران به شمار میآید و از بخش های چندی ، تشکیل شده است : سردر ؛ طاق نماها ؛ ایوانچه ها ؛ راه پلّه ؛ انباره ی آب ؛ راه میراب ؛ گنبد و بادگیر

3 )) سردر آب انبار که امروزه با دری فلزّی و سپیدرنگ ، باز و بسته میشود ، حدود 17 متر بلندا دارد و در دو سمت خود ، دارای طاق نماهای زیبایی با مضامین یا حسین و کاشی کاری های خوش نقشی میباشد ؛ این طاق نماها به صورت متقارن در دو سوی سردر ، دیده میشوند و پایین هر یک از طاق نماها نیز یک ایوانچه ی کوچک به چشم میخورد .

سردر آب انبار

طاق نما

  4 )) پس از ورود به آب انبار به فضائی میرسیم که بر فراز آن ، یک گنبدخانه ی کوچک قرار گرفته که دارای آرایه های اندکیست و پس از این فضا ، پلّکان آب انبار ، آغاز میشود : 47 پلّه ی سنگی با بلندای تقریباً 25 سانتی متر که با سه پلّه ی سردر ، روی هم 50 پلّه را تشکیل میدهند . اگر این پلّکان را از پایین به بالا بپیماییم در پایانی ترین نقطه ی آن که نزدیک سردر هم هست ، دو جایگاه برای نشستن و زدودن خستگی در نظر گرفته شده است .

5 )) از پلّکان که پایین برویم در سمت چپ ، فضائی به درون انباره ی آب انبار ، باز شده که گویا در گذشته های دور ، راه پاشیر بوده است ؛ از همین فضا ، وارد انباره میشویم . البتّه این آب انبار در مجموع چهار پاشیر داشته است که با توجّه به کم و زیاد شدن میزان آب آن ، مورد بهره برداری بوده اند .

6 )) انباره ی آب انبار سردار بزرگ با گنجایشی برابر با 3000 متر مکعّب و ابعادی در حدود 17 در 17 در 17 متر است ؛ دیوار انباره با کلفتی ای 3 متری ، اندوده با ساروج میباشد که هنوز هم میتوان آثار ساروج را بر روی آن دید . گنبد بزرگ هم بر بالای انباره ، کاملاً رخ مینمایاند .

7 )) بر بالای رویه ی انباره ، میتوان سوراخ های کوچکی را دید که برای پاک سازی آب با جریان هوا بوده اند ؛ پیل گوش های چهار سوی زیر گنبد هم که برای نگه داشت گنبد ، تعبیه شده اند و شمار آن ها به هشت تا میرسد ، نمای روشنی دارند .

8 )) راه میراب از درون کوچه و کنار دیوار خاوری آب انبار میباشد که با راهی باریک به بالای انباره ، پیوند پیدا میکند . میراب که مسؤول نگه داشت آب از آلودگی ها و پاکیزه کردن انباره ی آب انبار بوده است ، از این راه وارد انباره میشده و با کمک قرقره ی ویژه ای که گوشه ای از میله ی تکیه گاه آن به یادگار مانده است  به کف آب انبار میرفته و به پاکیزه کردن آن میپرداخته است .

9 )) گنبد آب انبار به راستی بزرگ است و بلندایی در حدود 24 متر دارد ؛ بر فراز گنبد هم یک بادگیر کوچک با آجر لعابدار ساخته شده تا با جریان هوا ، به پاکیزه نگاه داشتن آب ، کمک رساند . گنبد ، دو پوسته است تا از ورود گرمای آفتاب به انباره ، جلوگیری نماید ؛ البتّه گنبد در سال های اخیر ، بازسازی های پایه ای شده است .

گنبد بزرگ آب انبار

  10 )) این آب انبار بزرگ از سه قنات یخچال ، تیفوری و خیابان ، تغذیه میشده است .

11 )) دیواره های آب انبار ، بسیار کلفت و 3 متری هستند ؛ بر روی دیوارها ، موج هایی ، دیده میشوند که برای به حرکت درآوردن آب درون آب انبار جهت جلوگیری از راکد ماندن و فاسد شدن آن ، کاربرد داشته است . کف و دیوار هم چنین از ساروج میباشند .

12 )) ساخت این آب انبار ، دو تا سه سال به درازا انجامیده است .

درباره ی علیرضا هاشمی

علی رضا هاشمی هستم ملقّب به مرد همیشه در سفر ؛ زاده ی 6 اردیبهشت 1362 ؛ دل داده ی ایران و تاریخ و طبیعت بی مانندش . سفر رو به صورت رسمی و ثبت شده از 14 اردیبهشت 1385 با سفری دلچسب به استان آذرآبادگان باختری ، آغاز کردم

مطلب پیشنهادی

گشت کوتاهی در آذربایجان باختری

تا فرصتی پیش میاد ، دوست دارم برم به نخستین استانی که دوازده سال پیش …

یک دیدگاه

  1. زندگی تنیدن پی در پی یک عشق به سوی ملکوت است
    ملزوم رسیدن به چنین عشق
    دریدن پی در پی پیله های تزویر و ریاست
    بدر و دور کن از خود این همه پیله که در آن محبوسی
    باز کن پنجره ها را که نسیم شوق دیدار اقاقی را بسر نغمه بلبل زده است
    این طرف ، آن طرف همگی گرده گل نیلوفر حلقه زده اند تا که مرداب، زنده کند این خفته ی زیبا را ….
    شوق را بو کن …. و ببین زندگی در ته یک دره ی تنگ، در دل یک گل ، به صراحت جاریست …
    و ” تو” در اوج، هنوز هم زندانی خود خواهی بود.
    بو کن این باد فرح بخش بهاری را ، تا که جاری شود این نازک وحشی به وجودت .
    داغ گردی ، سیراب شوی ، بروی تا خوده عشق
    و از آنجا بروی تا به سر حد کمال و از آنجاست که دوست داشتن تازه آغاز شود .
    عشق نردبانی است که ” تو” را می برد تا به کمال
    اما
    یادمان باشد روی این نرده ی پیر چادر احساس را وا نکنیم
    گذر از پیچ و خم این نرده ی پیر ، کهنه کاری ، ” مرد سفری” می خواهد .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.