چهارشنبه , مهر ۲۵ ۱۳۹۷
خانه / برج ها / بر بلندای ستیغ شیرکوه

بر بلندای ستیغ شیرکوه

چهارشنبه دهم مهر 1392 ، صبح زود به سمت شهر و استان زیبا و خاطره انگیز یزد به راه افتادیم و حدود ساعت 15 بود که به یزد رسیدیم . اکنون که وقت داریم به چند دیدنی تاریخی یزد سر میزنیم . ابتدا به سراغ نماد زیبای یزد میرویم یعنی تکیه ی میرچخماق که در دوره ی تیموری توسّط حاکم یزد ، ساخته شده و در بردارنده ی یک تکیه ی بزرگ ، یک مسجد زیبا و یک آب انبار است . سال 1386 که به این تکیه آمده بودم موفّق شدم به بالای آن بروم تا نمای زیبایی از یزد زیر پایم باشد ولی هم اکنون به علّت تعمیرات راه بالارفتن از این تکیه ی زیبا ، بسته شده است .

تکیه ی زیبای میرچخماق ؛ نماد شهر یزد

  پس از بازدید از تکیه به آب انبار 5 بادگیری در نزدیکی تکیه میرویم و از داخل آن که طبقه ی نخستینش به زورخانه ، تبدیل شده است ، دیدن میکنیم . مسجد جامع بزرگ یزد ، زندان اسکندر ، قبّه ی دوازده امام و برج ساعت از دیگر دیدنی های یزد هخستند که تا غروب آفتاب از آن ها ، بازدید مینماییم .

برج ساعت

  با فرارسیدن تاریکی با آقای محمود ملک زاده از کوهنوردان بنام یزدی ، تماس میگیرم تا کروکی راه صعود به قلّه ی شیرکوه را از وی ، دریافت نمایم . با آقای ملک زاده در خیابان قیام ، قرار دیدار میگذاریم و با تعارف وی ، جهت گذراندن امشب مان به منزل پدری ایشان میرویم . آقای ملک زاده با دقّت تمام ، کروکی خروج از شهر یزد به سمت تفت ، مسیر تفت به سمت روستای ده بالا و مسیر صعود به شیرکوه را تهیّه نموده و به ما میدهد . وی ، هم چنین شفاهاً نیز به توضیح جامع و مفصّلی درباره ی شیرکوه و راه دسترسی به ستیغ آن میپردازد . سپس منزل را ترک کرده و از ما میخواهد که شب راحتی را در منزل پدری وی ، سپری نماییم تا فردا ، صعود خوبی داشته باشیم . پس از رفتن آقای ملک زاده ، جهت تهیّه و خرید مایحتاج فردا به فروشگاه مستقر در خیابان قیام میروم و هر آن چه را که جهت صعود فردا ، لازم است خریداری مینمایم . پس از آماده کردن وسایل و جمع و جور کردن کوله های مان ، ساعت 21 و 30 دقیقه ، دل به خواب میسپاریم .

  فردا صبح ، 5شنبه 11 مهر ماه ، رأس ساعت 4 و 30 از خواب برمیخیزیم و به سوی شهر تفت ، حرکت میکنیم . مسیر از تکیه ی میرچخماق به سوی خروجی تفت ، بسیار سرراست است . وقتی به تفت میرسیم ، فرعی سمت چپ میدان نخست این شهر را داخل میشویم و پس از پشت سر گذاشتن جادّه ای پرپیچ و خم و خلوت به روستای ده بالا میرسیم . روستایی بزرگ و خوش آب و هوا . تا بیرون روستا را با ماشین میرویم و ماشین را در جایی که مینی بوس های زیادی به هم راه چند ماشین شخصی ، پارک کرده اند ، متوقّف میکنیم . پس از آماده شدن ، پوشیدن لباس های ویژه و برداشتن کوله ها ، رأس ساعت 6 و 10 دقیقه ی صبح ، کوهپیمایی را میآغازیم . کمی که که جلوتر میرویم ، مسیر پاکوب در سمت راست مان ، آشکار میشود . این مسیر را پی میگیریم تا پس از حدود نیم ساعت به چشمه ی نخست میرسیم که چشمه ای است کم آب .

ابتدای مسیر کوهنوردی ( دروازه ی ورودی شیرکوه )

پس از اندکی استراحت ، حرکت را آغاز میکنیم . از این جاست که شیب مسیر ، آغاز میشود و اگرچه شیبی تند نیست ولی طولانی است و نفسگیر .

بخشی از مسیر کوهنوردی

جای جای مسیر با تابلوهای راهنما و تابلوهای هشداردهنده ، مشخّص شده است .

من در شیب نخست مسیر

  پس از طی کردن شیب نخست به کناره ی یک دیواره ی سنگی بزرگ و بلند میرسیم که راه پاکوب در امتداد آن ، ادامه پیدا میکند . پس از عبور از این راه است که به چشمه ی دوم میرسیم که پرآب تر از چشمه ی نخست است . در کنار این چشمه هم کمی قوای مان را بازسازی کرده و استراحت مینماییم و سپس حرکت را آغاز میکنیم . اندکی که از چشمه ، دور میشویم به سخت ترین و نفسگیرترین بخش راه میرسیم : درّه ی نجیب . درّه ای که بر خلاف نامش ، اصلاً ، نجیب نیست و دارای شیب تندی میباشد . عبور از این درّه ، حدود یک ساعت و نیم زمان میبرد . وقتی به بالای درّه میرسیم به سمت چپ میپیچیم که با راه پاکوب و تابلوی راهنما ، کاملاً مشخّص است . راهی در حدود 2 کیلومتر را که طی میکنیم به پناهگاه نخست میرسیم .

پناهگاه نخست در بلندای حدود 3800 متری

  این پناهگاه ، مجهّز به دست شویی ، تخت خواب ، چند اتاقک ، چند پتو و یک چشمه ی پرآب است . ساعت ، 11 و نیم است که به این پناهگاه رسیده ایم . صبحانه را صرف میکنیم و پس از استراحتی مفصّل به سوی ستیغ به راه میافتیم . مسیر پس از پناهگاه نخست ، تقریباً ساده تر و کم شیب تر است . پس از طیّ میزانی از مسیر ، دکل برق بزرگی که بر روی ستیغ ، برافراشته شده از دوردست ها ، دیده میشود . سرانجام با پشت سر گذاشتن مسیری پرپیچ و خم و استراحت های مکرّر در ساعت 16 و 30 به ستیغ سرافراز شیرکوه میرسیم .

ستیغ سربلند شیرکوه

  در این بلندا نیز یک پناهگاه ، ساخته شده است که ما نیز شب را در این پناهگاه در کنار سه دوست کوهنورد یزدی ( علی محمّد ، علی رضائی و وحید ) میگذرانیم .

پناهگاه دوم بر فراز شیرکوه

  کمک این سه دوست کوهنورد یزدی به ما در دادن غذای مناسب ، کمی دارو و همین طور وسایل خواب ، امریست که هیچ گاه فراموش مان نمیشود .

مرد همیشه در سفر بر فراز شیرکوه ( بلندای 4075 متری )

  فراز شیرکوه ، واقعاً زیباست ؛ به خصوص آن گاه که خورشید در حال غروب کردن بود و من به یاد تمام کسانی افتادم که دوست شان دارم . باد شدیدی میوزید ولی گرمای ناشی از عشق به شیرکوه بر این سرمای شدید ، چیره میشد . اطراف شیرکوه را نیز کوه های بلند و زیبای دیگری ، پوشانده اند و شهرهای تفت و یزد از فراز این ستیغ زیبا ، رخ مینمایانند .

  صبح زود که از خواب برمیخیزم با صحنه ی زیبای برآمدن آفتاب ، رو به رو میشوم .

نگاره ی برآمدن آفتاب از فراز شیرکوه

  با همراهی سه دوست یزدی مهربان مان ، مسیر فرود را پیش میگیریم .

علی محمّد ، علی ، محمّدمهدی و من

وقتی به پای کوه میرسیم ، مهمان یک لیوان شربت عرقیجات خنک میشویم توسّط دوستان یزدی و سپس به سمت شهر یزد برمیگردیم و بازدید کوتاهی از آتشکده ی زرتشتیان هم انجام میدهیم .

آتشکده ی زرتشتیان یزد

ناهار را هم در یزد ، صرف میکنیم و به سوی کاسپین بازمیگردیم .

صعود به ستیغ 4075 متری شیرکوه را نیز در دفتر خاطرات سفرهایم ، ثبت مینمایم ؛ باشد که روزی پای بر دماوند نهم .

درباره ی علیرضا هاشمی

علی رضا هاشمی هستم ملقّب به مرد همیشه در سفر ؛ زاده ی 6 اردیبهشت 1362 ؛ دل داده ی ایران و تاریخ و طبیعت بی مانندش . سفر رو به صورت رسمی و ثبت شده از 14 اردیبهشت 1385 با سفری دلچسب به استان آذرآبادگان باختری ، آغاز کردم

مطلب پیشنهادی

مسجد خواجه شهدا

در محلّه های قدیمی و تو در توی قزوین ، میتوان سراغ از مساجدی گرفت …

۹ دیدگاه

  1. ماشالله ماشاالله بهش بگید
    ماشالله

  2. خدا قوت برادر! ایشالا با همدیگه بریم دماوند 😉

  3. سلام جناب آقاي هاشمي خوبید؟مسرورید؟ سايت و اكثربايگاني هاتونو دیدم.عالی بود.خوشحالم که با یه همچین سایت وگروهی آشنا شدم.براشماوهمه همسفرهاتون که داخل اکثرسفرهاتون هستندآرزوی موفقیت دارم.امیدوارم بهرحال که هستید آرامش حکمران بروجودتان باشد.
    یه پیشنهاد:اگردوست داشتیدداخل سفرهای استانی تون از استان ماهم دیدن کنید،جاهای بسیارزیبایی برادیدن داره

    • درود بر شما . خوش حالم که با شما آشنا شدم ولی کاش میگفتید اهل کدوم استان ایران زیبا هستید . من تا کنون از ۱۳ استان ایران ، بازدید داشتم ، شاید استان شما هم جزء این استان ها باشه .

    • نمیدونم از استان زیبای کردستان دیدن کردید یا نه؟من اهل یکی از شهرستان های استان کردستانم.

      • بله ، من از استان کردستان ، بازدید داشتم و به امید خدا به زودی سفرنامه ی استان کردستان رو در سایتم قرار خواهم داد . کردستان از زیباترین استان های ایران است .

  4. با سلام و درود
    بنده خیلی یزد و یزدی ها را دوست دارم و خاطرات خوبی نیز از این شهر و مردمش دارم

  5. برات آرزو موفقیت روز افزون دارم آقا علیرضا بر قرار باشی دوسته خوبم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *