چهارشنبه , مهر ۲۵ ۱۳۹۷
خانه / آبشارها / سنگ نوشته و آبشار پیر غار

سنگ نوشته و آبشار پیر غار

  فردا بامدادان ، پس از یک استراحت شبانه ی دلچــــــــسب در کنار صدای زیبای آب زاینده رود از خـــــواب بر می خیزیم و به سمت مقصد پسین که پیرغار و نوشته ی مشروطیّت است ، حرکت می کنیم .

  برای دسترسی به نوشته ی مشروطیّت ، باید راهی را که از شهرکرد به سامان ، پیموده ایم ، بازگردیم . از سامان تا شهرکرد ، 16 کیلومتر ، درازای راه است . آن گاه که وارد شهرکرد می شویم ، میدان ورودی شهر را به سمت چپ می رویم . پس از پشت سرگذاشتن یک میدان و 2 چهارراه به سمت راست می پیچیم . به نخستین میدان که می رسیم نیز به سمت راست می رویم . از این نقطه تا شهر پارسان ، 33 کیلومتر ، مسافت است . پس از گذشتن از روستای سورشجان ، خوردن ناشتایی در راه و گذراندن سه راهی اردل ، به شــهر پارسان می رسیم . میدان نخست را به سمت چپ و میدان دوم را که به نام حسین ، خوانده میشود نیز به سمت چپ می پیچیم . نخستین سه راهی را به سمت راست و سه راهی دوم را به سمت چپ می رویم . دیگر به محوّطه ی پردرخت و جویباری به نام پیرغار رسیده ایم . خودرو را در توقّفگاه ، پارک کرده و با پیمودن راهی کوتاه به نوشته های زیبایی که در دل کوه ، کنده شده اند ، نزدیک می شویم .

 

  در این سه نوشته ، شرح احضار سرداراسعد به تهران ، بمباران مجلس شورای مردمی توسّط محمّدعلی شاه ، قصد سرداراسعد در پشتیبانی از مردم ، پیوستن مشروطه خواهان به وی ، شرح جنگ در تهران و گشودن آن ، پناهندگی محمّدعلی شاه به سفارت ، جانشینی پادشاهی عضدالملک و مرگ وی و مواردی دیگر ، به تفصیل و سبک نگارشی همان دوران ، آمده است . شوربختانه ، برخی از بخش های این نوشته ، به گذشت زمان از میان رفته و شایان خواندن نیستند .

 در کناره ی سمت راست نوشته ها ، غار کوتاه و کوچکی ، هست که پیر غار ، خوانده می شود . به گفته ی اهالی ، علّت نام گذاری ، ممکن است یکی از دو مورد زیر باشد : 

  1 ) گفته می شود پیری بوده که در این غار از دیده ها ، پنهان گشته است .

  2 ) گفته می شود که به علّت کهن سال بودن ، این غار ، چنین نامی را به خود گرفته است .

  جالب ، آن جاست که در درون غار ، شمع های بسیاری ، روشن کرده اند که این امر ، حکایت از اعتقادی ویژه به این غار دارد . گویا سقف این غار ، فروریخته و بدین علّت ، دسترسی به درون آن ، نشدنی گردیده است .

  پس از بازدید از پیر غار به سمت آبشار زیبایی که در کنار پیر غار و از بالای کوهی زیبا ، فرو می ریــــزد ، می رویم . آب این آبشار زیبا ، بسیارگوارا و دلچسب است . کمـــــــی از آن آشامیده و بدنی هم به آب می زنیم .

  به سمت خودرو می رویم ؛ آن را از توقّفگاه ، بیرون آورده و با پرداخت 3500 ریال به مسؤول توقّفگاه به سوی چشمه ی دیمه ، رهسپار می شویم .

درباره ی علیرضا هاشمی

علی رضا هاشمی هستم ملقّب به مرد همیشه در سفر ؛ زاده ی 6 اردیبهشت 1362 ؛ دل داده ی ایران و تاریخ و طبیعت بی مانندش . سفر رو به صورت رسمی و ثبت شده از 14 اردیبهشت 1385 با سفری دلچسب به استان آذرآبادگان باختری ، آغاز کردم

مطلب پیشنهادی

مسجد خواجه شهدا

در محلّه های قدیمی و تو در توی قزوین ، میتوان سراغ از مساجدی گرفت …

یک دیدگاه

  1. دوران خوش آن بود که با دوست به سر شد
    باقی همه بی حاصلیُ دربدری بود…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *