یکشنبه , خرداد ۶ ۱۳۹۷
خانه / رودخانه ها / روزی بارانی در کنار رود حاجی عرب

روزی بارانی در کنار رود حاجی عرب

در تاریخ آدینه 11 فروردین ماه ، با پیشنهاد یکی از ایرانگشتی های گل و نازنین ، رؤیا کلهر ، برنامه ی سفر به رودخانه ی زیبای حاجی عرب که چند ماه پیش در آذر 1390 از آن ، بازدید کرده بودیم ، ریخته شد . در این برنامه ی هیجان انگیز ، به جز خودم و رؤیا ، دوستان زیر نیز هم راهی مان می کنند : 1 ) منا کلهر   2 ) مینا کلهر   3 ) پیمان سلطانی   4 ) مهدی ریاضی   5 ) محمّدرضا کریمی    6 ) زینب هاشمی    7 ) بریر حرزاده    8 ) محمّد کوچک تبار    9 ) احمد حرزاده    10 ) رسول علیخانی    11 ) افنان حرزاده    12 ) احسان حلّاجان    13 ) آرزو فریدون زاده    14 ) امیرحسین هاشمی

رأس ساعت 8 صبح پس از صرف صبحانه به سمت رودخانه ی حاجی عرب که در کناره های روستای رودک در نزدیکی شهر سگزآباد ، واقع شده است ، حرکت می کنیم . هوا ، بهاری و آسمان ، پر از ابر است ؛ امّا هنوز بغض ابرها نترکیده و زمین را از اشک های سپید خود ، سیراب نساخته اند . پس از یک ساعت و اندی به محلّ اسکان در کنار رود حاجی عرب می رسیم ؛ رودی زیبا که با آب روان خود ، دل ها را می شوید و حدّ اقل برای چند ساعتی می تواند آرامشبخش زندگی مان باشد . پس از برپاکردن چادر و آماده کردن مکان اقامت ، بچه های باحال ایرانگشت ، جهت رودنوردی و شکافتن دل زلال و آبی رود ، به راه می افتند . عجب آب قشنگی ؛ آبی که با همه ی سرمایش ، گرمابخش وجودمان میشود و با همه ی سردی اش نمی تواند گرمای دل ما ، ایرانگشتی ها را خاموش یا حتّی کم نماید . گاهی عمقش ، زیاد و گاهی ، کم میشود . گاهی آن قدر فشارش ، زیاد می شود که دم پایی رؤیا را هم همسفر خروش زیبای خود می نماید ؛ تا آن جا که بریر را که برای گرفتن پای افزار رؤیا شتافته ، سه بار بر کف رودخانه می کوبد تا به او ، یادآور شود که این جا ، رود است که حکمفرماست . دم پایی منا را پاره می کند و منا ، مجبور به وصله و پینه زدن به دم پایی خود می شود تا برای بقیّه ی راه ، هم راه و هم گامش باشد .

پس از یک ساعت و یک ربع طیّ مسیر در رود زیبا و در عین حال خروشان حاجی عرب در گوشه ای ، آتشی را برمیافروزیم تا از گرمای این عنصر حیاتی ، جان را تازه کنیم و دوباره به راه بیافتیم . پس از گرفتن گرما از آتش و رفع خستگی ، مسیر کوتاهی را به بالای رودخانه می رویم و سپس مسیر بازگشت را پی می گیریم .

حیفم می آید که در مسیر بازگشت نیز از دل آب نیایم . پس دل را به رودخانه زده و پای در آب نهاده و با آهنگ زیبای رودخانه ، هم گام می شوم . در مسیر بازگشت است که باران ، آرام آرام ، شروع به بارش می کند . خداوندا ، چه رازی در باران زیبایت ، پنهان کرده ای که این چنین آرام و ناز با ما ، سخن می گوید ؟ به راستی کدام موسیقیدان دنیا می تواند آهنگی را به زیبایی ترانه ی باران بنوازد ؟ باران بر رود می بارد و خود را به مام اصلی اش ، یعنی رودخانه می رساند .

به چادر برافراشته ی مان می رسیم ، آتشی را روشن و جوجه ها را سرخ می کنیم تا ناهار خوش مزه ای را که بانوان کلهر ، زحمت کشیده و تدارک دیده اند ، نوش جان نماییم . چه حالی می دهد که یک مجموعه از دوستان ، قدیم و جدید ، بر روی یک زیرانداز ساده و در کنار یک رودخانه ی نازنین و در زیر قطرات ملایم باران ، نشسته باشند و غذائی را بخورند که اگر آن جوّ دوستانه نباشد ، هرگز به دل شان نخواهد نشست .

ناهار را که می خوریم ، آسمان ، صدای اعتراضش را کم کم بلند می کند ؛ ما هم نفهمیدیم که آسمان آبی و زیبا ، ناگهان از چه چیز ، عصبانی شد و این چنین خشمگین ، اعتراض کرد ؟ باد شدیدی ، وزیدن گرفت ؛ تا آن جا که نزدیک بود چادر را که پیمان ، منا و مینا ، داخل آن ، نشسته بودند از جای برکند و با خود ببرد . بچه ها ، هراسان می شوند ؛ گروهی به داخل چادر ، گروهی به داخل ماشین ها و بعضی هم که دل و جرأت بیش تری دارند در همان محیط باز می مانند و آسمان را به مبارزه می طلبند . باد خشمگین که ضربه شستی از خود به ما ، نشان داده ، می رود و ما ، خود را با زحمت رؤیا ، میهمان یک کتری چای ذغالی دبش می کنیم و از آن جا که طبق یک قاعده ای که نمی دانم ریشه اش ، چیست و در کجاست ، زمان خوشی مان به سرعت ، به پایان رسیده ، بار و بنه را جمع کرده و به سوی قزوین به راه می افتیم .

در این جا بر خود ، لازم می دانم از زحمات دلسوزانه و مسؤولیّت پذیرانه ی خانم رؤیا کلهر که مدیریّت این سفر را بر عهده داشت ، سپاس ویژه به عمل آورم .

درباره ی علیرضا هاشمی

علی رضا هاشمی هستم ملقّب به مرد همیشه در سفر ؛ زاده ی 6 اردیبهشت 1362 ؛ دل داده ی ایران و تاریخ و طبیعت بی مانندش . سفر رو به صورت رسمی و ثبت شده از 14 اردیبهشت 1385 با سفری دلچسب به استان آذرآبادگان باختری ، آغاز کردم

مطلب پیشنهادی

استان کهگیلویه و بویراحمد

سفر بسیار خوب ، هیجان انگیز و متفاوتم به کهگیلویه ی نازنین ، شش روز …

۹ دیدگاه

  1. سرپرستی یک گروه سفر یا بر عمده گرفتن مدیریت یک سفر داراری پیش نیازهای خاصی میباشد که با فراهم کردن به موقع آنها در قبل،حین و بعد از سفر می توان سفر خوبی را برنامه ریزی و مدیریت کرده که خانم رویا کلهر با فراهم کردن آنها سفر خوبی رو برای ما تدوین کردند.
    در مطلب زیر در مورد سرپرستی و هدایت یک گروه سفر و پیش نیازهای آن تحقق کوچکی انجام دادم که فکر میکنم به درد شما هم گروهی های عزیزم هم که در آینده مدیریت یک سفر را بر عهده می گیرید بخورد همانطور که بنده از این تحقیق بهره بسیار بردم:

    وظایف سرپرست به سه دسته قسمت تقسیم می شود:
    – وظایف قبل از اجرای برنامه
    – وظایف در حین اجرای برنامه
    – وظایف بعد از اجرای برنامه

    وظایف قبل از اجرای برنامه:
    بطور کلی می توان وظایف سرپرست را قبل از اجرای برنامه به صورت زیر خلاصه کرد:
    ۱- تعیین هدف برنامه.
    ۲- طراحی و برنامه ریزی.
    ۳- شناسایی منطقه مورد نظر.
    ۴- پیش بینی مدت زمان اجرای برنامه.
    ۵- تعیین نفرات شرکت کننده در برنامه.
    ۶- تعیین مسئول تدارکات و در صورت لزوم برخی مسئولیتهای دیگر( مسئول فنی،مالی، امداد، راهنما، و …)
    ۷- تعیین نوع وسیله نقلیه.
    ۸- آگاه ساختن مسئولین گروه یا والدین و دوستان
    ۹- تشکیل دادن یک یا چند جلسه هماهنگی.(در صورت لزوم)
    ۱۰- در صورت لزوم اجرای برنامه های تمرینی.
    ۱۱- اطلاع از وضعیت آب و هوایی در طول اجرای برنامه
    ۱۲- تخمین هزینه برنامه و بهینه سازی.
    ۱۳- کنترل تدارکات برنامه و نیز وسایل فنی.
    ۱۴- اگر برای برنامه وسیله نقلیه ای کرایه شده، کنترل و اطمینان حاصل کردن از وضعیت فعلی آن و پیش بینی های لازم برای جاده ها.
    ۱۵- اطلاع سرپرست از برخی مسائل افراد تیمش بخصوص بیمارها.

    وظایف سرپرست در حین اجرای برنامه
    بدیهی است که بخش مهم وظیه یک سرپرست از لحظه اجرای برنامه آغاز می شود، البته این بدان معنا نیست که بخش قبلی از اهمیت کمتری برخوردار است. هر چه یک سرپرست قبل از اجرای برنامه پیش بینی های لازم را کرده باشد و برنامه را به شکل خوبی طراحی کرده باشد در حین اجرای برنامه از فشار کمتری برخوردار است و می تواند به راحتی برنامه ریزی خود را به اجرا درآورد. و این قسمت از آن جهت مهم است که از این لحظه به بعد جان و سلامتی افراد گروه تا حدود زیادی در دست سرپرست است و نیز بتواند برنامه اش را طبق برنامه ریزی قبلی و موفق اجرا کند.
    – در آغاز برنامه اوضاع روحی و جسمی نفرات و همچنین کوله و و سایل آنها و نیز وسایل عمومی را باید کنترل کرد تا در حین اجرای برنامه مورد و یا مشکلی برای گروه پیش نیاید.
    – آگاهی از کل اوضاع در حال جریان و کنترل آنها می تواند جلوی خسارتهایی به برنامه را بگیرد.
    – در برخی موارد گرفتن راهنمای محلی و با خبر شدن از اوضاع کنونی منطقه ضرورت پیدا می کند ولی همیشه نمی توان به گفته ها و اطلاعات محلیان اطمینان کرد به خصوص از بابت زمان بندیهای برنامه اما در عین حال باید به عقاید و رسوم آنها احترام گذاشت و افراد گروه را از این بابت توجیه کرد.
    – شناسایی معابر از روی نقشه و اطلاعات قبلی گاه در برنامه ها هم ضرورت پیدا می کند. و از این جهت یک سرپرست باید به این فنون آگاهی داشته باشد.
    – پیدا کردن محلهایی مناسب برای زمانهای استراحت و نیز شب مانی و کمپینگ در احیای انرژی و رفع خستگی گروه موثر است و نیز تنظبم زمانهای استراحت به موقع و کنترل آنها در این مورد نقش مهمی دارد.
    – انتخاب صحیح نفراتی برای مسئولیت جلوداری و عقب داری گروه بدین صورت که این نفرات از افراد برجسته و قوی گروه باشند تا بتوانند ریتم مناسبی برای حرکت گروه بوجود آورند و نیز این امکان را به سرپرست بدهند، تا نظم خوبی برای تیم بوجود آورد و بتواند ابتدا و انتهای گروه را کنترل نماید.
    – نظارت بر کار مسوولینی که برای برنامه تعیین شده ، اعم از جلودار، عقب دار، مسئول فنی ، تدارکات، مالی ، گزارش نویس، و … از وظایف مهم سرپرست است.
    – یک سرپرست باید در طول برنامه اطلاع دقیقی از وضعیت روحی و جسمی افراد داشته باشد و نیز از وضعیت امکاناتی آنها از بابت کوله، مواد غذایی و آشامیدنی ها و . . . باخبر باشد تا در موقع لزوم تدابیر لازم را به کار ببرد.
    – سرپرست یک تیم می تواند این توانایی را داشته باشد که در گروه خود بین افراد ارتباط برقرار کند و نیز اگر خود سرپرست بتواند این ارتباط را بین خود و اعضاء قوی تر سازد در کیفیت اجرای برنامه تاثیر مثبت خواهد گذاشت.
    – ایجاد نظم و هماهنگی و کنترل ریتم حرکت گروه و نظارت بر حرکت افراد و جلوگیری از پراکندگی آنان بهترین شرایط سفر را بوجود خواهد آورد.
    – برخورد مناسب سرپرست با افراد گروه بر روحیه تیم تأثیر بسیاری خواهد داشت. هر عکس العملی از جانب او در نظر افراد جلب توجه خواهد کرد مانند چهره ای شاد، عبوس، نگران، گرفته و یا آرام و . . . که تیم از آن تاثیر می گیرد و احساس شادمانی ، نگرانی، دلهره و یا آرامش خاطر را در گروه می تواند بوجود آورد. به خصوص در مواقع دشوار و خطرناک که توان روحی و جسمی افراد ممکن است تقلیل یابد نقش سرپرست در این مورد بسیار مهم خواهد بود و تعیین کننده. تشویق ها و روحیه دادن ها و آرام کردن گروه در مواقع بحرانی باعث خواهد شد تیم سلامت و شاداب برنامه را به اتمام رساند.

    وظایف سرپرست بعد از اجرای برنامه

    معمولا وظایف سرپرست با خاتمه بر نامه تمام نمی شود، بلکه برخی کارهاست که بعد از اجرای برنامه سرپرست باید بدانها توجه داشته باشد.
    دادن گزارش برنامه با نقشه و کروکی دقیق و یا پیگیری کار نویسنده گزارش بر نامه به گروه از آن جمله است.
    پیگیری موارد مالی و برخی تصمیمات در باب آنها و نیز برخی تدارکات باقی مانده.
    اطلاع حاصل کردن از اوضاع و سلامت افراد بعد از خاتمه برنامه.
    پیگیری وسایل فنی و عمومی برنامه و کنترل کردن آنها و بازگرداندشان به گروه و یا صاحبانشان.
    در صورت تمایل برگذاری جلسه پیشنهادات و انتقادات و بحث در مورد برنامه و . . .
    بنابراین می بینیم که چه مسئولیت سنگینی بر عهده سرپرست قرار دارد. ولی از هنرهای یک سرپرست این است که بتواند برخی مسئولیتها را به شکل صحیحی بین نفرات گروه تقسیم کند و خود مانند یک مدیر بر کار آنها نظارت و کنترل داشته باشد و به آنها جهت و سو دهد. افرادی که برای این مسئولیت ها برگزیده می شوند باید هر لحظه سرپرست برنامه را در جریان کارها قرار دهد و گزارشی در اختیار سرپرست قرار دهد تا او بتواند طبق آنها برنامه بایستی آمار کامل و دقیق تدارکات را بداند و سرپرست را در جریان آن قرار دهد و نیز تهیه تدارکات برنامه باید زیر نظر سرپرست باشد و برای استفاده از آنها و تعیین مقدار سهمیه روزانه ( به خصوص غذایی ) در طول مدت برنامه با سرپرست هماهنگی کند.

    در حین صعود در صورت برخورد با مسیرهای فنی، مسوول فنی برنامه مسئولیت تیم را به عهده می گیرد. بدیهی است خود سرپرست می تواند مسوول فنی هم باشد.
    ممکن است سرپرستی بخواهد تمام مسئولیتها را خود به عهده بگیرد در این صورت سرپرست باید از تبحر خاصی برخوردار باشد تا بتواند هم از عهده مسئولیتهایش برآید و همچنین وظیفه سرپرستی اش را بخوبی انجام دهد ولی اگر غیر از این باشد خستگی و فشار شدیدی را باید تحمل کند که این باعث می شود تمرکز روی برنامه از بین برود و کنترل برنامه با مشکل مواجه شود و در برخی مواقع با خطر روبرو شود. برگزیدن کمک سرپرست می توان کمک و مشاور خوبی برای سرپرست باشد ، و نیز اگر احیاناً اتفاقی برای سرپرست تیم رخ دهد تیم دچار مشکل نشود و فردی وجود داشته باشد که این مسئولیت را به عهده بگیرد. در بعضی موارد آزاد گذاشتن برنامه و افراد می تواند در جذاب تر کردن برنامه برای نفرات موثر باشد به شرطی که سرپرست توانایی کنترل و جمع و جور کردن آن را داشته باشد، بدیهی است که این مورد در شرایط خوب برنامه و منطقه امکان پذیر است و همین مورد در شرایط دشوارتر مانند مه، مسیرهای صخره ای و یا بهمن خیز می تواند جان افراد را به خطر اندازد.

    حال با توجه به آنچه گفته شد می توان خصوصیات یک سرپرست را بطور خلاصه به صورت زیر بیان کرد:
    – آشنایی با اصول ابتدایی متناسب با آن سفر
    – کنترل روانی و روحی خود در طول برنامه
    – تجربه شرکت در چندین برنامه سفر
    – اخلاق
    – شناخت از خود ( نقاط قوت و ضعف، جسمی، روحی و . . . )
    – انعطاف پذیری: مشورت با افراد و یا برخی از آنها و تصمیم گیری نهایی توسط خودش، اصرار نورزیدن بی مورد بر اجرای کامل برنامه در صورت غیر ممکن بودن و یا خطر ریسک ننمودن.
    – در هنگام خطر خونسرد، قاطع و سریع باشد.
    – باید آمادگی تحمل سخت ترین شرایط را داشته باشد.
    – واقع گرایی و تابع احساسات نشدن
    – برخوردار بودن از توانایی روحی و جسمی بالا.
    – تا حدودی توان خلاقیت و مدیر و مدبر بودن و قدرت کنترل
    – قابلیت پذیرش انتقاد و یا پیشنهاد از جانب افراد گروه
    در آخر باید این مورد را در نظر بگیریم که همیشه نمی توان یک سرپرست کامل بود و امکان خطا و اشتباه وجود دارد و نباید به خود غره شد و برنامه هایی اجرا کرد و افرادی را با خود برد که از حد توان ما خارج است. باید حد و حدود تواناییهای خود را بدانیم و آن را قبول کنیم و بر طبق آن برنامه ریزی کنیم. زیرا اگر خدای ناکرده اتفاقی در برنامه ای که ما سرپرست آن هستیم بیفتد موجب پشیمانی ها و مسائل جبران ناپذیری خواهد شد.

    ضمنا” در پایان از مسئول گروه آقا علیرضا گل هم تشکر میکنم که در طول سالها با کسب تجارب زیاد سعی در برطرف کردن عیوب خود کرده اند و هم اکنون اینگونه مدبرانه مدیریت می کنند.(این رو به دور از هرگونه قلوی بیان کردم)

    زیبا باشید و سربلند

  2. روزه خوبی بود به من که خیلی خوش گذشت.
    جا داره از خانم کلهر برای تدارک این سفر خیلی تشکر کنم واقعا گل کاشتن.
    ولی از هر چه بگذریم از شیرجه های بریر برای نجات دادن جان دمپایی نباید گذشت.
    یادمون باشه از این به بعد رفتیم جایی واسه بریر وسایل غواصی ببریم.
    دمه بچه های ایرانگشت گرم.

  3. az inke inghad lotf darin mamnon o mochaker,vali bayad begam ke ye khorde say konid az tajrobiati ke to safaramon be dast miarin estefade konin !!! say konin vaghti gorohi darin kari anjam midin ta akharesh gorohi basheo havaye ham dgaro dashte bashin! na inke faghat be fekre khodeton bashin.bazi vaghta karaye bacheha vaghan adamo del sardo narahat mikone…!!

    • ای رؤیا ، اگر جای من بودی چه میکردی ؟ مدیریّت یک گروه کاملاٌمتنوّع با عقاید و دیدگاه های متفاوت . باید هم تمام تلاشت بر این باشه که ضمن حفظ انسجام گروهی ، کسی رو از خودت یا دیگری ، ناراحت نکنی !! وگرنه کارت با کرام الکاتبینه . تقریباٌ ۶ ساله که دارم حرفه ای سفر میرم و توی این ۶ سال ، سختی ها ، مرارت ها ، اهانت ها ، دشنام ها و رنج های زیادی رو متحمّل شدم که بیش ترشونو خودت در جریانی ؛ ولی ببین شیرینی سفر چقدر زیاده که اون قدر برام ارزش داشته که همه ی سختی ها رو به جون بخرم و باز به این مسیر پرفراز و نشیب ، ادامه بدم . سفر ، خیلی شیرینه بالاخص اگه با همسفر خوبی ، همراه باشه .

  4. man cheghad ghor zadama!! vali ensafan khosh gozasht !!! roze khobo por khatereii bod,onam shirino talkh!!

  5. be man ke vaghean khosh gozasht daste hamatun dard nakone

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *