دوشنبه , خرداد ۵ ۱۳۹۹
خانه / دره ها / درّه ی کوچنان و اندج

درّه ی کوچنان و اندج

منطقه ی الموت ، آن قدر زیبا و کهن است که اگر صدها بار از آن ، بازدید کرده باشیم ، باز هم حرفی برای گفتن و مکان جدیدی برای نمایاندن دارد . این بار در روز دوشنبه مصادف با شهادت امام جعفر صادق ( ع ) ، درّه ی کوچنان و اندج را که بارها ، تعریفش را شنیده ایم ، بر می گزینیم تا میزبان مان باشد . رأس ساعت 7 و 43 دقیقه ی صبح به سمت الموت زیبا به راه می افتیم . روستاهای شینقر ، میانبر ، رشتقون و رزجرد و شهر رجائی دشت را پشت سر می گذاریم . دیکّین را نیز که محلّ ولادت مرحوم کریمی راد می باشد ، پشت سر گذاشته و وارد شهر معلّم کلایه می شویم . پس از عبور از معلّم کلایه ، یک سه راهی ، دیده می شود که سمــــــــــــت چپ آن به سوی روستای کوچنان می رود . این سه راهی با یک تابلوی راهنما هم مشخّص گردیده است . ساعت 10 و 43 دقیقه یعنی پس از سه ساعت طیّ مسیر البتّه به صورت تفریحی و با ایستادن های متعدّد و 102 کیلومتر به روستای زیبای کوچنان می رسیم . بالاتر از روستای کوچنان ، پلی سیمانی ، بنا شده که از روی رودخانه ای زیبا می گذرد . خودرو را در بالای این پل ، متوقّف کرده و پس از برداشتن وسایل لازم به زیر پل می رویم تا مکان مناسبی را جهت اقامت یک روزه ی مان بیابیم . پس از یافتن یک مکان مناسب در کنار رودخانه و در زیر سایه ی درختان نازنین و پس از لختی استراحت ، تصمیم به ورزش ابداعی گروه ایرانگشت ، یعنی رودنوردی می گیریم . این ورزش را نخستین بار در سفر دلچسب درّه ی سوگا در اردیبهشت 1387 ، تجربه کردیم که بسیار فرحبخش و روحفزا بود . پاچه های شلوارها را بالا زده ، بند کفش ها را محکم کرده و چوب های بلندی را در دست گرفته و دل را به آب خروشان رودخانه زدیم . رودخانه در طول مسیر خود ، سنگ ها و سنگلاخ ها را درمی نوردید و راه خود را از میان درّه ی کوچنان ، باز می کرد . در برخی جاها ، ارتفاع آب تا بالای کمرمان هم می رسید و در برخی جاهای دیگر به زور تا ساق پاهای مان . حسابی خیس شده بودیم ؛ ولی غرق در لذّت بودیم . لذّتی وصف ناشدنی که جز امید به تکرار آن ، چیز دیگری ، جایگزینش نتواند شد . حدود یک ساعت و نیم ، مسیر رودخانه را پیمودیم . آن گاه که دیگر اندک رمقی برای مان باقی مانده بود ، قــــصد بازگشت کردیم . همان مسیر را البتّه با سرعتی بیشتر برگشتیم و وقتی به مقرّمان رسیدیم ، آتشی را برپا ساختیم ، جوجه ها را به سیخ کشیدیم و نوش جان کردیم .

درباره ی علیرضا هاشمی

علی رضا هاشمی هستم ملقّب به مرد همیشه در سفر ؛ زاده ی 6 اردیبهشت 1362 ؛ دل داده ی ایران و تاریخ و طبیعت بی مانندش . سفر رو به صورت رسمی و ثبت شده از 14 اردیبهشت 1385 با سفری دلچسب به استان آذرآبادگان باختری ، آغاز کردم

مطلب پیشنهادی

تنگ ظلمات

کشورمان ، ایران ، پر است از شگفتی های طبیعی و تاریخی در جای جای …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.