سه شنبه , آبان ۲۹ ۱۳۹۷
خانه / دژها / دژ شمس کلایه

دژ شمس کلایه

دژ شمس کلایه

23 فروردین 1392

گردشگران : علی رضا هاشمی ، حسین کیانی ، مهدی پاک طینت و ایمان کریمیان ها

صبح زیبای آدینه بیست و سوم فروردین ماه ، پس از صرف صبحانه ، در ساعت 37 : 8 و کیلومتر 72058 به سمت دژ شمس کلایه که در بلندای روستایی به همبن نام ، قرار گرفته است ، حرکت می کنیم . از روستاهای کورانه ، رشتقون ، رزجرد ، رجائی دشت و دیکیّن می گذریم و نخستین میدان شهر معلّم کلایه به نام میدان عقاب را به سمت چپ می رویم تا به روستای کوچک و زیبای شمس کلایه می رسیم . ساعت ، هم اکنون 49 : 10 و کیلومتر ، 72137 است . خودرو را در مکان مناسبی ، پارک کرده و در ساعت 11 با حضور راهنمای محلّی که از طریق وبلاگ روستای شمس کلایه با وی ، آشنا شده ام یعنی آقای علی کریمی ، پیاده روی را آغاز می نماییم .

محلّ توقّف خودرو و آغاز پیاده روی

بخشی از مسیر از دل باغستان های اطراف روستا می گذرد که بسیار بسیار زیبا هستند ؛ به ویژه با جویبار پرآبی که از دل آن ها می گذرد .

بخشی از مسیر زیبای صعود به دژ

به امام زاده ای به نام دوازده امام می رسیم که اندکی را در آن جا ، استراحت می نماییم . پس از گذر از باغات و امام زاده ، پلّکان دژ ، آغاز می شوند : 195 پلّه ی سیمانی را می گذرانیم تا به پای دیواره های بلند و عظیم دژ می رسیم .

من در نزدیکی دژ

دژ شمس کلایه

ساعت ، هم اکنون 18 : 12 است . آن چه از این دژ بر ما ، آشکار شد بدین شرح است :

  1 ) آثار تراش و صیقل داده شدن بر روی دیواره های قلعه ، کاملاً به چشم می خورد .

  2 ) لایه های ساخته شده از سنگ در درون دیواره ها ، دیده می شود که احتمالاً ناشی از ساخت و ساز و توسعه ی دژ در دوران مختلف تاریخی بوده است .

لایه های دژ

  3 ) حفره هایی چند در جای جای دژ ، دیده می شود .

  4 ) وسعت دژ به نظر زیاد می رسد . این وسعت زیاد در کنار ارتفاع بلند دیواره های سنگی بر ابهّت دژ افزوده و رعبی پنهان را به ما ، القا می نماید .

  5 ) به گفته ی آقای کریمی ، سابقاً ، روستای شمس کلایه در نزدیکی این دژ و حدوداً در شمال غربی مکان فعلی روستا ، واقع بوده که بر اثر ریزش سهمگین دیواره های دژ ، روستا ، ویران و در زیر خروارها سنگ ، مدفون شده است .

  6 ) اهالی به این دژ ، میمون دژ هم می گویند . وجه تسمیه ی این نام برای ما ، آشکار نشد . هم چنین ، هفتِک ، نام دیگر این دژ در زبان اهالی است .

  7 ) افسانه ای در مورد این دژ ، بیان می شود و آن هم راه ارتباطی این دژ با سرزمین های عراق می باشد .

  8 ) گویا این دژ هم از مجموعه دژهای سهمگین و شگفتی آور حسن صباح در منطقه ی الموت است .

نمایی از دژ

مهدی ، من و حسین در دژ

  پس از بازدید از دژ و صرف ناهار و چای در امام زاده و رفع خستگی به خانه ی علی آقا می رویم و پس از آشناشدن با خانواده ی خون گرم وی ، راهی کاسپین می شویم .

ما و خانواده ی کریمی

خدانگهدار دژ زیبای شمس کلایه

درباره ی علیرضا هاشمی

علی رضا هاشمی هستم ملقّب به مرد همیشه در سفر ؛ زاده ی 6 اردیبهشت 1362 ؛ دل داده ی ایران و تاریخ و طبیعت بی مانندش . سفر رو به صورت رسمی و ثبت شده از 14 اردیبهشت 1385 با سفری دلچسب به استان آذرآبادگان باختری ، آغاز کردم

مطلب پیشنهادی

رودی و سنگ نوشته ای

آذربایجان ؛ آذرآبادگان یا آتروپاتکان . هر چه بنامیمش ، فرقی نمیکند . سرزمینی است …

۵ دیدگاه

  1. سلام خوب هستید؟ممنون خیلی زیبا شده

  2. با این عمر کم و آرزو های بلند شاید سفر آسونتر کنه درد رفتنو .

  3. درود بر مرد همیشه درسفر

    خسته نباشی عزیز فقط ایکاش از طبیعت زیبای باغات وشکوفه های بهاری هم چندتاعکس قرارمیدادی توسایت.
    مرسی…..ببخشید یادم رفت فارسیش میشه ممنون 🙂

  4. خیلی زیباست جامون خالی … فقط باید یه نکته رو متذکر بشم و اون اینکه وبلاگ = تارنما …:D

  5. سلام آقا علیرضا لطف کنید اصلاح کنید.
    عقاب را به سمت چپ می رویم تا به روستای کوچک و زیبای معلّم کلایه می رسیم.
    معلم کلایه رو کنید شمس کلایه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.