جمعه , تیر ۱ ۱۳۹۷
خانه / بازارها / بازار کاسپین

بازار کاسپین

جواد ، من ، میرحسین و محمّد ؛ علّاف بازار

بازار کاسپین

29 دی 1392

گردشگران : علی رضا هاشمی ، محمّد حسین نژاد ، رضا یارمحمّدی و جواد دانیال زاده

  بازار بزرگ و زیبای کاسپین در محدوده ی مرکزی شهر ، قرار گرفته است . این بازار از سمت باختری با خیابان مولوی ؛ از سمت شمالی با خیابان امام خمینی ؛ از سمت جنوبی با خیابان شهید انصاری و از سمت خاوری با خیابان پیغمبریه و کاروان سرای سعدالسّلطنه ، محدود میشود . پیشینه ی این بازار کهن به حدود 1000 سال پیش و دوره ی حکومت شاه تهماسب صفوی که کاسپین را پایتخت خود ، قرار داده بود ، میرسد . دو راسته ی اصلی و مستقیم این بازار که خطّ پیوند دو خیابان امام خمینی و شهید انصاری در شمال و جنوب هستند ، راسته های علّاف بازار و سعادت میباشند . ما از راسته ی علّاف بازار ، وارد میشویم . این راسته در گذشته به گروهی ، تعلّق داشته که واسطه ی فروش کالاهای روستاییان اطراف شهر به شهرنشینان بوده اند . در واقع ، این گروه ، نقش دلّالی را بازی میکرده اند که به آن ها ، علّاف میگفته اند . برای همین ، نام این راسته را علّاف بازار گذاشته اند . امروزه ، بیش تر مغازه های این راسته را میوه فروش ها و بخشی را نیز آجیل و خشکبارفروش ها در دست دارند . سرای تنکابنی ها ، مسجد کیّال ها یا امام جعفر صادق ، مسجد و آب انبار شهید ثالث و آب انبار شهیدی در این راسته قرار دارند . پایان این راسته به جایی به نام گرده بازار میرسد . چهارراهی که شاخه های دیگری از راسته های بازار از آن ، جدا میشوند . ما به راسته ی پرندگان میرویم . راسته ایست باریک که در آن به فروش پرندگان و برخی حیوانات خانگی ، پرداخته میشود . پایان این راسته به خیابان شهید انصاری ، پیوند میخورد .

من ، میرحسین ، محمّد و جواد ؛ راسته ی پرندگان

  راسته ای که از سمت چپ گرده بازار ، جدا میشود ، راسته ی دالان دراز است ؛ نامی که از کاروان سرایی در آغاز همین راسته ، گرفته شده ؛ کاروان سرایی کوچک که در گذشته ها ، برای استراحت و اتراق بازرگانان ، مورد بهره برداری واقع میشده . امروزه ، تنها یک سردر کهن و طاقی های زیبای آن به هم راه اتاقک های زیرزمینی اش ، مانده اند .

جواد ، محمّد ، میرحسین و رضا ؛ کاروان سرای دالان دراز

پس از امتداد راسته ی دالان دراز به سمت خاور به مسجد کهن جلودار و گرده بازار دیگری میرسیم که البتّه از گرده بازار نخست ، کوچک تر است . راه خاوری این گرده بازار به توقّفگاه و کلانتری بازار و در پایان به خیابان شهید انصاری ، ختم میشود . راه شمالی آن ، راسته ی بزّازها و راه شمال باختری آن ، راسته ی کفّاش هاست .

محمّد ، جواد ، میرحسین و من ؛ مسجد جلودار

ما ، راه شمالی یعنی راسته ی بزّازها را پی میگیریم تا به یکی از زیباترین سازه های تاریخی بازار یعنی چهار سوق کوچک میرسیم . راه خاوری این چهارسوق به سرای رضوی ، منتهی میشود و راه باختری آن ، وارد راسته ی کفّاش ها میگردد . ضرّاب خانه که مرکزی برای ضرب سکّه در عهد گذشته بوده ، پس از این چهارسوق ، قرار گرفته است . راه مستقیم به چهارسوق بزرگ بازار میرسد که بسیار زیباست . در سمت خاوری این چهارسوق ، بازار قیصریّه ، واقع شده است و کمی جلوتر ، تیمچه ی سرباز است . راسته ی بزّازها در پایان به محوّطه ای مستطیلی شکل میرسد که بازار مسگرها یا در لهجه ی کاسپینی ، مسگره بازار ، نام میگیرد . در گوشه ی جنوب خاوری این محوّطه ی مستطیلی ، آب انبار کهن زنانه بازار و در سمت خاوری آن ، یکی از درهای سه گانه ی مسجد زیبای نبی یا شاه ، واقع شده است . گفته میشود در زمان های گذشته ، بازاری ها در تابستان از خریدن یخ ، خودداری میکرده اند ؛ چون آب آب انبار زنانه بازار ، بسیار خنک بوده است . راه باختری این بازار به بازار زرگرها ، پیوند می یابد .

من ، میرحسین ، جواد و محمّد ؛ در بلند و زیبای مسجد شاه یا نبی

بازاری که رنگ زرد طلاهای موجود در مغازه هایش بر زیبایی آن ، افزوده است . در کنار این راسته ، راسته پیه فروش ها ، قرار دارد ؛ راسته ای که تنها یک پیه فروش یا قصّاب کنونی در آن جا به چشم میخورد و مانده ی مغازه ها ، تغییر کاربری داده اند . راسته ی مهمّ دیگر ، راسته ی ریسمان سنج است که از یک سو به بازار سعادت در سمت شمالی اش ، پیوند می یابد ؛ من ، گمان میکنم که نام این بازار از حرفه ی مغازه داران آن ، گرفته شده است که چون در گذشته ها ، متر نبوده برای سنجش پارچه یا هر چیز دیگری که نیاز به سنجش داشته است از ریسمان های ویژه ای ، بهره میبرده اند . در پایان به محوّطه ی بازار سعادت میرسیم که در مورد علّت نام گذاری اش ، دو مورد را مطرح کرده اند :

  1 )) آقا باقر سعدالسّلطنه ی اصفهانی در زمان قاجار ، این بازار را به راه میاندازد و نام آن را از روی نام خود برمیگزیند .

  2 )) نام این بازار از نام باغ هایی گرفته شده که پیش از ایجاد بازار در این جا بوده اند و نام آن زمین ها ، سعادت آباد بوده و کهنای شان به دوره ی صفوی برمیگردد .

  امروزه در بازار سعادت که هم چنان نام خود را نگه داشته است ، چند پاساژ و بانک ، مشغول به کار هستند .

  یکی از گفتنی ها در مورد بازار کاسپین ، این است که گفته میشود شاه عبّاس صفوی ، سفیر روس را برای گردش و تفریح به این بازار آورده است .

  اصطلاح نامدار گدابهار را میگویند که از بازار کاسپین ، گرفته اند ؛ چرا که در بهار و تابستان ، این بازار ، کم رونق بوده است .

  از دیگر راسته های این بازار ، میتوان به راسته ی میخ برها ، راسته ی حلبی بازار و راسته ی روغنگیرها ، اشاره کرد . این نامگذاری ها ، نشان میدهد که هر راسته با توجّه به حرفه ای که در آن به کار ، مشغول بوده اند ، نام گذاری شده است .

  پس از بازدید از مجموعه ی بازار کاسپین برای صرف ناهار به یک غذاخوری باحال در دل بازار میرویم و دیزی را به بدن میزنیم ؛ آن هم در یک محیط قهوه خانه ای کارآگاه علوی !

محمّد ، من و میرحسین ؛ آماده برای خوردن دیزی

جواد ، من ، میرحسین ، محمّد و رضا ؛ با یک درویش که او را در قهوه خانه دیدیم .

درباره ی علیرضا هاشمی

علی رضا هاشمی هستم ملقّب به مرد همیشه در سفر ؛ زاده ی 6 اردیبهشت 1362 ؛ دل داده ی ایران و تاریخ و طبیعت بی مانندش . سفر رو به صورت رسمی و ثبت شده از 14 اردیبهشت 1385 با سفری دلچسب به استان آذرآبادگان باختری ، آغاز کردم

مطلب پیشنهادی

مازندران گردی

یک سفر دوروزه ، اون هم در روزهای میون هفته به مازندران ، بسیار میچسبه …

یک دیدگاه

  1. درود بر شما علیرضای عزیز. خواستم فدر دانی کنم از زحماتت و خوشحالم از اینکه امروز در گروه هم سفریت عضو هستم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *